یادداشت های آزاده شاهچراغی

درباره معماری ، منظر ، ... و باغ ایرانی

فایل های صوتی گفتگوی رادیویی

 

لینک دانلود فایل های صوتی گفتگو در برنامه خشت و خیال شبکه رادیویی فرهنگ با موضوع

خلاء تئوری در معماری 

مجری:مهندس علی اعطا

مهمان:آزاده شاهچراغی

 

توضیح:ابتدای فایل ها چند ثانیه ای برنامه موسیقی رادیو را خواهید شنید.

فایل قسمت اول 

#mce_temp_url# 

فایل قسمت دوم

#mce_temp_url# 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٥

معماران و چالش انتخاب معماری در سایت اتوود

 

در صورت تمایل نوشته من با عنوان دوناو سیتی چرچ  در سایت اتوود و به بهانه "معماران و چالش انتخاب معماری" را بخوانید.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۳

معماران و چالش انتخاب معماری

سایت تخصصی اتوود   از تعدادی از معماران دعوت کرده است تا به انتخاب خود یک بنا که آنها را تحت تأثیر قرار داده است معرفی کنند. قرار است نوشته های این معماران  در روز های آینده بر روی این سایت منتشر شود.در صورت تمایل از این سایت بازدید کنید.

http://www.etoood.com/

event-0292

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٦

گفت‌و‌گو/ تهی‌های هویت‌ساز در شهرهای مدرن

بهمن ماه سال 1392 با  گزارشگر ماهنامه "مه یار"  که ماهنامه ویژه مسائل فرهنگی جوانان است گفتگویی داشتم که اکنون نسخه اینترنتی آن منتشر شده است.

این گفتگو در مورد " هویت در شهر های مدرن " است و با عنوان

"تهی‌های هویت‌ساز در شهرهای مدرن "  منتشر شده است.

 

در صورت تمایل می توانید  متن گفتگو را اینجا مطالعه فرمایید.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٦

سفرنامه ( شماره دوازده)

دوازده  به پنج , نسبت حدودی تعداد دانشجویان دختر به تعداد دانشجویان پسر در آتلیه های طرح معماری ارشد و کلاس های من , در چند سال اخیر  بود.  تا این اواخر هم این نسبت در دانشگاه امری عادی و معمول به نظر می رسید اما گاهی پیش می آمد که در محیط حرفه ای مثلا دفتر ,مهندسان پیشکسوت تر از این مساله ابراز تعجب می کردند.

یکی از نکاتی که در این سفر توجهم را جلب کرد ,تکرار این شرایط در دانشگاه و دفاتر اینجا بود.که اتفاقا کتاب (معماری :شغلی برای یک زن) که در پست پیشین آنرا معرفی کردم نیز کتاب جدیدی در همین زمینه است. چند هفته پیش آمار منتشر شده جالبی از فعالیت بانوان معمار در اروپا و آمریکا به دستم رسید:

بنابر مطالعه انجام شده انجمن معماران اروپا  " اختلاف درآمد  یک معمار تمام وقت مرد و زن در حدود چهل درصد است. یعنی یک معمار مرد شاغل در یک دفتر معماری سالیانه 39600 یورو و یک معمار زن هم رده وی سالیانه 23436 یورو درآمد دارد."

این گزارش ادامه می دهد " تنها یک سوم معماران دارای پروانه کار در اروپا  زنان هستند. بیشترین آنها حدود 56% در فرانسه و کمترین تعداد آنها  کمتر از حدود 40% در هلند فعالند. در آمریکا 13/3 % از معماران دارای پروانه کار زن هستند. "

" در آمریکا حقوق یک مرد معمار شاغل به صورت تمام وقت در دفتر معماری به طور متوسط 83100 دلار در سال  و حقوق یک معمار زن هم رده وی سالیانه 68200 دلار در این کشور است."

 

صرف نظر از اینکه این ارقام نشان می دهد وضیعت درآمد معماران شاغل در اروپا و آمریکا به نسبت مخارج معیشتی ، عدد بدی نیست! ... اما سوال اصلی اینجاست که چرا این تمایز میان معماران زن و مرد هم رده با هم وجود دارد؟

سوال مهم تر اینکه آیا چنین آماری  از شرایط کار حرفه ای معماران در کشور خودمان وجود دارد؟

چرا با وجود حضور چشمگیر دختران دانشجوی معماری در دانشگاه، بخشی از آنها پس از اتمام تحصیلات از عرصه حرفه ای غایب می شوند؟ (ظاهرا در اغلب نقاط دنیا چنین شده است!)

نظر شما چیست؟....

از انتشار نظرات شما در این زمینه استقبال خواهم کرد.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٥

معرفی کتاب: معماری شغلی برای یک زن

عنوان کتاب:Architecture - A Woman’s Profession

ادیتور: Tanja Kullack

انتشاران:jovis

تاریخ انتشار:July 2011

 

معماری نه حرفه ای مردانه است و نه حرفه ای زنانه بلکه فقط یک حرفه است...اما چرا تمایل و گرایش زنان به این حرفه  تا اینقدر افزایش یافته است؟  شاید به دلیل آنست که هنوز پیش فرض های جوامع بر این مبنا قرار دارد که جهان ساخته شده پیرامون ما عموما مردانه است!... در واقع معماری تحت تسلط مردان است - به جز مواردی خاص-  قهرمانان آن "مردان سفید پوست " هستند. 

اما دانشگاه های اروپا و آمریکا قصه ای دیگر را روایت می کنند: سالن های سخنرانی مملو از زنان (‌دختران دانشجوی معماری) است....چرا آنها بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی از صحنه فعالیت حرفه ای(قابل مشاهده) حذف می شوند؟.....

خانم   کولاک ( ادیتور کتاب فوق) با این جملات مقدمه کتاب را آغاز کرده و برای یافتن پاسخ سوالات با  18 نفر از بانوان معمار سرشناس در اروپا و آمریکا مصاحبه کرده است و با دسته بندی مباحث به نتیجه گیری پرداخته است.

افرادی که با آنها مصاحبه شده عبارتند از:

Barbara Bestor-Caroline Bos- Alison Brooks – Eike Delugan Meissl – Jeanne Gang – Barbara Holzer- Lisa Lwamoto- Regine Leibinger- Farshid Moussavi –Fuensanta Nieto – Monica Ponce de Leon- Mary Ann Ray- Dagmar Richter – Ddenise Scott Brown – Nasrin Seraji – Yui Tezuka – Inglill Wahlroos Ritter – Jennifer Wolch. 

 

در زمینه فعالیت بانوان در حرفه معماری تاکنون کتاب ها و مقالات زیادی نوشته شده و کنفراس های متعددی برگزار گردیده ، اما به نظرم این کتاب با دسته بندی مفاهیم و مسائل مستخرج از میان متن مصاحبه با این بانوان، تصویر بسیار جالبی از شرایط بانوان معمار در این حرفه ( البته در اروپا و آمریکا) به ما می دهد که به شدت قابل مقایسه با  شرایط مشابه در کشور ماست.

در پست های آتی بیشتر در مورد این موضوع خواهم نوشت.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٠

معرفی کتاب: چشمان پوست، معماری و ادراکات حسی

 

عنوان کتاب:چشمان پوست،   معماری و ادراکات حسی

تألیف: یوهانی پالاسما

ترجمه: رامین قدس

انتشاران:گنج هنر

 

چرا تصاویر معماری که بر روی تخته های ترسیم یا صفحه کامپیوتر مطلوب به نظر می رسند، تا به این حد در حضور فیزیکی نا امید کننده اند؟

پاسخی که یوهانی پالاسما عنوان می دارد،نهفته در برتری قلمروی بینایی در فرهنگ تکنولوژیک و مصرف گرای امروزی است که در آثار و آموزش معماری رواج یافته است. علیرغم  اینکه تجارب ما از جهان با ترکیب پنج حس به قاعده در می آیند اما همچنان معماری بیشتر تحت التزام صرف به حس بینایی تولید می شود. سرکوب سایر قلمروهای ادراکی منجر به فقر محیط پیرامون و به وجود آمدن احساس جدایی و بیگانگی می شود.

 

مطالعه این کتاب فوق العاده  را به همه دوستان شدیدا پیشنهاد می کنم. 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱

سفرنامه (شماره هفت)

فرقی نمی کند که چقدر منابع در اختیار داشته باشید ، 

وقتی ندانید از اونها چطور استفاده کنید، منابع تان هرگز کافی نخواهند بود.

.........................................................................................

تصویر بالا همیشه برایم معنی داشته، اما در این سفر بیشتر هم معنی پیدا کرد.می دانید این اواخر  در ایران می دیدم که به همراه داشتم  فلش مموری  (یا همون حافظه قابل حمل خودمان!)   در هر مکان و زمانی واجب شده....حالا اگر به جز کار طراحی تو کار تحقیقی و دانشگاه هم باشی که اصلا  نباید یک وقتی خدای نکرده  فلش رو جایی جا بگذاری ...برای همین هم یکی از اولین وسایلی که برای سفرم برداشتم، فلش  بود!.... 

اما تقریبا ازش هیچ استفاده ای نکردم...چون همه جا اینترنت با سرعت خوبی هست و اطلاعات و منابع خودشان خود بخود همراهیت می کنند....همه جور اطلاعات (جدی و فانتزی) را همه جا می تونی ببینی و بخونی و دانلود کنی و برای خودت ایمیل کنی تا همیشه در دسترست باشند...

چند روز پیش تو یک جلسه (البته معمارانه) صحبت از روش های طرح و ساخت "انستیتو مطالعاتی جهان عرب " در پاریس توسط "ژان نوول" بود. من هم جدیدا یک گزارش جالب از دیتیل های اجرایی این پروژه دیده بودم برای همین هم تو جمع پیشنهاد کردم این گزارش اینترنتی رو بخوانند....بلافاصله یک از حاضرین گفت: میشه لطفا لینکش رو بفرستید!....با تعجب گفتم باشه...! چون پیدا کردن این لینک تو اینترنت کار ساده ای بود و کافی بود فقط نام پروژه تایپ بشه...!

بحث رو موضوعات معماری ادامه داشت ...اما من تا آخر جلسه چندین و چند بار دیگر هم این جمله را از حاضرین شنیدم که "میشه لطفا لینکش رو بفرستید !" ...

....

یک اصطلاح خوب تو زبانمان داریم که می گه "چیزی که زیاد بشه از چشم می افته"...واقعا هم همینطور هست.اینجا اینقدر اطلاعات در هر زمینه ( علمی -حرفه ای و ...) در دسترس هست که به چشم آدم ها نیاد و احتمال  استفاده عمیق از اونها کم بشه.... به خاطر همین هست که اینجا یا چیزی نمی دونی یا متخصص می شی...

یعنی یا باید نردبان تخصص ات را پیدا کنی ...یا روی انبوه نردبان ها قد کوتاه بمانی ..!

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٤:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱۱

سفرنامه (شماره شش)

 

 

به مسابقات معماری اعتقادی ندارد.آن ها هم وقتت را تلف می کنند و هم خرج روی دستت می گذارند.به نظرش داشتن وبسایت برای شرکت هم ضروری نیست. ایده هایت به راحتی کپی می شوند.ترجیح می دهد دفترش کوچک بماند. چون اگر گسترشش دهد هزینه پرداختی بیمه(مسوولیت) بیشتر می شود.

