قصه من و حلزون و نوار موبیوس...!

حلزون نام نمایشی بود که یکی از دوستان من ، آقای علی پورعیسی که کارگردان جوان اما متبحری است، سال گذشته در مردادماه به روی صحنه برد...با دعوت ایشان یکی از اجراهای کار رادیدم ونزدیکی ایده ایشان به نوارموبیوس که یک مبحث ریاضی و هندسی مربوط به اواخر قرن هجدهم میلادی است، سبب شد که مطلبی در مورد آن و ارتباط میان تاتر و معماری بنویسم . بعدا مقاله را برای یک وب سایت معماری( که در آنزمان گاهی برایشان مطلب می فرستادم) ارسال کردم. اما با تشخیص مسوولان آن وبسایت مقاله در یک هفته نامه معماری نیز چاپ شد و تا آنجایی که اطلاع دارم ، مورد توجه خوانندگان نیز قرار گرفت....هفته پیش سر کلاس در دانشگاه در خلال مباحثی در مورد معماری و ریاضیات ، چند کلمه ای هم در مورد نوار موبیوس و خانه موبیوس طراحی خانم فرشید موسوی ، برای دانشجویان توضیح دادم....یکی از دانشجویان گفت که اخیرا چنین مطلبی را در یکی از نشریات معماری داخلی مطالعه کرده است...اتفاقا عصرهمان روز برای خرید کتاب خاصی به کتاب فروشی سرزدم و مقاله مذکور راهم در نشریه...دیدم....فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟....اتفاقی خیلی معمولی، البته خیلی معمولی در ایران!....

مقاله مذکور عینا کپی شده بود ودرحدود یک سوم مقاله جدید به نام نویسنده ای که نمی شناسمشان چاپ شده بود...( در حدود 106 سطر در سه ستون مقاله جدید را ، نوشته من تامین کرده بود!)...اما نامی از اینجانب به عنوان نویسنده درج نشده بود!.....

به یاد یکی از پست های اخیر دوست و همکار گرامی ام دکتر ایمان رییسی افتادم که در مورد روزگارمان نوشته بود:"Copy  و Paste می کنم ، پس هستم !"....

.به پیشنهاد بسیاری از دوستان نامه اعتراض آمیز برای مسولان مجله فرستادم...که البته آنها را به هیچ وجه مقصر نمی دانم چون به نظر من مسولیت هر مقاله با نویسنده آن است...

.مساله کپی رایت در کشور ما مساله ای جالب شده است...خودم را که چه عرض کنم!..اماکارگردانان بزرگ سینمای ایران هم هنوز از پس این مشکل برنیامده اند!...چه برسد به اینجانب..!...

فقط وظیفه خودم می دانستم که این موضوع را برای دوستان بازگو کنم...به نظرم می بایست هرکس هر ایده ای برای حل این مشکل دارد بیان کند و یا حداقل آگاه سازی کند... !

به هر حال فکر کردم حالا که قصه من و حلزون و نوار موبیوس ..!...تبدیل به سریال چند قسمتی شده ...شاید بد نباشد که شماهم نگاهی به آن بیاندازید:

 

 

 

    حلزون و نوار موبیوس...!

 

 

 1

 نمایش «حلزون» به نویسندگی و کارگردانی علی پورعیسی، که سوم تا بیست و پنجم مردادماه جاری در خانه نمایش اجرا می‌شود، نگاهی نو به کیفیتی آشنا در ارتباط میان انسان‌ها دارد. کیفیتی که در سال‌های اخیر به عنوان یکی از ویژگی‌هایِ دنیایِ امروز، در میانِ مباحثِ فلسفی جایگاه خاصی را پیداکرده‌است. این کیفیت یا ویژگی در تعریف هندسی خود با عنوانِ «نوارموبیوس» شناخته‌می‌شود که به لحاظ فرمال نیز دستمایه برخی از طرح‌های معماری نیز قرارگرفته‌است. در این نوشتارِ کوتاه تلاش می‌شود ارتباطِ مفهومی‌میان این نمایش، نوارِ موبیوس و آثار معماری ملهم از آن به طورِ مختصر ارائه‌شود.

