سلسله نشست های تخصصی ... (8)...بیان معماری

 

 

 

بیان معماری

......................................

آقای دکتر مهدی حجت

 (استادیاردانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا)

 

منبع این مطلب:

 ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی

دانشکده هنر و معماری

واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی

شماره مسلسل:12

سال دوم شماره ششم

بهمن ۱۳۸۶ 

 

سخنرانی جناب آقای دکتر مهدی حجت استادیار دانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا  در روز شنبه مورخ 17/9/86  در تالار علامه حلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران برگزار گردید. مباحث ایشان بطور خلاصه بر پایه 3 محور زیر استوار بود:1- توجه به مسئولیت معمار در  فراهم آوردن ظرفی برای زندگی انسان 2- شناخت مطلوب ترین شرایط زندگی انسان توسط معمار ضروری است.3- توجه به انسان و شرایط زندگی مطلوب­تر وی تا مطلوب ترین شکل زندگی انسان فراهم شود. در رابطه با سؤالات فوق­الذکر ایشان به طرح سؤالاتی پرداختند: سئوال اولی که توسط ایشان مطرح گردید: یک معمار چه کاری انجام می دهد ؟ وقتی ساختمانی مانند این سالن توسط یک معمار طراحی می شود، نقش معمار در مرتبه جوهری چیست؟ پاسخ ایشان یه این سوال این بود که زمانیکه معمار خطی را می کشد، به تمام آدمها دستور می دهد که با این خط به گونهای که او امر کرده است ،  رفتار کنند . مواردی نظیر اینکه ارتفاع بالای سر چه اندازه باشد ، از کدام سمت نور خورشید را دریافت کند و امثال اینها ، دستورات معمار به مخاطب خود است که به هنگام طراحی اعمال می­نماید . تمامی اقدامات مهندس  معمار، منتج به این مطلب می شود که رفتار و احساس انسانها در آن فضا چگونه باشد. چه کار کنند ؟  چگونه نگاه کنند؟ چه حالاتی را دریافت کنند؟ وقتی معماری، فضایی را می آفریند و مخاطب  را در ارتباط نزدیک با طبیعت قرار می دهد، این امکان را فراهم کرده تا مخاطب این پدیده را دریافت و با طبیعت درگیر شود. انجام هر علمی موضوعی دارد. اگر به فهم موضوع علم معماری، نزدیک شویم، باید این سئوال را مطرح کنیم که موضوع علم معماری چیست؟ در پاسخ ساختمان عنوان می­شود کسی که بنا را می سازد، به مخاطب می گوید چگونه رفتار و چگونه در بنا زندگی کند و  لذا دغدغه خاطر طراح آن است که کیفیت داخل بنا را بدقت ارزیابی کند. دغدغه معمار، شکلی از  زندگی است که برای مخاطب او اتفاق می افتد. معمار بوسیله ساختمان، شکل زندگی انسان را بوجود می آورد و به آن اتفاق زندگی ، در آن ساختمان می اندیشد . پس موضوع علم معماری، ساختن یک ساختمان صرف نیست .حتی هدف او ،  ساختمان بعلاوه زیبایی هم نیست. بلکه هدف معماری، چگونگی کیفیت زندگی انسان است. زمانیکه ساختمان وسیله ای برای بوجود آمدن شکل زندگی می گردد ، ساختمان هدف نیست. زندگی غارنشینی هم وسیله­ای برای حصول به این هدف بوده است. بسیاری از غارها در ایران که توسط تحقیقات باستان شناسی، کشف شدند، با توجه به کیفیت مناسب زندگی و زاویه تابش ماه مورد استفاده قرار گرفته بودند. میزان بلندی، کیفیت منظر، آسایش و غیره از عوامل مؤثر در انتخاب این غارها بوده است. پس دلیل عمده مراجعه انسانها به معمار، برای آن است که بتوانند زندگی آرام و همراه آسایش در فضا داشته باشد. زمانیکه نوازنده­ای خوب می نوازد ، نمی گوئیم چقدر خوب زخمه می زند.  بلکه موسیقی خوب با زدن زخمه پدیدار شده و محصول آن صوتی دلنشین است. در معماری هم بوسیله ساختمان، مقام و شأن انسان را تعریف می کنیم. مسئولیت معمار تنظیم شکل زندگی انسان است و این شکل تحت عوامل دیگری غیر از ظرف زندگی او است. ما در ظرفی مکانی زندگی می کنیم و این ظرف بر ما تأثیر می گذارد. استفاده از نوع رنگها، شکلها و اندازه ها، بر نحوه تأثیر ظرف زندگی و حالات و روحیات ما مؤثر است. در پس هر شکلی در معماری یک معنا، اعتقاد و باور وجود دارد. مثلاً : در کلاس جراحی استاد در ارتفاع پائین تر و دانشجویان در ارتفاع بالاتر قرار دارند تا بتوانند بر نحوه کار استاد مسلط باشند. معمار با ساختمان با هدف ایجاد کیفیت زندگی، ظرف زندگی مطلوب را فراهم می کند و اگر رابطه انسان با خودش، طبیعت، دیگران و خدا برقرار