خودش را معمار مدرن می شناسد . اما مشتریانش بیشتر برای طرح های سنتی اش ( بیشتر سبک ویکتورین ) سراغش می آیند. روزنامه ها هم بیشتر خانه های ویکتوریایی او را نقد می کنند.از نظرش سبک طراحی اش به مرور زمان تلفیقی شده است. تلفیقی از مدرن و سنت.

مردی پنجاه و چند ساله است. پدر و مادرش هم  آرشیتکت بوده اند. می گفت مادرش خانه های مدرن او را بسیار می پسندد. با انرژی و بسیار خوش سخن است. بیست سالی می شود که دفتر شخصی اش را می چرخاند. دفتری بسیار بسیار پر کار. البته می گوید در طول این سال ها سه بار هم به رکود اقتصادی و توقف ساخت و ساز بر خوردیم اما خودمان را رو پا نگه داشتیم. به نظرش الان وضع بد نیست.

...  ...   ...

وقتی پروژه هایش را نشان می داد خودش هم مثل حاضران در جلسه به وجد می آمد. من هم همینطور. ...راستش را بخواهید من طرح های مدرن ( و کمی مینیمال)  - اش را بسیار می پسندیدم. به خصوص دیتیل های اجرایی فوق العاده کارشده....

اما صادقانه بگویم آقای ریچارد را تا پیش از این جلسه نه می شناختم و نه حتی اسمش را شنیده بودم. اما در جلسه  متوجه شدم که کارهای ساخته شده اش تا کنون جوایز زیادی کسب کرده ....با خودم فکر می کردم لابد اگر یک بار بیاد ایران مشهور تر می شود...! ....اما معلوم بود دنبال شهرت نیست... در دفترش اینقدری پروژه دارد که مشغول آن ها باشد و از این طرف به آن طرف نچرخد....فقط سالی یکی - دو بار فرصت می کند به جلسات این چنینی بیاید. 

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۱

تدوبن فتوت نامه معماران

.....

در تاریخ این سرزمین کسانی بوده اند که بی تقلای نام و نان، خود را وقف رشد معنوی و اخلاقی حرفه شان کرده بودند و خویش را اخوان الصفا می نامیدند. فتوت نامه هایی که در هر پیشه از معماران و بنایان و آهنگران و چیت سازان و جز آن باقی مانده است، شرح اصولی است که یکدیگر را به آن توصیه می کرده اند و فرد خاطی را پس از نصیحت از جمع خویش می راندند و بی اعتبار می دانستند. آیا نهادی جمعی و مدرن مبتنی بر اصولی توافق شده می تواند با اعتبار بخشیدن و یا بی اعتبار کردن یک مسابقه، کیفیت فعالیت حرفه ای را در جامعه معماری ارتقاء بخشد؟ نظر شما چیست؟

...

چه معیاری را برای اعضای این انجمن نظارتی پیشنهاد می کنید؟ نظام انتخابی اعضا چگونه باید باشد؟

چه شیوه ای را برای ارزش گذاری مسابقات معماری و شهرسازی مفید و کارا می دانید؟ نمره دهی؟ سطح بندی؟ توضیحات تفصیلی؟ و یا ؟

چه شیوه هایی برای مشروعیت بخشی و مقبولیت بخشی این نهاد نظارتی در جامعه معماران ایرانی پیشنهاد می کنید؟

چه تهدیدها و یا فرصت هایی را برای چنین نهادی ممکن و محتمل می دانید؟

آیا این نام و این ادبیات را برای چنین مجموعه ای می پسندید یا خیر؟ و چرا؟

 

متن کامل را  اینجا  بخوانید  و  در تشکیل این نهاد اخلاقی مشارکت کنید.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۸

ذهن خلاق: استادیوم فوتبال / بیسبال با زمین بازی متحرک در ژاپن

 

این استادیوم فوتبال - بیسبال حدود ده سال پیش ساخته شده، ولی  جالب و تحسین برانگیز بود. استادیوم سرپوشیده ای که وقتی در آن بیس بال بازی می شود، چمن ها در بیرون از استادیوم نور می خورند و رشد می کنند، و هنگامی که قرار است فوتبال بازی شود، زمین چمن به داخل استادیوم سرپوشیده می رود.در آنجا یک چرخ هم می زند تا تماشاگران بیشتر به زمین مسلط باشند و بتوانند پشت دروازه هر دو تیم، آنها را تشویق کنند.

 

Sapporo Dome, Japan 

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳٠

فراخوان مسابقه طراحی معماری

 

فراخوان مسابقه طراحی معماری

 الگوی دانشکده های واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی

شعب: استان ها

 

لینک سایت اصلی مسابقه

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢

معرفی: Steve Hermann

 

http://www.stevehermanndesign.com

gp_120610_24

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٧

نامه رسیده ...

با سلام

من ارسلان دامغانی، مدیر گروه برنامهٔ رادیوی صدای معماری در دارمشتات آلمان هستم.در اینجا کوتاه به معرفی‌ برنامهٔ صدای معماری می‌‌پردازم.در این مجلهٔ رادیویی شما پای صحبت معماران و نظریه پردازان بزرگ آلمانی‌ زبان می‌‌نشینید. به گزارشاتی از همایش‌ها و نمایشگاه‌ها گوش می‌کنید و در وبگاه صدای معماری دسترسی به تصاویر ، لیست کتاب‌های مربوط به موضوع و فایل صوتی اصل مصاحبه‌ها خواهید داشت. با بیش از سی‌ برنامهٔ ضبط شده، مجموعهٔ قابل توجهی از گفتگوهای تخصصی و در عین حال سرگرم کننده، موفق شدیم قول گفتگو با چهره‌های به نام معماری ، از جمله فرای اتو را بگیریم. در ماه‌های آتی گفتگو‌های ضبط شدهٔ خود با فولکوین مارگ ، معروف به قهرمان ساخت استدیوم‌های ورزشی و معمار به نام اهل هامبورگ ،آقای هادی تهرانی را پخش می‌کنیم. پروژه‌های کوچک نیز از نظر ما دور نبوده اند، از آن جمله، پروژهٔ ساخت مدرسه برای کودکان بادیه نشین در کشور مالی‌ که توسط انجمن "آمی مالی‌" اداره میشود. و یا پروژه‌های محلی همچون ساخت کتاب خانه‌ای نو برای دانشگاه دارمشتادت و یا پروژهٔ سکنی گزیدن مردم در پادگان‌های خالی‌، پس از خارج شدن نیروهای آمریکائی از استان هسن در کشور آلمان. پیشنهاد می‌کنیم مشترک پادکست رایگان ما شوید تا همیشه و همه جا از تازه‌ترین‌های ما با خبر شوید.

آدرس تارنمای صدای معماری
www.voiceofarchitecture.com
برای ورود به بخش فارسی، لطفا بر روی پرچم ایران در گوشه‌ بالای سمت چپ صفحه کلیک کنید
با سپاس

ارسلان دامغانی

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٧

جوایز آقاخان 2010

 

Five Projects Receive 2010 Aga Khan Award for Architecture

    

  Shortlisted Projects 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٤

معماری سردر: نگاهی دوباره

 

گرامیداشت شادروان مهندس کوروش فرزامی

طراح سردر دانشگاه تهران

در تقارن با روز جهانی معمار

زمان : چهارشنبه ١۴ مهرماه ١٣٨٩ ساعت ١٧ تا ١٩:٣٠

مکان: پردیس هنرهای زیبا - دانشگاه تهران

سخنرانان:

دکتر سید محسن حبیبی، دکتر مهدی حجت، دکتر محمود گلابچی،‌دکتر  کامبیز آرامی

 

با سپاس از آقای مهندس حمیدرضا ناصر نصیر برای ارسال خبر.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٢

Leading architect Zaha Hadid named UNESCO Artist for Peace

Zaha Hadid, the renowned Iraqi-born British architect, will be named UNESCO Artist for Peace in a ceremony at Organization Headquarters on 24 June

pls visit here

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦
تگ ها : خبر ، معماری

تفکر درباره فضا: تغییر در موزه گوگنهایم

 

مهر نوشت:بر اساس این طرح این فضای مدور توسط تورهای ویژه حرکات آکروباتیک که به صورت مارپیچ از بالا تا پایین پنج طبقه را در بر گرفته اند، پوشیده شده و بازدیدکنندگان می توانند بدون نیاز به استفاده از راه پله بر روی این تورها قدم گذاشته بر روی آن راه بروند، بنشینند و یا بخوابند.

موزه

این طرح ابتکاری بخشی از برنامه " تفکر درباره فضا: تغییر در موزه گوگنهایم" است که به منظور دریافت ایده های مختلف برای استفاده از فضای داخلی ساختمان مشهور "فرانک لوید رایت" آغاز شده است. در صورت اجرای این طرح بازدیدکنندگان باید موزه را از بالا یعنی طبقه پنجم دیدن کرده و به تدریج و با قدم گذاشتن به فضای معلق میان طبقات به دیدن دیگر بخشهای موزه بروند.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠

گزارش تصویری نمایشگاه"ایده هایی برای اسکان موقت پس از سوانح"

 

طبق برنامه قبلی این نمایشگاه از ١۵ تا ١٧ دیماه برگزار شد...اغلب نظرات بازدیدکنندگان مشوق ما برای ترویج این برنامه در دروس اختیاری کارشناسی ارشد معماری بود...

از حضور  آقای دکتر ماجدی ، آقای دکتر اعتصام ، آقای دکتر شهروز تهرانی، آقای دکتر باور،  خانم مهندس منصوری، آقای مهندس قهاری، آقای دکتر طاووسی و... و بازدید ایشان از نمایشگاه دانشجویان سپاسگزارم...

امیدوارم برنامه های آتی که در ادامه برگزاری این نمایشگاه در نظر گرفته شده است به وقوع بپیوندد...

از خانم کرمی (مدیر آموزش دانشکده) و آقای پورزند برای فراهم آوردن امکان برگزاری نمایشگاه تشکر ویژه داریم.

 برای دانشجویان کوشای این درس آرزوی موفقیت روزافزون دارم ...

 

 

 

 

 

 

من و دانشجویان درس روش های پیشرفته ساخت به ترتیب از راست به چپ در تصویر خانم ها و آقایان: گلمحمدی،ملکی،شاه ملک پور،ارجمندی،(من)،داداشی، خواجه، مطهری، کرمی، بهرامی، سپاسی،شادمهر، حجارزاده، (شکوهی هم در تصویر نیستن!).