"حلزون" با انتخابِ موضوعی آشنا اما پیچیده از روابط میان زوج‌ها، به روایت "تکرارِ حوادث"، "پیوستگی اتفاقات" و "تبدیل درون به برون" یک پدیده به یکدیگر می‌پردازد. این نمایش داستانِ دیر آشنای ِ "بی وفایی میان ِ همسران" را طرح می‌کند که از ابتدای نمایش با حضور بازیگر زنِ شماره 1، آغاز می‌شود و با حضور مرد شماره 1 تماشاگر در فضایِ داستان قرار می‌گیرد .با خروج بازیگر زن شماه 1 از صحنه، بازیگر زن شماه 2 وارد می‌شود و به همین ترتیب با خروج بازیگر ِ مرد ِ شماره 1، مرد ِ شماره 2 وارد مط شود و این حلقه حضور بارها تکرار می‌شود.
از یک سو تغییر و تبدیل شخصیت های داستان به یکدیگر و از سویی دیگرتکرار یک مفهوم در میان هریک از زوجین، نوعی تکرار و پطوستگی میان اتفاقات در حلقه های ی متوالی را به نمایش می‌گذارد.

 


      2   3

در عین حال، پورعیسی (نویسنده و کارگردان نمایش) با تکنیک ویژه‌ای، تماشاگران را نیز وارد داستان می‌کند: متناسب با متن نمایشنامه و در خلال داستان تصاویر تماشاگرانی که در همان لحظه در هاله تماشایی نمایش هستند از دو مانیتور که در صحنه تعبیه شده است، پخش‌می‌شود و بازیگران دیالوگ‌های مرتبط با تصاویر را اجرا می‌کنند. در واقع در این بخش از نمایش "درون" و "بیرون" صحنه یکی می‌شود.
"تداخل ِ درون و بیرون"، " پیوستگی اتفاقات"، " تکرار ِ حلقه های مفهومی‌تا بینهایت بار "، " حرکت ِ آهسته تبدیل ِ شخصیت های ِ داستان به یکدیگر" و...همگی به ویژگی ِ پیچیده روابط میان انسان ها اشاره دارد.این ویژگی در تعریفِ هندسی خود با نام " نوار موبیوس" شناخته می‌شود. (تصویر4)
درواقع ابتدایی‌ترین ایجاد این نوار، انتخاب نوار مستطیل شکل، دراز و نرمی است که آن را یکبار می‌پیچانیم و بعد دو انتهای آن را به هم متصل می‌کنیم. سطحی که بدین ترتیب به دست می‌آید نوار موبیوس نامیده می‌شود.
این سطح تنها یک رو دارد بدین معنی که به عنوان مثال یک صفحة کاغذی را می‌توان با دو رنگ گوناگون در دو طرف آن، رنگ کرد اما نوار موبیوس را با این روش، نمی‌توان با دو رنگ مختلف رنگ کرد. در صورت اقدام به چنین کاری، به همان جایی که رنگ کردن را در ابتدا آغاز کرده‌ بودیم می‌رسیم، در حالی که در طرف دیگر نوار هستیم. پس نوار موبیوس، سطحی است که یک رو دارد و حرکت ما روی آن تا بینهاِت بار تکرار می شود.
تعریف خاص ریاضی :دلیل «یک رویه بودن» این نوار، به شرح زیر است که : در هر نقطة a از نوار موبیوس، می‌توان دو بردار با جهت‌ ‌های مختلف رسم کرد که بر نوار موبیوس در این نقطه عمود باشد.

 

4


این بردارها را قائم‌های نوار موبیوس در نقطة a می‌نامیم . یکی از این بردارها را انتخاب و نقطة a را به تدریج روی نوار موبیوس، جابجا می‌کنیم، در این صورت بردار ما هم همراه با نقطه a جابجا می‌شود . بنابراین، روی نوار موبیوس، چنان مسیر بسته‌ای وجود دارد که اگر قائمی این مسیر را روی سطح بپیماید، به جای اینکه به وضع نخستین خود برسد، روی برداری که در جهت مخالف وضع نخستین آن است قرار می‌گیرد.
خاصیت موبیوسی: خاصیتی است که رابطه بین «درون» و «بیرون» را وارونه می‌کند. یعنی هر نقطه از یک سطح موبیوسی در عین حال که درون است، بیرون نیز می‌باشد، بنابراین در یک تغییر پیوسته نوعی دگرگونی در ماهیت یک فضا صورت می‌گیرد.در واقع در این حالت، فضا خاصیت دوگانه اما پیوسته پیدا می‌کند.
"خاصیت موبیوس، که گذر از درون به برون و از برون به درون را ممکن می‌کند، کمابیش توانسته است بر فراز شکاف حاصل از ثنویت پلی بزند. "(شایگان، 1380)
بنابراین،فضای ِمیان "برون و درون"، " پیوستگی" و " تکرار" با یک تعریف ریاضی به یک سطح هندسی تبدیل می‌شود. سطحی که بر آن در هر لحظة هم داخل و هم خارج فضا هستیم.