گردد ، بهترین شکل زندگی تحقق یافته است. حال دو اصطلاح انشاء و قرائت کردن مطرح می شود در هر دو مورد شکل زندگی است که در معماری، انشاء و قرائت می شود. معماری تندیسگری نیست، معماری با شکل خودش حرف نمی زند . بلکه با درونش قادر به حرف زدن خواهد بود . فرم معماری در مخاطب ، امکان انتقال یک حس را فراهم نمی آورد. بلکه  امکان زندگی کردن یک حس را پدید می آورد. زمانیکه انسان در مقابل هنرهای شاعرانه یافیگوراتیو قرار می گیرد، حواس و قوه ادراک مستقیماً دنبال پیدا کردن آن مفهوم خواهد بود. در مقابل معماری، امری دریافتنی و حس کردنی را زندگی می کند. معمار با خلق معماری فرمی برای زندگی و بوسیله ساختمان شکل زندگی را تعریف می کند و بوسیله شکل زندگی،   زمینه های اعتلای انسان را فراهم می آورد. معمار برای زندگی افراد ظرف نمی سازد، بلکه برای مطلوبتر کردن زندگی افراد ، ظرف می سازد . هدف معمار تبدیل زمین به آسمان و زمین به بهشت است. که در تفاسیر بهشت به عنوان یک مکان معماری به انسان در دنیای باقی وعده داده شده است. دومین سئوال مطرح شده آن بود که : برای ساخت مکانی برای موجودی ناشناخته چگونه عمل می کنیم؟ قطعاً اولین قدم، شناخت آن موجود و شرایط مربوط به اوست . زمانیکه در مورد موجودی ناشناخته، نیازمند کسب اطلاعات هستیم، پس چگونه برای طراحی ظرف زندگی انسان، دچار فقدان این شناخت هستیم.عدم مشخص بودن موضوع علم معماری برای ذهن ما، یکی از دلایل عدم موفقیت در طراحی است. خلاقیت یکی از عامل­های مهم است که بدون داشتن اطلاعات در مورد موضوع علم معماری پدیدار نخواهد شد. توجه به بعد انسانی معماری یکی از جنبه های مهمی است که امروزه بسیار مورد اهمیت قرار گرفته است. در حالیکه معماری جمع و محصول همه هنرهاست ولی امروزه با وجودیکه آدمی از هنرهای دیگر توانسته به تنهایی بهره مند شود و آن را درک کند ، متأسفانه هنوز در معماری به این هدف، نائل نشده است. معماری زمانی پدیدار می شود که حکمت، بینایی، صناعت و دانایی با یکدیگر پدیدار گردد. کیفیت انتقال ذهن به عین، حکمت به صناعت، نیازمند خلاقیت است. خلاقیت در اینجا همان تبدیل در مرحله ذهن به عین و حکمت به صناعت پدیدار می شود و بدون آن مقدور نخواهد بود. در یک گنبد خانه ، 4 عنصر (آب، باد، خاک و آتش) از عناصر مادی در 4 ضلع به  یک وحدت در نوک گنبد تبدیل می شود. در معماری وقتی در یک فضای معماری مانند گنبدخانه قرار می گیریم، این حس تبدیل کثرت به وحدت را زندگی می کنیم و در ساخت این اتفاق، آنرا تجربه می کنیم. در یک جمع بندی کلی بطور خلاصه می توان گفت :1- با توجه به اینکه مسئولیت معمار، فراهم آوردن ظرف زندگی انسان است 2- با توجه به اینکه شناختن مطلوب ترین شرایط زندگی انسان، برای معمار ضروری است.3- برای اینکه مطلوب ترین شکل زندگی انسان فراهم شود، لازم است که خود انسان و شرایط زندگی مطلوب برای او فهمیده شود. آنگاه مجموعه این 3 مورد این امکان را فراهم خواهد آورد تا از یک سمت، یاد بگیریم که چگونه در معماری مانند هر هنر دیگری تکنیکها را بدانیم و از صناعت به حکمت برسیم . هنرمند دستی بر زمین و دستی بر آسمان دارد. معمار باید شکلی از زندگی مطلوب را انتخاب کند و در ظرفی از زندگی بیان نماید. بدین ترتیب معمار، کار پیامبران را انجام می دهد . زیرا بکمک ظرف زندگی می تواند زندگی انسان و خود انسان را اعتلا بخشد. که این متأسفانه خلائی است که در معماری تمام جهان دیده می شود و  امروزه در جهان مورد توجه قرار گرفته است . در پایان ، جناب آقای دکتر با پاسخگویی به سوالات دانشجویان ، سخنرانی را به پایان رساندند.

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
مهرو

سلام خوشحالم که دوباره برگشتید..... موفق باشید

ب.برزگر

سلام استاد عزیز...خوشحال شدم که دوباره به پنجره آبی برگشتید. در مورد این جلسه باید بگم که واقعا حیف شد که شرکت نکردم. چون موضوع سخنرانی خيلی از سؤاليه خودم و پوشش ميداد...بيان صريح سخنران و اشاره به نکات پايه يی نشان از درک دقيق ايشان از وضع موجود هستش. از بيان سؤالا های خودم پرهيز ميکنم چون جاش تو comment نيست و البته اين عاقبت ما تنبل هاست که تو جلسه ها شرکت نميکنيم. باز هم ممنون بخاطر نوشته هاتون. شاد باشید[گل]