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤

ایده هایی برای اسکان موقت

 

 

به مناسبت پنجمین سالگرد زلزله بم

 

دانشکده هنرو معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات برگزار می نماید:

 

نمایشگاه آثار دانشجویان کارشناسی ارشد معماری با عنوان

 

ایده هایی برای اسکان موقت

                      پس از  سوانح             

 

 

طرح های مرتبط با درس روش های پیشرفته ساخت

استاد راهنما: دکترآزاده شاهچراغی

 

 

زمان :

 

 ١۵ تا ١٧دیماه ١٣٨٨ از ساعت٨ تا ١٧

 

 

مکان:

 

تهران،پونک،انتهای بزرگراه اشرفی اصفهانی، بلوار سیمون بولیوار، حصارک، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، ساختمان علوم پایه، طبقه دوم شمالی،

دانشکده هنر و معماری

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢

Yeosu Expo 2012 thematic pavilion, Yeosu, Korea

 

Great Blue Whale design beached

Third prize for nautical themed pavilion

 

 

 

http://www.worldarchitecturenews.com/index.php?fuseaction=wanappln.projectview&upload_id=12552

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱

Mellat Park Cineplex in WORLDARCHITECTURENEWS.COM

Tuesday 06 Oct 2009
World Architecture News. com

 

  

Fluid Motion's stunning new cinema park premieres in Tehran

Mellat Park Cineplex is located in the municipal district 3 of Tehran, an extended and indefinite piece of land with an area of 6,000 sq m, and has been designed and constructed in the far south-east side of Mellat Park. With the total floor area of 15,000 sq m, this project includes 4 movie halls, each occupying 300 people, and a small performance hall with a capacity of 30 people, along with exhibition areas, restaurant, coffee shop, book and CD store, offices and service areas.

Regarding the long and indeterminate shape of the site and the possibility to place 2 movie halls on the ground floor and 2 other movie halls at the basement, the spatial organisation of the project has been defined in a way to present an idea of space in accordance with the physical program and the structure of the project and also having interaction with the exquisite nature of the environment.

Hence, by connecting the rotating slopes of the two movie halls along one another, an extensive covered terrace was created which is the main achievement of this project for the city, and will be a place to talk, to exchange ideas, to celebrate an occasion and a variety of other cultural and social events.

The main attributes of this project can be shortened in 5 main issues:
1.Finding lost spaces in the city to rehabilitate them to active urban spaces.
2. Accordance with the park environment and the perspective of the mountains in the north of Tehran.
3. Integration, Architecture, Structure and Program.
4. Creating a dialogue with the city through the generation of urban open spaces (covered terrace) and also its unconventional and impressive structure.
5. Posing the issue of movement and time through the creation of a flexible and variable structure along the project by employing general ramps; the dynamism and change has been presented both conceptually and literally.

http://www.worldarchitecturenews.com/index.php?fuseaction=wanappln.projectview&upload_id=12480

 

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٢
تگ ها : خبر ، معماری ، ایران

جان هیداک و کوپریونیون

 

 

 

متن کامل این مقاله ، در فصلنامه معماری و فرهنگ، شماره٣۴ در صفحات ۶۵ تا ۶٨ به چاپ رسیده است.

 

اندیشه های جان هیداک و آموزش معماری در کوپریونیون

مولف:آزاده شاهچراغی

    چکیده:

 

مدرسه معماری کوپریونیون که در شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا واقع است در دهه های اخیر در زمره بهترین مدارس معماری جهان شناخته شده است. در حقیقت از یک سو، حضور معماران شاخص و صاحب سبک همچون پیتر آیزنمن، برناردچومی، جان هیداک و... درعرصه آموزش در این مدرسه و از سوی دیگر موفقیت های چشم گیر فارغ التحصیلان آن همچون شیگروبن، توشیکوموری، دانیل لیبسکیند درعرصه جهانی به طور توأمان موجب شده است که شیوه آموزش معماری این مدرسه همتراز با دیگر مدارس مطرح معماری دنیا مورد توجه باشد.

یکی از دلایل اهمیت سیستم آموزشی در مدرسه معماری کوپریونیون، به وقوع پیوستن، اندیشه های جان هیداک درخصوص شیوه آموزش معماری است. جان هیداک که خود در سال ١٩۵٠ از این مدرسه معماری فارغ التحصیل شد از ١٩۶۴تا ١٩٧۵ در آن به تدریس پرداخت و ازآن پس به مدت ٢۵سال تا پایان عمرش(سال ٢٠٠٠) ، سرپرست مدرسه معماری کوپرینیون بود. منتقدین معماری که از جان هیداک به عنوان معمار-پژوهشگر و معمار- معلم یاد می کنند، عقیده دارند که وی نه تنها پایه گذار سیستم آموزش معماری در این مدرسه بوده بلکه افکار، عقاید و تألیفاتش بر آموزش معماری در آمریکا تأثیر بسزایی داشته است.

وی می نویسد:من به تعاملات اجتماعی اعتقاد دارم، پس آموزش می دهم. من باور دارم که دانشگاه یکی از آخرین مکان هایی است که از آزادی ،حمایت می کند و آن را نگاه می دارد، بنابراین ،آموزش علاوه بر ارزش های دیگرش یک عمل اجتماعی / سیاسی(socio/ political) نیز است.من به تألیف و نوشتن ،اعتقاد دارم، بنابر این، من آثار و کارها را با امیدی که در تألیفاتم گزارش داده می شوند، همراه می سازم. من واقع بین هستم و به ثبت گزارش ها اعتقاد دارم .من معتقدم گزارش دادن در حقیقت گواه وشهادت دادن است.

 

 

در این نوشتار پس از آشنایی با ،اندیشه های جان هیداک ،سیستم آموزش در مدرسه معماری کوپریونیون معرفی می گردد وتاثیر این اندیشه و برشیوه آموزشی معماری در این مدرسه مورد بررسی قرار می گیرد.

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۱

نقد:چرا معمارها اینقدر حرف می زنند؟

 

از دوست عزیزم سرکار خانم دکتر نسیم خانلو برای ارسال این متن سپاسگزارم

 

 

چرا معمارها اینقدر حرف می زنند؟

«نقد»

بخش هایی از  برگردان مقالة

 

Why do architectures talk so much?

By martin Filler

Architectural Record

No. 12, 2008

 

توسط

 نسرین نواب

سارا بیشه ای

مهندسین مشاور زادبوم

 

چرا معمارها اینقدر حرف می زنند؟

  مارتین فیلر(Martin Filler)[1]

 

....... بر خلاف همکاران منتقدم، من نه آموزش معماری دیده ام و نه هرگز قصد معمار شدن داشته ام. سوای عدم هماهنگی قابل توجه میان دست و چشمم(که باعث شده همانقدر که فوتبالیست خوبی نیستم، هنرمند خوبی هم نباشم)، به خصوص برای هنر ساختمان سازی مناسب نیستم چرا که از عهدة بخش غیرقابل اجتناب شغل معماری یعنی صحبت دربارة کارشان قبل از، در حین و حتی خیلی بعد از مرحلة طراحی و ساخت برنمی آیم.  

وقتی که کتابمعماری سخن گو: مصاحبه با معمارها[1]برای بررسی به دستم رسید، این ضرورت حرفه ای یعنی حرف زدن مداوم معمارها دوباره به یادم افتاد............

 

 

این ضرورت که معماران بارها و بارها خودشان را توجیه می کنند در این دو حقیقت نهفته است: یکی طبیعت اجتماعیِ ذاتیِ معماری(یعنی جایگاه قانونی یک بنای جدید در اذهان عمومی نیاز به توجیه دارد) و مهمتر از آن، معماران برای اینکه کار بگیرند باید خودشان را عرضه کنند)بفروشند) و مصاحبه ها بهترین محل برای این کار است. 

معمارها از زمان وترویوس[1] همواره دربارة هنر ساختمان سازی با همان هدف تبلیغِ خود نوشته اند. استادان مدرن به رهبری ”فرانک لوید رایت“ و ”لوکوربوزیه“ روح تازه ای به نقش معماران به عنوان مبلّغِ خود با چاپ کتاب دمیدند. اما هر معماری نویسندة خوبی نیست و مصاحبه بهترین راه عرضة نقطه نظرها برای مردم، به طور عام و مشتریان احتمالی به طور خاص است.

کتاب ”معماری سخنگو“ مرا یاد کتاب دیگری از این نوع به نام ”گفتگو با معماران“[2] اثر ”جان کوک(John W. Cook)“ و ”هنریش کولتس(Heinrich Klotz)“ می اندازد. در هر دو این کتاب ها با ”جانسون“ و ”رابرت ونتوری(Robert Venturi)“ و ”دنیس اسکات براون(Denise Scotte Brown)“ مصاحبه شده است. مصاحبه طولانی کولتس با جانسون یکی از منابعی است که برای معرفی ادعاهای خصمانه او مورد استفاده قرار می گیرد، از جمله اینکه  او همه همکاران خود را به علت آنکه فقط برای دستمزد کار می کنند روسپی می خواند. هرچند او این بمب ناموفق را در بعضی سخنرانی هایش ترکانده بود اما لطفی که به آیندگان شد این بود که او این کلام قصار رسواکننده را به چاپ رساند. 

 

نکته ارزشمند دیگری که در مصاحبه با معماران نهفته بود پاسخ خانه خراب کن ”چارلز مور(Charles Moor)“به این پرسش بود که : آیا او از استاندار وقت کالیفرنیا رونالد ریگان، کسی که این معمار را در زمان ریاستش در دانشکده معماری برکلی بدبخت کرده بود، برای یک خانه خصوصی دستمزد گرفته است .. او به کولتس گفت : ”بله“ و ”بدین ترتیب می توانستم روی دیوارها رنگِ   سرب دار بزنم“ . این اعتراف گستاخانه یکی از اسناد قانع کننده درباره آگاهی سیاسی ”مور“ است ...........

جنبه ای که در طرح های او برای تعدادی از مسکن سازی های دولتی اواخر دوران ”جامعه بزرگ“ [1] منعکس شده است، پروژه هایی که به اندازه ی طرح های سرزنده و پرحرکت او آشنا به نظر نمی رسد.

از نکات جالب کتاب معماری سخنگو، افسوس خوردن معمارهایی است که به بی تفاوتی به ارزش های انسانی متهم هستند. ” ای ام پی(I.M. Pei)“ که اکنون بیش از 90 سال دارد وقتی اذعان می کند که”فقط تعدادی از کارهایم را دوست دارم... قبول دارم که گرمای آثار بروئر را ندارند و شاید زیادی یادمانی هستند و این یک ضعف است.... من هیچگاه موفق نشدم کاری را بکنم که بطور مثال لویی کان کرده است، البته دنبالش هم نبودم“ بطورمشخصی اندوهناک به نظر می رسد.