5

این ویژگی در طراحی معماری مورد توجه قرار گرفته است.
فرشید موسوی در پروژه‌ای به نام خانة مجازی (Virtual House) از خاصیت نوار موبیوس برای طراحی استفاده می‌کند.او با این ساختار، سطح توپولوژیکی به وجود می‌آورد که در آن هر اتاق با اتاق دیگر ترکیب می‌شود تا نواری دو طرفه و دو منظوره را درست کند. (تصویر5و 6)
در آن تضاد بین داخل/خارج، جلو/عقب، پائین/بالا و دیگر مفاهیم در یک سکونت گاه، مورد سؤال قرار می‌گیرد وارتباطی خاص میان این مفاهیم به وجود می‌آید.
ساختار هندسی نوار موبیوس، "درون و بیرون" با "داخل و خارج" را تلفیق می‌کند و فضای سومی با کیفیتی جدید به وجود می‌آورد.این فضایِ سوم،فضایی است که "همزمانی"، "تبدیل"، " تکرار" ...در میان پدیده ها در آن رخ می‌دهد.
اما بحث اصلی که این نوشتار کوتاه تلاش داشت به آ ن اشاره کند، نحوه بروز مفاهیم در قالب فرم های ِ متنوع است.به این معنی که چگونه یک "مفهوم"، یک "ویژگی" و یا یک " کیفیت" می‌تواند با فرم های ِ گوناگون ظاهر شود. در قالب یک "نمایش"، به صورت فرمول "ِریاضی"، در شکل ِ یک ترسیم "هندسی" و یا در فرم یک "اثر معماری".
بی شک ارتباط میان این فرم ها، در عین تنوع آن ها، اهمیت ِ مطالعه و تأمل بر حرکت جریان های ِ هنری – به موازات هم _ را بیش از پیش آشکار می‌سازد.


6

 


منبع:

هفته نامه نقش نو- ذوره جدید پیش‌ شماره 1- صفحه 15
پینوشت:
1-عکس هایِ نمایش از محسن یزدی پور
2- شایگان، داریوش (1380) : » افسون زدگی جدید، هویت چهل تکه و تفکر سیار»، ترجمه : ولیایی، فاطمه / نشر فرزان، تهران

منبع اینترنتی:

http://report.aruna.ir/archives/2006/Aug/%204/821.php

 

/ 10 نظر / 91 بازدید
یک دوست

آزاده عزیز سلام نوار موبیوس و ویژگی هندسی ان جالب توجه است. اما به موضوع درون _بیرون هندسی یا یک رویه بودن یا دو رویه بودن مربوط نیست. مسئله هندسی نوار موبیوس پیچش دو مرحله ای جسم سه بعدی در دو جهت >مثلن x و y است. حرکت روی نوار موبیوس همواره روی سطح خارجی { جانبی } نوار اتفاق می افتد و به "درون " نوار راهی نیست. اما علت اینه نوار موبیوس چشم و حواس بعضی از ما را گول میزند و تداعی های غلطی در مورد درون_بیرون یا یک رو _ دو رو ایجاد میکند به یکی دو پیش فرض غلط و گمراه کننده مربوط میشود که در مورد آنها بیشتر توضیح میدهم.

آزاده شاهچراغی

(یک) دوست عزیز ازتوضیحات شما بسیار ممنونم...ای کاش که ادامه بحثتان را نیز درج می کردید...فقط یک توضیح مختصر عرض می کنم و آن اینکه: همانگونه که به عنوان مثال در محیط پیرامون ما یک دیوار را بر اساس قواعد ادراک بصری ، یک صفحه ارزیابی می کنیم(نه حجم یا..)...حال آنکه در واقع دیوار سه بعد دارد....می خواهم به این نکته توجه شود که برداشت معمارانه از تعاریف و قوانین علوم ریاضی...می تواند برداشتی تلفیقی از این علوم و قوانین ادراکی مبتنی بر ادراک بصری ( ویا به قول شما گول خوردن چشم و حواس ما) ...یا خطای چشم باشد...که در هردوصورت یکی ازتعابیر معمارانه نوار موبیوس می تواند بحث "مرز" ، "پیوستگی فضایی" ، "درون و برون" و...باشد .کماینکه تعابیر مجسمه سازان و یا همین نمایشنامه حلزون هم مباحث متفاوتی است...از پیامتان بسیار سپاسگزارم و منتظر درج ادامه نظرتان هستم./

