باز هم مساله کپی رایت..!

چندی پیش در مطلبی تحت عنوان(قصه من و حلزون و نوار موبیوس) مساله کپی رایت در مقالات اشاره ای داشتم...یک دوست محترم والبته ناشناس با حوصله وافر و ستودنی به نقد مطلب پرداختند و در حدود ۸-۹ کامنت در این وبلاگ درج کردند...ضمن اینکه از محبت وحسن نظر ایشان برای این کامنت ها سپاسگزارم ...و در حسرت دانستن نام واقعی  ایشان...فکرکردم بهتر است بخش هایی از نظراتشان در خصوص مساله کپی رایت را در یک پست مجزا به اطلاع شما هم برسانم:

..........در این کامنت و قبل از اخذ نتیجه از مقدمات ارائه شده در کامنت های قبل اشاره به دو نکته لازم است.
نکته اول اینکه به غیر از غیر اخلاقی  بودن عدم رعایت حقوق مولف که البته بجای خود مهم است , و شما نیز به آن اشاره کرده اید, مشکل اساسی که اینگونه سرقت ها ایجاد میکند مشکلی عملکردی است. در حالیکه مولف نسبت به واکنش خوانندگان نسبت به عقایدش حساس است . و تحلیل و نقد وحک و اصلاح عقاید مطرح شده در متن توسط خوانندگان یکی از اصلی ترین علل انتشار عقاید توسط مولف است. و در نتیجه نسبت به واکنش های انتقادی یا تفسیری واکنش نشان میدهد. و در نتیجه بحث عمق و جهت پیدا کرده و نهایتن مسیر درست تولید دانش طی میشود. اما  سارق متن هرگز چنین نیتی ندارد. مسئله او نه کنجکاوی و دانش جویی در زمینه خاص که تخلیه و برون ریزی نیاز های روانی خود نمایی و از این قبیل هیجانات روان شناختی شخصی است. لذا یا به نقد ها واکنشی  نشان نمی دهد یا واکنش وی نیز هیجانی وعصبی است .واضح است که سرقت متن منجر به قرار گرفتن در مسیر تولید دانش نمی شود.
در نتیجه کارکرد تولید دانش دچار اختلال میشود.

نکته دوم به مولف مقاله  و از یکطرف و میزان توسعه یافتگی نظام تولید دانش از طرف دیگر مرتبط است.در جوامعی که نظام تولید دانش توسعه یافته است نهادهای معتبر علمی دست به ایجاد مجلات معتبری میزنند که مقالات ارزشیابی شده را در اختیار سایرین قرار میدهد. حس عمومی بر این قرار است که محقق تالیف خود را یا از طریق این مجلات منتشر میکند. >این بدان معنی است که حقوق مولف تا حدود زیادی تضمین شده است<  و در صورت عدم پذیرش در این مجلات یا از انتشار عمومی تا زمان حک و اصلاح اجتناب مینماید > که در مورد تالیفات و تحقیقات پایه تا حدودی معمول است < و یا در سایر نشریات و حتی روزنامه ها منتشر میکند .در این حالت سوم اولن مولف تا حدودی از حقوق معنوی خود صرفنظر مینمایدو در عوض مزیت های ضمنی دیگری بدست میاورد که در اینجا نیازی به توضیح ان نیست.و دومن به گسترش مباحث تخصصی  {در هر سطحی } حوزه کارش به میان عموم و فرهنگ روز مره کمک مینماید.
در جوامع فاقد نظام تولید و نشر دانش چنین سازوکارهایی یا وجود ندارد یا گرفتار رانت و باندبازی است.در این شرایط پیشنهاد من این است که حداقل در مورد مقالات و تالیفات نوشتاری معمول {غیر از در جوامع فاقد نظام تولید و نشر دانش چنین سازوکارهایی یا وجود ندارد یا گرفتار رانت و باندبازی است.در این شرایط پیشنهاد من این است که حداقل در مورد مقالات و تالیفات نوشتاری معمول {غیر از تحقیقات اکادمیک }نویسندگان نسبت به مسائل مربوط به حقوق مولف حساسیت شدیدی  نداشته باشند.

نویسنده:
یک دوست
/ 0 نظر / 6 بازدید