 اگرچه ”اسکار نیمایر(Oscar Niemayer)“ (که در پانزده دسامبر 101 ساله خواهد شد) تمام عمر یک کمونیست بود و خط حزب را درجهت برابری اجتماعی دنبال کرد، اما منتقدان پایتخت یادمانی او برازیلیا(Brasilia) را چیزی جز یک خوابگاه برای نیازهای ساکنانِ روزانه آن ندانستند. امروز ظاهرا ”نیمایر“ خود نیز همان احساس را دارد وقتی به راتبرگ می گوید:”اگر می توانستم برازیلیا را دوباره از اول طراحی کنم، حتما مجموعه های آپارتمانی، مدرسه و فروشگاه های بیشتری در نظرمی گرفتم، آن را بدون این همه خیابان های پهن و اتومبیل طراحی می کردم تا مردم بتوانند هر کجا که خواستند پیاده رفت و آمد کنند.“

هیچ معماری در این دوره به اندازه ”رم کولهاس(Rem Koolhaas)“ به خاطر نادیده گرفتن مسائلِ اجتماعی تحقیر نشده است. او معتقد است که برنامه ریزان شهری باید دنیا را همانطوری که هست بپذیرند و فکر نکنند می توانند آنرا اصلاح کنند. اما در ”معماری سخنگو“ او  کاملاً موضع دیگری    می گیرد. حال اینکه او چقدر در این گفتار صادق است تاریخ قضاوت خواهد کرد. کولهاس که به رعایت و تبعیت از بازار محکوم است معتقد است،”این روزها همه چیز با آخرین ایدئولوژی که هنوز وجود دارد، یعنی ایدئولوژی بازار تعیین می شود.“ و می گوید:”پانزده سال پیش مسلم بود معمارانی که برای کارفرمای دولتی/عمومی کار می کند باید منافع مردم را در طرح خود در نظر بگیرند؛ این بُعدِ اجتماعی معماری دیگر دیده نمی شود، همچنانکه نقش دولت نیز تغییر کرده است ... پروژه های   فوق العاده ای که «جی. جی. پی اُد(J.J.P. Oud[2] طراحی و مدیریت کرده است از آن جمله اند. او نه تنها چند نما طراحی کرد بلکه مدرسه، کلیسا و فروشگاههایی لازم برای  هر منطقه را درنظر گرفته است.“

خواندن  مصاحبه های خوب، هیجانِ ”کار ممنوع“ را دارد، مثل استراق سمع یک گفتگوی داغ است، یا خواندن کتاب نامه نگاری های شخصیت های معروف که به شما حسّ بازکردن نامه های شخص دیگری را می دهد. اما پس از همه این حرف ها و کرده ها  تا زمانی که  معماران به حرف زدن ادامه دهند، ما به گوش دادن ادامه خواهیم داد،  زیرا ساختاری که ابتدا در قالب کلمات طراحی می کنند اولین نشانه هایی است از آنچه در واقعیت بنا خواهند کرد.

 



2 Great Society: نام یکسری برنامه های محلی در ایالات متحده امریکا در زمان ریاست جمهوری جانسون که دو هدف اصلی آن از بین بردن فقر و تبعیض نژادی بود و برنامه های زیادی در زمینه های آموزش، بهداشت، مسائل شهری، و حمل و نقل در این دوران آغاز شدند.

1 Jacobus Johannes Pieter Oud (1963-1890) معمار هلندی و از پیشگامان جنبش مدرنیست در معماری

 

3 Marcus Vitruvius Pollio : نویسنده، معمار و مهندس رومی قرن اول قبل از میلاد که کتاب De Architectura (امروزه با نام ده کتاب درباره معماری معروف است) از اوست. این کتاب توضیحاتی درباره معماری است که به امپراطور آگوستو تقدیم شده است. گاهی از او با عنوان اولین معمار یاد می شود ولی شاید بهتر باشد او را اولین معمار رومی بنامیم که نوشته هایی درباره کار خود به جا گذاشته است.

1 “Conversations with Architecture”, praeger, 1973.

مصاحبه با معماران درباره ظهور مجدد مدرنیسم در معماری و طرح های انقلابی متقابل آنها.                                                 

4 “Talking Architecture: Interview With Architects”(prestel, 2008)

این کتاب گفتگویی است با معمارانی مانند سیسیل بالموند، نورمن فاستر، فرانک گهری، زاها حدید، فیلیپ جانسون، رم کولهاس، دانیل لیبسکایند و آی. ام. پی و دیگران که چشم انداز کامل و گسترده ای را  از معماری معاصر و نقش معماران در شکل دهی هنر امروز ارائه می دهد. هر مصاحبه بروی بخشی از موضوع تمرکز کرده و نویسنده با روشی خاص جزئیات جالبی را درباره ایده های معماری آنها به طور عموم، منبع الهام کارهایشان و ... را به تحریر درآورده است.

2 مارتین فیلر منتقد و نویسنده در مجله ”بررسی کتاب نیویورک“، از آثار او” سازندگان معماری مدرن“ که از انتشارات بررسی کتاب نیویورک است. 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٤

پوزش به خاطر غیبت- هم‌اندیشی چند صدایی در هنر ایرانی

 

هم‌اندیشی چند صدایی در هنر ایرانی ، روز یکشنبه 11 اسفندماه  به همت فرهنگستان هنر در خیابان طالقانی - جنب سینما فلسطین - خیابان شهید مظفر - پلاک 53   برگزار خواهد شد.اطلاعات بیشتر در   http://www.honar.ac.ir  

به دلیل مشغله زیاد (علیرغم جذابیت موضوع هم اندیشی برایم و مدت زمان صرف شده برای تهیه و نگارش مقاله ..) از ارائه سخنرانی در روز همایش انصراف دادم که به این وسیله از دوستان و دانشجویان محترمی که  پیش از این به ایشان در مورد زمان سخنرانی اطلاع رسانی شده بود پوزش می خواهم.

به این ترتیب مقاله من با عنوان" چند صدایی درفرآیند طراحی معماری" به علت غیبت بنده به صورت سخنرانی ارائه نخواهد شد...اما در مجموعه خلاصه مقالات و کتاب مقالات در دسترس خواهد بود..

همچنین از تمامی علاقمندن به نظریات "میخاییل باختین" دعوت می کنم که حتما  با حضور در پانل معماری در بعدازظهر روز همایش از سخنرانی های آقایان دکتر اسلامی، دکتر کامل نیا، دکتر مهدوی نژاد، دکتر رییسی و خانم دکتر کرامتی  پیرامون موضوع هم اندیشی بهرمند شوند...

با پوزش مجدد به علت غیبت.....

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٧

روایتی کوتاه از ظرافت های رخداد حس مکان در فضاهای عمومی وشهری- به بهانه ضیافت نه

علاقه داشتم در ضیافت نهم که به همت دوستان در وبلاگ سکونتگاهی برای همه ترتیب داده شده است شرکت کنم.از یک طرف حجم زیاد کارها در این روزهافرصتی برای نوشتن باقی نگذاشته و از طرف دیگه پرداختن به موضوع ژرفی تحت عنوان: حس مکان در فضای شهری بسیار برایم جالب و مهم است.

بارها در خلال مباحث درسی در دانشگاه با دانشجویانم بر سر مساله مکان و حس مکان مباحث داشته ام.اما امشب و در حالیکه یک روز تا پایان مهلت برای شرکت در ضیافت نهم باقی مانده است و همچنین پس از آنکه برخی مطالب نگاشته شده توسط دیگر دوستان را خواندم...احساس کردم حالا که دیگر دوستان زحمت ارائه تعاریف نظری از مفهوم مکان را تقبل کرده و به آن پرداخته اند... شاید نقل یادداشتی که چند روز پیش مطالعه کردم ما را به ظرافتهای مفهوم مکان و حس مکان در فضای عمومی و فضای شهری حساس تر کند.

پس با هم بخوانیم:

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.

 

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

بنقل وترجمه از
Effective club

سوال: آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی و نیز خلق مکان هستیم؟....

به نظر من مکان توسط باشنده در آن خلق می شود و ایجاد می گردد... بحث پیرامون مکان بدون پرداختن به باشنده در آن  نمی تواند لایه های ژرف و ظرافت های خلق مکان را روشن سازد.

باشنده گان در فضای شهری  ( یا همان شهروندان - و نه صرفا ساکنان شهرها)  بر حسب فرهنگ اجتماعی / رفتار شخصی  / خاطره جمعی / ....و بالاخص شرایط محیطی ( کالبدی - زمانی-...) به حضورشان در مکان توجه می کنند.... در یادداشتی که با هم خواندیم... حضور ویلون زن  یک پتانسیل در فضای ایستگاه به وجود می آورد... اما برای همگی باشندگان در آن ایستگاه حس مکان رخ نمی دهد چراکه در شرایط نامطلوب زمانی - محیط قرار دارند.... تنها یک نفر چند لحظه ایی به دیواری تکیه می دهد و به موسیقی گوش فرامی دهد.... البته عنصر دیوار در اینجا ، موسیقی و حضور ویلون زن را همراهی می کند و امکان مکث و تامل برای مرد (فردی که ایستاد و موسیقی را گوش داد) را فراهم می کند..

مکان به عنوان مفهومی عینی - ذهنی   در عین حال که موضوعی پیچیده است...حتی گاه با یک عنصر کالبدی  به ظاهر بی تجمل( یک دیوار... سه- چهارتا پله... گوشه ای عقب تر نشسته از جداره یک پیاده رو ....و....) به وجود می آید....

بحث در این خصوص بسیار مفصل است....امید دارم در یادداشت های بعدی بیشتر به بحث "ظرافت های رخداد حس مکان" بپردازم....ضمن آنکه مشتاق خواندن نظرات شما گرامیان نیز هستم....

 

 

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٩

با معرفی سه مقاله برتر، دومین همایش «سینما و معماری» به‌پایان رسید

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران :ایسنا

دومین همایش «سینما و معماری» با اعطای جوایزی به سه مقاله برتر به کار خود پایان داد. ...این جوایز  به محسن اکبرزاده نویسنده مقاله‌ی «پدیدار‌شناسی نسبت سینما و معماری با دموکراسی‌خواهی در فرهنگ ایران»، آزاد شاهچراغی و علیرضا بند‌رآباد مولفان مقاله «بررسی ضرورت‌ها و پیامدهای بازنمایی شهر و معماری در آثار سینمایی» و مریم باقری نویسنده مقاله «بررسی امکان، زمان و نوع مواجهه بازندگی شهری سینمای بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی، علی حاتمی، مسعود کیمیایی و ناصر تقوایی» تعلق گرفت..... 

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱

چکیده مقاله

به سفارش آقای مسعود حبیبی چکیده ای از مقاله ما در دومین همایش سینما و معماری ارائه می شود:

بررسی ضرورت ها و پیامدهای بازنمایی شهر و معماری در آثار سینمایی

(مطالعه موردی :دو فیلم "اجاره نشین ها" اثر داریوش مهرجویی و "دایره زنگی" اثر پریسا بخت آور)

 

آزاده شاهچراغی- علیرضا بندرآباد

 

 

در این تحقیق بازنمایی شهر، معماری و زندگی شهری در دو اثر سینمایی معاصر ایران: دو فیلم "اجاره نشین ها"اثر داریوش مهرجویی تولید سال 1365 و "دایره زنگی" اثر پریسا بخت آورتولید سال 1386، به طور مفصل تشریح شده و با روش مقایسه تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفته است.درهر دو فیلم مذکور با ژانر اجتماعی/ طنز به طور مشخصی می توان ویژگی هایی از فرهنگ "زندگی شهری" در شهر"تهران" را که به فاصله زمانی دو دهه از یکدیگرساخته شده است، مشاهده کرد.در هر دو فیلم کالبد یک آپارتمان ِ مسکونی  بستر اصلی و مکان رخداد ِداستان قرار گرفته است و بازنمایی ویژه ای از "شیوه زندگی شهری" و مشخصاتی از مسائل" فرهنگی-رفتاری" ساکنین آن ارائه می شود. درواقع هم لایههای کالبدی شهر و هم لایه های فرهنگی در شهر، که دائماًدر حال بازتولیدِ[1]خود هستند به طور همزمان دراین دو فیلم دیده می شود و امکان مطالعه مقوله ای پیچیده با عنوان"زندگی شهری"در"تهران" که بررسی ژرف وعمیق آن تنها از طریق مطالعات پدیدارشناسانه[2]  و زمینه گرا [3] را امکان پذیرمی سازد



[1]-Regeneration

[2]- Phenomenological

[3]-Contextual

 

 

زمان ارائه : چهارشنبه ٢٩ ابانماه ١٣٨٧- ساعت ١٠:٢٠ تا١٠:۴٠- مجموعه فرهنگی آسمان

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢۸

معماری و رسانه: رابطه ای چند گانه

این چند خط را به بهانه شرکت در ضیافت هشتم با موضوع معماری و رسانه نوشتم.