یک دوست

ادامه آزاده گرامی یکی از پیش فرض های غلط از عدم تمایز بین "هندسه محض " یا "هندسه ریاضی " و "هندسه فیزیکی" یا هندسه جهان عینی ناشی میشود. نقطه . خط . سطح و حجم تعاریفی قراردادی در یکی از دیسیپلین های هندسه محض >هندسه اقلیدسی < هستند .برای قرن ها تصور میشد این هندسه و تعاریف ان معرف هندسه جهان واقع هستند. با پیشرفت علم به مرور این تمایز توسط دانشمندان روشن شد. هندسه نااقلیدسی و بعد ها چندین هندسه دیگر معرفی شد که همگی متعلق به هندسه ریاضی یا هندسه محض هستند. به بحث اصلی برمیگردم. به هر حال همانطور که شما نیز در کامنت خود نشان دادید هندسه جهان واقع یا فیزیکی در محیط اندازه های متوسط حداقل سه >3 < بعدی است.و تعاریف قراردادی یک بعدی و دو بعدی " نقطه و خط" مابه ازا فیزیکی ندارند.و وقتی از صفحه در محیط فیزیکی یاد شده سخن میگوییم در واقع از سطح جانبی یک جسم سه بعدی صحبت میکنیم. و بدین ترتیب اصولن مسئله درون و بیرون در این وضعیت موضوعیت ندارد. مثال کاغد و رنگ زدن و همینطور حرکت از یک جهت و رسیدن به مبدا از جهت مقابل کاملن در مورد صفحه کاغذ قبل از &quot

یک دوست

ادامه ..مثال کاغد و رنگ زدن و همینطور حرکت از یک جهت و رسیدن به مبدا از جهت مقابل کاملن در مورد صفحه کاغذ قبل از " پیچاندن" و " چرخاندن" آن نیز در صورت استفاده از ابزار رنگ زدن و یا مقیاس متحرک متناسب با ضخامت ورق کاغذ قابل انجام است. ادامه

یک دوست

بدین ترتیب روشن میشود که نوار موبیوس نیست که امکانات جدید رنگ زدن یا حرکت 360 درجه روی سطح را امکان پذیر کرده است. و مسئله این مثال ها در واقع وهم ناشی از کنار هم گذاشتن دو مقیاس کوچک و بزرگ است.>ابزار معمولی رنگ زدن و ضخامت کاغذ. همینطور حرکت متحرک در طول نوار و ضخامت کاغذ. نوار موبیوس بیرون و درون را نیز به هم منتقل نمی کند. یک آزمایش ذهنی به روشن شدن این موضوع کمک میکند. چنانچه مقطع سه بعدی تو خالی >مانند قاب جعبه کبریت < را مقطع نوار بسیار درازی تصور کنیم . بنحویکه پیچاندن وچرخاندن آن ممکن شود . انگاه به سادگی و روشنی میتوان دریافت که با ایجاد نوار موبیوسی این مقطع امکان دسترسی از سطح خارجی >جانبی< به درون مقطع به دست نمی آید.

یک دوست

سلام بهار نو مبارک .همواره شاد باشید. در ادامه این کامنت های پرگویانه به جنبه ای دیگر از پیش فرض های غلط می پردازم. این پیش فرض غلط به درک نادرست از کلمات و واژه ها در زبان مربوط میشود.قضیه بدین قرار است که اکثرن تصور میکنیم کلماتی مانند بیرون . . درون .. اشاره به واقعیتی عینی و خارجی >مصداق معین یا دسته و رده مشخص < دارند. و نقشی مانند کلماتی مثل زضا ..آزاده .. کورش یا کلماتی نظیر انسان .. ...میز.. و حتی سبز ... قرمز ... رنگی ..یا ساه وسفید در زبان دارند. باید توجه کنیم چنین ذهنیتی صحیح نیست. درون و بیرون صرفن بیان زبانی تعابیری ذهنی از روابط موقتی ذهنی هستند . در نتیجه هرگز در جهان عینی واقعی نمی توان درون یا بیرون را یافت. و در نتیجه هیچ ضرورتی برای جستجوی درون و بیرون یا " گذر ار درون به بیرون وبرعکس " وجود ندارد. چرا که نه درون مابه ازا عینی دارد و نه بیرون.