۱- معماری خود یک رسانه قدرتمند است...هم روح زمان و هم فرهنگ رفتاری  مردمان هر بومی را در هر زمانی عیان می سازد...معماریِ تهرانِ امروز  رسانِ و گویای رفتار و افکار و فرهنگ ماست....اگر معماری مان آشفته است به دلیل آشفتگی خودمان است... در سطح خرد و کلان ..!...در مقیاس کاربر و مدیر و تصمیم گیرنده و سازنده و...همه مایی که هرلحظه در حال شکل دادن به این محیط زندگی خود هستیم....معماری به مثابه رسانه ای قدرتمند ما را نمایش می دهد...

2- معماری متأثر از رسانه  هست...رسانه به صورت مستقیم و غیر مستقیم و دائما بر معماری اثر می گذارد...تاثیرات عملکردی Functional شکلی Formal  ساختاری Strctural و نیز زیبایی شناختی Aesthetic (آثار خواهران حریری/ تویو ایتو/ هرزوگ و دمورن /...را متاثر از امکانات رسانه ای می دانم )  ...رسانه  معماری را شکل می دهد...

3- رسانه بر فرهنگ رفتاری و زیبایی شناختی مردم نسبت به معماری بسیار بسیار بسیار ...! موثر است... چند مثال می آورم:

الف-....5-6 سال پیش در یک سفر کاری به چادگان در اطراف اصفهان رفتم...در طی مسیر نام روستایی نظر مرا به خود جلب کرد: روستای کوچکی به نام "مشهد کاوه" ...در فرصتی اضافه که پیدا کردم  سری به روستا زدم...مردم روستا با مهمان نوازی به داخل خانه شان دعوتمان کردن...چند لحظه ای به یک خانه روستایی کاهگلی با درب چوبی (به نظر من  بسیار زیبا و ظریف وارد شدم)...داخل خانه یک ست مبلمان فرفورژه به رنگ زرد دیدم ( دقیقا به همان شکلی که آنروزها در سریالی در شبکه سوم سیما پخش می شد...فکر کنم سریال کار مهران غفوریان بود..!) ...به نظرم  اتفاق قابل تأملی بود...رسانه زیبایی شناسی محیط زندگی( از نوع تبلیغاتی آن!) را به روستا برده است...

ب-...در اکثر سریال ها و فیلم های دهه اخیر در ایران...بسیاری از شخصیت های مرفه و با ظاهری شیک و روشنفکر !!!...آرشیتکت هستند....اینقدر تعداد اینجور سریال ها زیاده که نمی دونم کدام را مثال بزنم....و به تبع معماری و معمار شدن تب فراگیری در جامعه ما گرفته....نمی دانم این جهش مثبت است یا منفی...باید ماند و دید ...این روزها رسانه ما را به معمار شدن و معماری کردن دعوت می کند....

ج-...در دهه اخیر ...به خصوص از زمانی که مقطع تحصیلی معماری در دانشگاه تغییر کرد (به جای فوق لیسانس پیوسته که گاه 10 سالی طول می کشید..لیسانس شد  و 4 سال و گاهی کمتر از آن زمان برای پرورش یک معمار در دانشگاه صرف می شود... ) و با این داستان کنکور( که در هر مقطعی و با هر مدرکی از هر رشته ای می توانید در هر مقطعی از معماری ادامه تحصیل بدهید...مثلا دوستانی با اخذ کاردانی گریم وبا کارشناسی تربیت بدنی  توانند در کارشناسی ارشد معماری ادامه تحصیل بدهند)...و الان که بر اساس منبعی موثق اطلاع دارم - بیش از 300 آموزشکده و آموزشگاه و دانشکده و دانشگاه ( بدون احتساب هنرستان های معماری) در اقسانقاط ایران  به امر جذب دانشجو و آموزش معماری مشغولند...هم بازار پر رونق ساخت و ساز کشور ما..!...وهم به لطف رسانه ملی! (که  در سطور بالا تاثیراتش را در امر تبلیغ معماری به عرض رساندم)  ..تعدادعلاقمندان به معماری و معمار بودن!...هر روز افزایش چشمگیری دارد...

  ..................................................

موارد دیگر بسیارند...فقط امیدوارم این جهش به سوی معمارشدن و معماری که متأثر از تبلیغات ناخواسته رسانه ای در کشور ماست...همانند تمایل عمومی جامعه ما به پزشک شدن در دو دهه پیش...مشابه نشود... 

امیدوارم اینبار چنین جهشی که بخشی از آن متاثر از عملکرد رسانه ها در کشور ماست   نتایجی مثبت برای ما و سامان دهی محیط زندگی مان داشته باشد...یعنی حداقل درک عمومی جامعه از  معماری و سامان دهی به محیط زندگی ارتقا یابد...(که متاسفانه فعلا عکس این مطلب دیده می شود....).... 

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۱

مفهوم حس مکان و عوامل شکل دهنده آن

متناسب با مباحث مطرح شده در آتلیه طرح یک معماری ارشد...واحد علوم و تحقیقات  مطالعه مقاله معرفی شده پیشنهاد می شود:

http://journals.ut.ac.ir/User/Uploads/Articles/Main_8PArt_3257HES%20MAKAN3.pdf

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٧

برج های کبوتر اصفهان

 

از خانم مژگان باربه  به دلیل معرفی این لینک متشکرم و پیشنهاد می کنم حتما این فیلم جالب که گزارشی مختصر و مفید از برج کبوتر اصفهان ارائه می کند   ببینید.....

لطفا بر روی لینک ذیل کلیک کنید:

http://jadidonline.com/images/stories/flash_multimedia/Pigeon_tower_eng_test/pigeon_eng_high.html

جهانگردی گفته است: حتی اگر ایران هیچکدام از این همه آثار ارزشمند را نداشت همین برج کبوتر ارزش سفر کردن و آمدن از هزاران کیلومتر دورتر به ایران برای بازدید از آن را داشت.(نقل از علی عطار در فیلم)

  

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤

آینده معماری: معماری دموکراتیک

در مورد" آینده معماری " ..این روزها آنچه بیش از همه به آن پرداخته می شود بحث معماری پایدار و توسعه پایدار(Sustainable Development) است و به نظرم آنچه بدان کم پرداخته می شود ، "معماری دموکراتیک" (Democratic Architecture)  است که در یکی- دو دهه گذشته در مباحث نظری معماری اهمیت و جایگاه ویژه ای داشته است.

براساس این مبحث، معماران بهتراست نگاه خود را بیشتراز زیبایی شناسی فرمال ، متوجه  مسائلی چون مردم، مشکلات اجتماعی، فرهنگی، امکانات ، سیاست های کلی و اخلاق اجتماعی نمایند...دونالد مک دونالد( یکی از نظریه پردازان این بحث) عقیده دارد : "معماری و شهر به مردم مدیون است...می بایست شرایط  مناسب برای مشارکت مردم در ساخت محیط زندگی شان فراهم آورد...همه مردم حق دارند خانه داشته باشند...باید به فکر بی خانمان ها بود...مردم باید توانایی(دانش ، فرهنگ و اقتصاد) ساخت محیط زندگی خودرا داشته باشند و بتوانند برای توسعه آن، تقسیم فضاها و یا حتی تغییر نماها به راحتی و با هزینه کم مشارکت کنند...و محیط زیست را تخریب نکنند...و نهایتا اینکه طرز سکونت و زندگی مردم می بایست بیان کننده نحوه مشارکت و مداخله اجتماعی مردم باشد و نه صرفا بیان کننده ایدئولوژی های ایده آل و سیاست زده..." http://www.donaldmacdonaldarchitects.com

 

شاید جالب باشد بدانید که چند سالی است که شعار طراحان در IKEA - که محصولات آن درسراسر دنیا متقاضی و مشتریان زیادی دار- این عبارت است :

Democratic Design- Available only in IKEA.

کارایی، زیبایی، ارزانی ، دوام، منحصر به فرد بودن طرح ها ، به روز بودن ایده ها و ...در این محصولات بسیار مورد توجه مردم است... شخصا در وین،  دوبی ، موسکو و... استقبال مردم از این محصولات را مشاهده کردم و بسیار برایم جالب بود که انتخاب این شعار چقدرهوشمندانه است...

به نظرم معماری آینده نیز نیازمند توجه بیشتر به مردم ( توده مردم) است...معماری در مقیاس بزرگ و فضاهای عمومی و ویژه راه خود را پیش می رود...اما معماری در مقیاس خرد و متوسط مدت هاست که از مردم جدا شده است و در این مقیاس  تنها به الیت جوامع توجه داشته است حال آنکه عمده محیط کالبدی زندگی ما در این مقیاس شکل می گیرد ...

هنگام نوشتن این چند خط برای ضیافت معماری شش + یک  نمی دانم چرا اینقدر به یاد کارهای لویی کان در آسیا و کارهای کامران دیبا  در ایران بودم... نگاه ویژه این معماران به  مردم شناسی و جامعه شناسی ( بدون هرگونه قضاوتی )جای تامل دارد...

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٠

مکعب آبی

استادیوم ورزش‌های آبی پکن که برای المپیک 2008 آماده شده، معماری شگفت‌انگیزی دارد. به خاطر نمای حبابی و شفاف، این استادیوم لقب مکعب آبی گرفته است.هفته قبل بعد از مدت‌ها این استادیوم برای بازدید توریست‌ها بازگشایی شد.این ورزشگاه طوری طراحی شده که در مصرف انرژی کارا باشد، پوسته حبابی، انرژی نور خورشید را جذب می‌کند و هوا و آب استادیوم را گرم می‌کند. هر حباب، فیلتری دارد که میزان پراکنده شدن گرما را تنظیم می‌کند. جنس این حباب‌ها از یک ماده شبیه تفلون موسوم به ETFE است. بنابراین این ورزشگاه سازه‌ای «سبز» و سازگار با محیط زیست محسوب می‌شود.این استادیوم از آب بارانی که روی سقفش می‌بارد بعد از تصفیه، برای تأمین آب ورزشگاه استفاده می‌کند.
تخمین زده می‌شود که 150 تا 200 ملیون دلار هزینه، صرف ساختن مکعب آبی شده باشد.عملیات ساخت این استادیوم از دسامبر 2003 آغاز شد.در المپیک 2008، ورزشکاران برای گرفتن 42 مدال طلا باید در همین ورزشگاه رقابت کنند، ورزشگاهی که 6 هزار صندلی ثابت و 11 هزار صندلی موقتی دارد و طراحی خوب آن استفاده از این ورزشگاه را تا 40-30 سال آینده هم ممکن خواهد کرد.

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳۱

طراحی آرم دانشگاه تهران

 

http://www.ut.ac.ir/fa/main-links/history.htm

 

نشان رسمی دانشگاه تهران، آرمی به قدمت تاریخ ایران

 نقشی که امروز به عنوان نشان رسمی دانشگاه تهران انتخاب شده، از نقوش تاریخی کشور است که سابقه ممتدی در آثار صنعتی داشته و مقام شامخی در فرهنگ ایران باستان حائز اهمیت بوده است.

 آرم یا بهتر بگوییم نشان دانشگاه تهران که توسط دکتر محسن مقدم، استاد فقید دانشکده هنرهای زیبا طراحی شده است، برداشت وتقلیدی است از نقشی که به صورت گچ بری شده در محوطه های دوران ساسانی، نقش برجسته ها و نقوش مهرهای این دوره دیده شده است و دراین مورد بویژه تقلیدی است از پلاک گچ بری شده مکشوفه از شهر ساسانی تیسفون.

 

 نقوشی که به عنوان نشان از آنها یاد کردیم و به ظاهر به صورت « داغ » احشام در بین طوایف مسکون درایران مورد استفاده بوده است، همانی است که در شکل مغولی « تمغا» بدان آشنائیم و کلاً این اشکال به عنوان نشان مالکیت بود بر هر چیزی که صاحب آن بودند. در دوران ساسانی این نشان ها در نقش برجسته ها، سکه ها و ظروف نقره به عنوان نشان های خانوادگی به کار رفته اند. از آنجا که در ایجاد این نشان ها از حروف خط پهلوی ساسانی نیز استفاده شده طبیعت یک منوگرام را هم گرفته اند.

 آرم دانشگاه تهران از نقش گچ بری شده مکشوفه از تیسفون گرفته شده است که نمونه منشاء آن در کاخ ساسانی مشکوفه از دامغان در دست است. هم در این مورد و هم در موارد مشابه آن در مهرهای ساسانی، نشان ها عموماً در میان دو بال تزئینی ( که می تواند بال عقاب باشد ) قرار داده شده اند که کاربرد آن را در دیگر نقوش این دوره و شکل تاج های ساسانی مخصوصاً در اواخر این دوره شاهد هستیم. در شاهنامه فردوسی نیز این گونه تاج ها با عنوان تاج های «دوپر» یاد شده است.

 در مورد پلاک به دست آمده از تیسفون، نقش میان بال ها از ترکیب حروف خط این دوره (پهلوی ساسانی) ساخته شده است و عده ای سعی در خواندن و توجیه این نشان ها کرده اند. در مورد تیسفون نقش مورد بحث به صورت « افزوت » (امرود) به معنای فراوانی و افزونی و نیز به صورت «ایلان» (ایران) نیز به صورت «او» برای کلمه اورمزد به معنای اهورا مزدا و یا صرفاً اسم هرمزه و هرمز خوانده شده است. استفاده دو کلمه دانشگاه تهران به شیوه نشان های دوران ساسانی (که از ترکیب حروف تشکیل می شود) در میان بال های تزئینی بر این اساس بوده است. حاشیه تزئینی که از دوایر ریز تشکیل شده نیز دوران هخامنشی به عنوان یک عامل تزئینی مخصوصاً در سکه ها به کار می رفته و در دوران ساسانی نیز در سکه ها، مهرها و گچ بری مورد استفاده داشته است.

 بنا به گفته دکتر مظفر بختیار، استاد دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، در نشان دانشگاه در زمان ریاست جهانشاه صالح تغییراتی داده شد؛ نشان اصلی، مانند آرم بیشتر دانشگاه های غربی، داخل قابی به شکل سپر رومی قرار گرفت و عنوان «دانشگاه تهران» به خط لاتین و نیز شعار« میاسای ز آموختن یک زمان» برآن اضافه شد. شکل جدید علاوه بر اینکه هیچگونه تناسبی با نقش های اصیل ایرانی نداشت، اهداف و فعالیت های گسترده دانشگاه را در شعار «آموختن» منحصر کرده یود که بار رسالت مهم تربیتی، پرورشی و انسان ساز دانشگاه مغایرت داشت؛ در حدود سال 1350 نیز در شکل اصلی نشان دانشگاه تغییراتی گرافیکی اعمال شد و مدتی هم با آن شکل به کار رفت، ولی به منظور حفظ اصالت نشان قدیم، مجدداً همان نشان به کار برده شده که هنوز هم پا برجاست.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳۱

جالب بود...تحقیق با خودتان!

 

بااینکه تاریخ نگارش این مطلب مربوط به حدود ۴ سال پیش است .اما برایم جالب بود...شاید دانستن این موضوع برای شما هم جالب باشد...متاسفانه فرصت تحقیق بیشتر نداشتم..پس پیگیری موضوع با خودتان!

نقل از وبلاگ( مجله کیانوش)

http://kianoush.blogs.com/persian/2004/01/_.html

 

آرم دانشگاه تهران

همیشه طرز نوشتن «ن» در آرم دانشگاه تهران برایم سؤال انگیز بود تا اینکه در یک روز آفتابی تابستان 2003 به یکی از هیجان انگیزترین کشف هایم دست یافتم: پیدا کردن آرم دانشگاه تهران در موزه متروپالتن نیویورک.ـمتأسفانه هیچ توضیحی درباره این لوگو داده نشده بود، تنها نکته این بود که آن را در بخش ساسانیان قرار داده بودند. احتمالاً آرم یکی از دانشگاههای باستانی ایران است.

             Ancient Persian Logo in the Metropolitan Museum

آرم دانشگاه تهران و بقیه ماجرا

وقتی که مطلب قبلی را درباره لوگوی ساسانی نوشتم، فکر نمی کردم که تا این اندازه مورد استقبال قرار بگیرد که در کمتر از دوهفته 2 بار همان مطلب را از طریق ایمیل دریافت کنم! البته با تاریخ و امضای پاک شده تا کپی رایت به نحوه احسن نقض شده باشد! به هرحال برای علاقمندان تصویر بزرگتری را که از لوگو گرفته ام در اینجا قرار داده ام

 Ancient Sassanid Logo at the Metropolitan Museum of Arts (NY)

ارسال هرگونه اطلاعات درباره این لوگو و تاریخچه آرم دانشگاه تهران با آغوش باز پذیرفته می شود!

http://kianoush.blogs.com/persian/2004/01/__4.html

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳٠

دعوت به بازدید از نمایشگاه(نقد یک اثر) ...کاری از آتلیه 11

 

نمایشگاه نقد یک  اثر (بنای مسکونی) 

تمرین نخست آتلیهیک معماری

  مدرس :آزاده شاهچراغی

  http://www.ateliye11.blogfa.com/

  

      

      

    

     

    

     

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۳٠

باز هم مساله کپی رایت..!

چندی پیش در مطلبی تحت عنوان(قصه من و حلزون و نوار موبیوس) مساله کپی رایت در مقالات اشاره ای داشتم...یک دوست محترم والبته ناشناس با حوصله وافر و ستودنی به نقد مطلب پرداختند و در حدود ۸-۹ کامنت در این وبلاگ درج کردند...ضمن اینکه از محبت وحسن نظر ایشان برای این کامنت ها سپاسگزارم ...و در حسرت دانستن نام واقعی  ایشان...فکرکردم بهتر است بخش هایی از نظراتشان در خصوص مساله کپی رایت را در یک پست مجزا به اطلاع شما هم برسانم:

..........در این کامنت و قبل از اخذ نتیجه از مقدمات ارائه شده در کامنت های قبل اشاره به دو نکته لازم است.
نکته اول اینکه به غیر از غیر اخلاقی  بودن عدم رعایت حقوق مولف که البته بجای خود مهم است , و شما نیز به آن اشاره کرده اید, مشکل اساسی که اینگونه سرقت ها ایجاد میکند مشکلی عملکردی است. در حالیکه مولف نسبت به واکنش خوانندگان نسبت به عقایدش حساس است . و تحلیل و نقد وحک و اصلاح عقاید مطرح شده در متن توسط خوانندگان یکی از اصلی ترین علل انتشار عقاید توسط مولف است. و در نتیجه نسبت به واکنش های انتقادی یا تفسیری واکنش نشان میدهد. و در نتیجه بحث عمق و جهت پیدا کرده و نهایتن مسیر درست تولید دانش طی میشود. اما  سارق متن هرگز چنین نیتی ندارد. مسئله او نه کنجکاوی و دانش جویی در زمینه خاص که تخلیه و برون ریزی نیاز های روانی خود نمایی و از این قبیل هیجانات روان شناختی شخصی است. لذا یا به نقد ها واکنشی  نشان نمی دهد یا واکنش وی نیز هیجانی وعصبی است .واضح است که سرقت متن منجر به قرار گرفتن در مسیر تولید دانش نمی شود.
در نتیجه کارکرد تولید دانش دچار اختلال میشود.

نکته دوم به مولف مقاله  و از یکطرف و میزان توسعه یافتگی نظام تولید دانش از طرف دیگر مرتبط است.در جوامعی که نظام تولید دانش توسعه یافته است نهادهای معتبر علمی دست به ایجاد مجلات معتبری میزنند که مقالات ارزشیابی شده را در اختیار سایرین قرار میدهد. حس عمومی بر این قرار است که محقق تالیف خود را یا از طریق این مجلات منتشر میکند. >این بدان معنی است که حقوق مولف تا حدود زیادی تضمین شده است<  و در صورت عدم پذیرش در این مجلات یا از انتشار عمومی تا زمان حک و اصلاح اجتناب مینماید > که در مورد تالیفات و تحقیقات پایه تا حدودی معمول است < و یا در سایر نشریات و حتی روزنامه ها منتشر میکند .در این حالت سوم اولن مولف تا حدودی از حقوق معنوی خود صرفنظر مینمایدو در عوض مزیت های ضمنی دیگری بدست میاورد که در اینجا نیازی به توضیح ان نیست.و دومن به گسترش مباحث تخصصی  {در هر سطحی } حوزه کارش به میان عموم و فرهنگ روز مره کمک مینماید.
در جوامع فاقد نظام تولید و نشر دانش چنین سازوکارهایی یا وجود ندارد یا گرفتار رانت و باندبازی است.در این شرایط پیشنهاد من این است که حداقل در مورد مقالات و تالیفات نوشتاری معمول {غیر از در جوامع فاقد نظام تولید و نشر دانش چنین سازوکارهایی یا وجود ندارد یا گرفتار رانت و باندبازی است.در این شرایط پیشنهاد من این است که حداقل در مورد مقالات و تالیفات نوشتاری معمول {غیر از تحقیقات اکادمیک }نویسندگان نسبت به مسائل مربوط به حقوق مولف حساسیت شدیدی  نداشته باشند.