یک دوست

ادامه تشخیص ذهنی بودن و خیالی بودن "درون و بیرون " کار سختی نیست.اول آنکه تصور یکی بدون تصور دیگری ممکن نیست. تا وضعیتی ذهنی را به عنوان درون قرارداد کنید همان لحظه به بیرون نیز شکل داده اید. و هیچ نیازی برای رجوع به واقعیت عینی خارجی برای تشخیص "بیرون " ندارید. دوم انکه هر وضعیتی که "درون " تلقی شود صرفا با تغییر قرارداد ذهنی ما می تواند "بیرون " نیز باشد.باز بدون انکه ضروری باشد تغییری در واقعیت عینی خارجی ان وضعیت بدهیم. مثلن خیابان الف تحت قرارداد ذهنی" شهر". درون است اما همین خیابان تحت قرارداد ذهنی "خانه " بیرون تلقی میشود . .

یک دوست

ادامه سلام مجدد در این کامنت و قبل از اخذ نتیجه از مقدمات ارائه شده در کامنت های قبل اشاره به دو نکته لازم است. نکته اول اینکه به غیر از غیر اخلاقی بودن عدم رعایت حقوق مولف که البته بجای خود مهم است , و شما نیز به آن اشاره کرده اید, مشکل اساسی که اینگونه سرقت ها ایجاد میکند مشکلی عولکردی است. در حالیکه مولف نسبت به واکنش خوانندگان نسبت به عقایدش حساس است . و تحلیل و نقد وحک و اصلاح عقاید مطرح شده در متن توسط خوانندگان یکی از اصلی ترین علل انتشار عقاید توسط مولف است. و در نتیجه نسبت به واکنش های انتقادی یا تفسیری واکنش نشان میدهد. و دذ نتیجه بحث عمق و جهت پیدا کرده و نهایتن مسیر درست تولید دانش طی میشود. اما سارق متن هرگز چنین نیتی ندارد. مسئله او نه کنجکاوی و دانش جویی در زمینه خاص که تخلیه و برون ریزی نیاز های روانی خود نمایی و از این قبیل هیجانات روان شناختی شخصی است. لذا یا به نقد ها واکنشی نشان نمی دهد یا واکنش وی نیز هیجانی وعصبی است .واضح است که سرقت متن منجر به قرار گرفتن در مسیر تولید دانش نمی شود. در نتیجه کارکرد تولید دانش دچار اختلال میشود.

یک دوست

ادامه نکته دوم به مولف مقاله و از یکطرف و میزان توسعه یافتگی نظام تولید دانش از طرف دیگر مرتبط است.در جوامعی که نظام تولید دانش توسعه یافته است نهادهای معتبر علمی دست به ایجاد مجلات معتبری میزنند که مقالات ارزشیابی شده را در اختیار سایرین قرار میدهد. حس عمومی بر این قرار است که محقق تالیف خود را یا از طریق این مجلات منتشر میکند. >این بدان معنی است که حقوق مولف تا حدود زیادی تضمین شده است< و در صورت عدم پذیرش در این مجلات یا از انتشار عمومی تا زمان حک و اصلاح اجتناب مینماید > که در مورد تالیفات و تحقیقات پایه تا حدودی معمول است < و یا در سایر نشریات و حتی روزنامه ها منتشر میکند .در این حالت سوم اولن مولف تا حدودی از حقوق معنوی خود صرفنظر مینمایدو در عوض مزیت های ضمنی دیگری بدست میاورد که در اینجا نیازی به توضیح ان نیست.و دومن به گسترش مباحث تخصصی {در هر سطحی } حوزه کارش به میان عموم و فرهنگ روز مره کمک مینماید. در جوامع فاقد نظام تولید و نشر دانش چنین سازوکارهایی یا وجود ندارد یا گرفتار رانت و باندبازی است.در این شرایط پیشنهاد من این است که حداقل در مورد مقالات و تالیفات نوشتاری معمول {غیر از

یک دوست

در جوامع فاقد نظام تولید و نشر دانش چنین سازوکارهایی یا وجود ندارد یا گرفتار رانت و باندبازی است.در این شرایط پیشنهاد من این است که حداقل در مورد مقالات و تالیفات نوشتاری معمول {غیر از تحقیقات اکادمیک } نویسندگان نسبت به مسائل مربوط به حقوق مولف حساسیت شدیدی نداشته باشند.