نویسنده:
یک دوست
  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢٩

نگاهی به جایگاه مسابقات معماری در ایران ...

این مقاله را در شهریورماه سال ۸۶ و در اعتراض به روند برگزاری مسابقات در ایران نوشتم. بخش هایی از را پیش از این در همین وبلاگ منتشر کردم اما متن اصلی و کامل آن به همراه تصاویر مرتبط در فصلنامه بن (نشریه صنفی مهندسان مشاور معماروشهرساز) در شماره ۷۰-۶۸ (مهر-آذر ۱۳۸۶) و در صفحات ۳۳ تا ۳۷ به چاپ رسیده است.

 با اینکه مطلب  برای انتشار در وبلاگ کمی طولانی است اما به دلیل آنکه به نظرم این موضوع در جامعه حرفه ای ما اهمیت زیادی دارد بهتر دیدم متن کامل را در یک پست در اختیار خوانندگان قرار دهم.

 

نگاهی به جایگاه مسابقاتمعماری در ایران1 

واگذاری تصمیم به حرفه مندان 

 

 

آزاده شاهچراغی

معمار،عضو هیات علمی وپژوهشگر دوره دکتری معماری

دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات

   محیط زندگی انسان در هر لحظه در حال تغییر است .افکار ،عقاید، ارزش ها ،هنجار ها، زبان هاو هر آنچه که با انسان مرتبط است،مدام در حال دگر گونی است.در زندگی امروز این دگرگونی و تغییر با سرعت بیشتررخ می دهد و بیش از پیش محسوس است.تغییر محیط زندگی انسان ، چگونگی تعریف فضای کالبدی برای زیست جمعی یا فردی را نیز دستخوش تغییرات قرار می دهد و در این میان مقاومت در برابر این تغییرات یا عدم مقاومت در برابر آن هر دو مستلزم دستیابی به بهترین رویکرد ها وایده ها برای سازماندهی فضای زندگی انسان در حیطه خصوصی یا عمومی است.

در حوزه معماری یکی از عادلانه ترین شیوه های دستیابی به بهترین ایده ها ی خلق فضا، برگزاری مسابقات معماری است.قدیمی ترین اسناد برگزاری مسابقه معماریایی مقاله در که در سال 1926در مجله RIBA به چاپ رسیده است مربوط به "سنگ نوشته های آکروپولیس آتن"است.در این سنگنوشته ها نوشته شده است که در سال 448 پیش از میلاد،طراحی یک بنای یاد بود جنگ به مسابقه گذاشته شد و طبق گزارشات اسمیت (نویسنده مقاله مذکور) طرح های ارائه شده در این مسابقه را به مدت 10 روز به تماشای عموم گذاشتند تا مردم درباره آنها داوری کنند که این موضوع نه تنها اهمیت برگزاری مسابقه معماری را نمایان می سازد بلکه نمایشگر مسابقه به مثابه فرصتی برای تجلی صراحت و دموکراسی جوامع متمدن بشری نیز می باشد.

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱۸

 

آتلیه ۱۱ 

http://ateliye11.blogfa.com/

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٢

قصه من و حلزون و نوار موبیوس...!

حلزون نام نمایشی بود که یکی از دوستان من ، آقای علی پورعیسی که کارگردان جوان اما متبحری است، سال گذشته در مردادماه به روی صحنه برد...با دعوت ایشان یکی از اجراهای کار رادیدم ونزدیکی ایده ایشان به نوارموبیوس که یک مبحث ریاضی و هندسی مربوط به اواخر قرن هجدهم میلادی است، سبب شد که مطلبی در مورد آن و ارتباط میان تاتر و معماری بنویسم . بعدا مقاله را برای یک وب سایت معماری( که در آنزمان گاهی برایشان مطلب می فرستادم) ارسال کردم. اما با تشخیص مسوولان آن وبسایت مقاله در یک هفته نامه معماری نیز چاپ شد و تا آنجایی که اطلاع دارم ، مورد توجه خوانندگان نیز قرار گرفت....هفته پیش سر کلاس در دانشگاه در خلال مباحثی در مورد معماری و ریاضیات ، چند کلمه ای هم در مورد نوار موبیوس و خانه موبیوس طراحی خانم فرشید موسوی ، برای دانشجویان توضیح دادم....یکی از دانشجویان گفت که اخیرا چنین مطلبی را در یکی از نشریات معماری داخلی مطالعه کرده است...اتفاقا عصرهمان روز برای خرید کتاب خاصی به کتاب فروشی سرزدم و مقاله مذکور راهم در نشریه...دیدم....فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟....اتفاقی خیلی معمولی، البته خیلی معمولی در ایران!....

مقاله مذکور عینا کپی شده بود ودرحدود یک سوم مقاله جدید به نام نویسنده ای که نمی شناسمشان چاپ شده بود...( در حدود 106 سطر در سه ستون مقاله جدید را ، نوشته من تامین کرده بود!)...اما نامی از اینجانب به عنوان نویسنده درج نشده بود!.....

به یاد یکی از پست های اخیر دوست و همکار گرامی ام دکتر ایمان رییسی افتادم که در مورد روزگارمان نوشته بود:"Copy  و Paste می کنم ، پس هستم !"....

.به پیشنهاد بسیاری از دوستان نامه اعتراض آمیز برای مسولان مجله فرستادم...که البته آنها را به هیچ وجه مقصر نمی دانم چون به نظر من مسولیت هر مقاله با نویسنده آن است...

.مساله کپی رایت در کشور ما مساله ای جالب شده است...خودم را که چه عرض کنم!..اماکارگردانان بزرگ سینمای ایران هم هنوز از پس این مشکل برنیامده اند!...چه برسد به اینجانب..!...

فقط وظیفه خودم می دانستم که این موضوع را برای دوستان بازگو کنم...به نظرم می بایست هرکس هر ایده ای برای حل این مشکل دارد بیان کند و یا حداقل آگاه سازی کند... !

به هر حال فکر کردم حالا که قصه من و حلزون و نوار موبیوس ..!...تبدیل به سریال چند قسمتی شده ...شاید بد نباشد که شماهم نگاهی به آن بیاندازید:

 

 

 

    حلزون و نوار موبیوس...!

 

 

 1

 نمایش «حلزون» به نویسندگی و کارگردانی علی پورعیسی، که سوم تا بیست و پنجم مردادماه جاری در خانه نمایش اجرا می‌شود، نگاهی نو به کیفیتی آشنا در ارتباط میان انسان‌ها دارد. کیفیتی که در سال‌های اخیر به عنوان یکی از ویژگی‌هایِ دنیایِ امروز، در میانِ مباحثِ فلسفی جایگاه خاصی را پیداکرده‌است. این کیفیت یا ویژگی در تعریف هندسی خود با عنوانِ «نوارموبیوس» شناخته‌می‌شود که به لحاظ فرمال نیز دستمایه برخی از طرح‌های معماری نیز قرارگرفته‌است. در این نوشتارِ کوتاه تلاش می‌شود ارتباطِ مفهومی‌میان این نمایش، نوارِ موبیوس و آثار معماری ملهم از آن به طورِ مختصر ارائه‌شود.

"حلزون" با انتخابِ موضوعی آشنا اما پیچیده از روابط میان زوج‌ها، به روایت "تکرارِ حوادث"، "پیوستگی اتفاقات" و "تبدیل درون به برون" یک پدیده به یکدیگر می‌پردازد. این نمایش داستانِ دیر آشنای ِ "بی وفایی میان ِ همسران" را طرح می‌کند که از ابتدای نمایش با حضور بازیگر زنِ شماره 1، آغاز می‌شود و با حضور مرد شماره 1 تماشاگر در فضایِ داستان قرار می‌گیرد .با خروج بازیگر زن شماه 1 از صحنه، بازیگر زن شماه 2 وارد می‌شود و به همین ترتیب با خروج بازیگر ِ مرد ِ شماره 1، مرد ِ شماره 2 وارد مط شود و این حلقه حضور بارها تکرار می‌شود.
از یک سو تغییر و تبدیل شخصیت های داستان به یکدیگر و از سویی دیگرتکرار یک مفهوم در میان هریک از زوجین، نوعی تکرار و پطوستگی میان اتفاقات در حلقه های ی متوالی را به نمایش می‌گذارد.

 


      2   3

در عین حال، پورعیسی (نویسنده و کارگردان نمایش) با تکنیک ویژه‌ای، تماشاگران را نیز وارد داستان می‌کند: متناسب با متن نمایشنامه و در خلال داستان تصاویر تماشاگرانی که در همان لحظه در هاله تماشایی نمایش هستند از دو مانیتور که در صحنه تعبیه شده است، پخش‌می‌شود و بازیگران دیالوگ‌های مرتبط با تصاویر را اجرا می‌کنند. در واقع در این بخش از نمایش "درون" و "بیرون" صحنه یکی می‌شود.
"تداخل ِ درون و بیرون"، " پیوستگی اتفاقات"، " تکرار ِ حلقه های مفهومی‌تا بینهایت بار "، " حرکت ِ آهسته تبدیل ِ شخصیت های ِ داستان به یکدیگر" و...همگی به ویژگی ِ پیچیده روابط میان انسان ها اشاره دارد.این ویژگی در تعریفِ هندسی خود با نام " نوار موبیوس" شناخته می‌شود. (تصویر4)
درواقع ابتدایی‌ترین ایجاد این نوار، انتخاب نوار مستطیل شکل، دراز و نرمی است که آن را یکبار می‌پیچانیم و بعد دو انتهای آن را به هم متصل می‌کنیم. سطحی که بدین ترتیب به دست می‌آید نوار موبیوس نامیده می‌شود.
این سطح تنها یک رو دارد بدین معنی که به عنوان مثال یک صفحة کاغذی را می‌توان با دو رنگ گوناگون در دو طرف آن، رنگ کرد اما نوار موبیوس را با این روش، نمی‌توان با دو رنگ مختلف رنگ کرد. در صورت اقدام به چنین کاری، به همان جایی که رنگ کردن را در ابتدا آغاز کرده‌ بودیم می‌رسیم، در حالی که در طرف دیگر نوار هستیم. پس نوار موبیوس، سطحی است که یک رو دارد و حرکت ما روی آن تا بینهاِت بار تکرار می شود.
تعریف خاص ریاضی :دلیل «یک رویه بودن» این نوار، به شرح زیر است که : در هر نقطة a از نوار موبیوس، می‌توان دو بردار با جهت‌ ‌های مختلف رسم کرد که بر نوار موبیوس در این نقطه عمود باشد.

 

4


این بردارها را قائم‌های نوار موبیوس در نقطة a می‌نامیم . یکی از این بردارها را انتخاب و نقطة a را به تدریج روی نوار موبیوس، جابجا می‌کنیم، در این صورت بردار ما هم همراه با نقطه a جابجا می‌شود . بنابراین، روی نوار موبیوس، چنان مسیر بسته‌ای وجود دارد که اگر قائمی این مسیر را روی سطح بپیماید، به جای اینکه به وضع نخستین خود برسد، روی برداری که در جهت مخالف وضع نخستین آن است قرار می‌گیرد.
خاصیت موبیوسی: خاصیتی است که رابطه بین «درون» و «بیرون» را وارونه می‌کند. یعنی هر نقطه از یک سطح موبیوسی در عین حال که درون است، بیرون نیز می‌باشد، بنابراین در یک تغییر پیوسته نوعی دگرگونی در ماهیت یک فضا صورت می‌گیرد.در واقع در این حالت، فضا خاصیت دوگانه اما پیوسته پیدا می‌کند.
"خاصیت موبیوس، که گذر از درون به برون و از برون به درون را ممکن می‌کند، کمابیش توانسته است بر فراز شکاف حاصل از ثنویت پلی بزند. "(شایگان، 1380)
بنابراین،فضای ِمیان "برون و درون"، " پیوستگی" و " تکرار" با یک تعریف ریاضی به یک سطح هندسی تبدیل می‌شود. سطحی که بر آن در هر لحظة هم داخل و هم خارج فضا هستیم.


5

این ویژگی در طراحی معماری مورد توجه قرار گرفته است.
فرشید موسوی در پروژه‌ای به نام خانة مجازی (Virtual House) از خاصیت نوار موبیوس برای طراحی استفاده می‌کند.او با این ساختار، سطح توپولوژیکی به وجود می‌آورد که در آن هر اتاق با اتاق دیگر ترکیب می‌شود تا نواری دو طرفه و دو منظوره را درست کند. (تصویر5و 6)
در آن تضاد بین داخل/خارج، جلو/عقب، پائین/بالا و دیگر مفاهیم در یک سکونت گاه، مورد سؤال قرار می‌گیرد وارتباطی خاص میان این مفاهیم به وجود می‌آید.
ساختار هندسی نوار موبیوس، "درون و بیرون" با "داخل و خارج" را تلفیق می‌کند و فضای سومی با کیفیتی جدید به وجود می‌آورد.این فضایِ سوم،فضایی است که "همزمانی"، "تبدیل"، " تکرار" ...در میان پدیده ها در آن رخ می‌دهد.
اما بحث اصلی که این نوشتار کوتاه تلاش داشت به آ ن اشاره کند، نحوه بروز مفاهیم در قالب فرم های ِ متنوع است.به این معنی که چگونه یک "مفهوم"، یک "ویژگی" و یا یک " کیفیت" می‌تواند با فرم های ِ گوناگون ظاهر شود. در قالب یک "نمایش"، به صورت فرمول "ِریاضی"، در شکل ِ یک ترسیم "هندسی" و یا در فرم یک "اثر معماری".
بی شک ارتباط میان این فرم ها، در عین تنوع آن ها، اهمیت ِ مطالعه و تأمل بر حرکت جریان های ِ هنری – به موازات هم _ را بیش از پیش آشکار می‌سازد.


6

 


منبع:

هفته نامه نقش نو- ذوره جدید پیش‌ شماره 1- صفحه 15
پینوشت:
1-عکس هایِ نمایش از محسن یزدی پور
2- شایگان، داریوش (1380) : » افسون زدگی جدید، هویت چهل تکه و تفکر سیار»، ترجمه : ولیایی، فاطمه / نشر فرزان، تهران

منبع اینترنتی:

http://report.aruna.ir/archives/2006/Aug/%204/821.php

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱۳

خیابان ها دروغ نمی گویند!

 

امروز خیلی سریع یادداشت های مربوط به چهارمین ضیافت وبلاگ های معماری رامرورکردم. نظرات و مباحثات بسیار پربارو پرمحتوی است. باسپاس از میزبان و میهمانان این ضیافت، پیشنهاد می کنم شماهم این مطالب را مطالعه کنید:

 http://urbatecture.blogspot.com/2008/02/7_25.html#links

 اما در ذهن من  ، خیابان"آشکارگی زندگی است."... اگر نمایش زندگی را از خیابان حذف کنیم از خیابان چیزی نمی ماند مگر یک "رگ خشکیده شهر!"

 این آشکارگی زندگی ، خیابان رابا "مکان بودگی" عجین می کند: مکانیت واحساس مکان ، حس غالب یک خیابان است که دوستان به خوبی در مورد آن نوشته اند. پس تلاش می کنم با مثالی ساده ونوشتاری خلاصه ذهنیتم را بیان کنم:

در همین تهران که هنوز نمی دانیم آیا یک کلان شهر است یا یک روستا-شهر بزرگ، هرروز و هر لحظه زندگی مردمان به نمایش در می آید، این سکانس ها را به خاطر بیاورید:

- شب های آخرسال: ترافیک سنگین،هیاهو، عجله، خرید، نمایشی از سبزه ، ماهی و گل،... زندگی!

- شب های نزدیک اول مهر:  ترافیک سنگین، هیاهو، عجله، خرید،نمایشی ازملزومات دانش آموزان... زندگی!

- شب یلدا: ترافیک سنگین،هیاهو، عجله، خرید، نمایشی ازمیوه ها...زندگی!

- شب های ماه محرم: ترافیک سنگین، هیاهو،عزاداری بی سامان... زندگی!

- شب چهارشنبه سوری: ترافیک سنگین،هیاهو، عجله، خطر،شادمانی بی سامان...زندگی!

- شب های برد تیم ملی: ترافیک سنگین،هیاهو،شادمانی بی سامان...زندگی!

-....این سکانس ها بسیارند و هرکدام تلفیقی از سنن ملی ، عقاید مذهبی و زندگی ماشینی!

داریوش شایگان هویت کنونی ایرانیان را همانند دیگر مردمان جهان ، هویتی چهل تکه می داند، واین هویت را در ایران حاصل تلفیق سه لایه هویت :ملی ، دینی و مدرن می داند.......در هم آمیختگی این هویت های سه گانه هنوزهم درخیابان هایمان دیده می شود. هرچند خیابان در شهر ما دچار فقر کالبدی است، اما زندگی و آشکارگی آن در خیابان محسوس است...در هر سکاسی از زندگی متناقض نما(پارادکس) ها هم در خیابان دیده می شوند...شهروندان بسیاری در این سکانس ها بازی می کنند اما بسیاری هم بی تفاوت به وقایع، می گذرند و نیز بسیاری هم مخالفند و معترض!.....خیابان مانند یک صحنه تاتر همه را نمایش می دهد. درواقع خیابان ها دروغ نمی گویند....شاید فریاد نکشند اما پچ پچ می کنند!...صحنه تاتر و خیابان در مکان بودگی باهم مشترکند ...اما خیابان در آشکارگی زندگی بسیار ژرف تر است...و جالب است که برخلاف نبودها و کم بود هاهنوزهم خیابان ها دروغ نمی گویند! 

 

......................................................................................................................

فرصت من برای نگارش این یادداشت بسیار کوتاه بود...اما نظرات دوستان در خصوص این یادداشت بسیار جالب است و از زویای دیگری بحث را به چالش می کشد. در این بخش این نظرات را مطالعه بفرمایید:

 آقای دکترمرتضی میر غلامی ( میزبان ضیافت چهارم) می نویسد:

سلام
ممنون که تشریف آوردید. درست است. تهران شهری زنده است اگر چه شهری است که برای ماشینها ساخته شده اما جنب و جوش و زندگی خیابانهایش معمولا توریستهای خارجی را هم متعجب می کند و همانطور که اشاره کردید هویتهای سه گانه را می توان در مناسبتهای مختلف (عید و چهارشنبه سوری- محرم و پرسه زنی های نوجوانان با مو ها و مدهای روز و تاتوها و .... ) در آن دید.

نکته ای که البته هومن (نقد شهر) به آن اشاره کرد یعنی سهروردی به عنوان واسط بین هویت پیش از اسلام و اسلامی جای بحث دارد. به نظر من اگر چه سهروردی و یا کسانی که سعی داشتند بین حکمت اسلامی و فلسفه غربی پل بزنند بین توده مردم چندان که باید و شاید جا باز نکردند. به همین خاطر به نظر من واسط هویت ملی-اسلامی را من فردوسی می دانم تا سهروردی یا مثلا شاعران این سرزمین مثل حافظ و مولوی توفیق بیشتری در بین توده داشتند. بی خود نیست فال حافظ را هم هنوز در همین خیابانها می فروشند و زوجهای جوان هم هنور خریدارشان هستند اما اگر از ملا صدرا بپرسی بعید می دانم کسی از فلسفه اش چیزی بداند.

نکته دیگری که به ذهنم می رسد اینست که این تئاتر-بودگی خیابان ها خاصیتی است که برخی علاقه مندان به رفتارهای شهری نظیر لنارد و گافمن ( جامعه شناس کانادایی) نیز بدان اشاره کرده اند. البته در مورد جامعه سراسربین زده ایرانی این خاصیت تشدید شده است. بعنی مرز بین حوزه عمومی و خصوصی ما خیلی واضح تر جدا می شود. ما در حوزه خانه آدمهای خیلی متفاوت تری از بیرون هستیم. بنابراین مدام باید ماسک عوض کنیم تا بتوانیم زندگی روزمره را مدیریت کنیم.

نکته بعدی آنست که تحلیل خیابان و روزمرگی اش علاوه بر مناسبتهای خاص یا به قول لوفبر (ریچوال ها ) اتفاقات روزمره و معمول همیشگی را نیز باید مد نظر قرار دهد. خرید های روزانه چانه زدنها منتظر شدنها دید زدنها متلکها مزاحمت ها نگاه های کنجکاو  تنه زدنها دعواها دستفروشها گداها کولی ها فال فروشها فاحشه ها .....همه و همه بخشی از زندگی خیابانی و شبکه ای از اجزای حوزه های رسمی و غیررسمی زندگی ایرانی را تشکیل می دهند.



آقای دکترعلیرضابندرآباد می نویسد:

سلام خانم دکتر
متاسفانه فرصت مطالعه نظرات سایر صاحبنظران ارجمند در وبلاگ میزبان را پیدا نکردم. بنابراین در صورت تکراری بودن عذر خواهی میکنم.لیکن در موافقت با مطلب شما سعی در پرداختن به چرایی این موضوع دارم:
خیابان در شهر ها و فرهنگهای مختلف مفاهیم مختلفی را تداعی میکند. قطعا خیابانی در شهر پکن و یا محله چینی ها در یکی از کلانشهر های آمریکا با خیابانی معمولی در همان شهر و با خیابان دیگری در شهری مثل تهران تفاوتهای بنیادینی به لحاظ الگوی ذهنی ساکنین شهر (علیرغم استفاده مشترک به عنوان محور عبور و مرور) دارند. چرا که خیابان یکی از تجلیات تعامل اجتماعی در شهر هاست.

 نکته اصلی بحث من همینجاست. شما خیابان را در تهران به درستی توصیف نمودید.چرایی این مسئله به عقیده بنده، به کمبود و شاید عدم وجود سایر عرصه های تعامل اجتماعی در شهر یا همان چیزی که از آن بعنوان "فضای شهری" یاد میکنیم ،بازگردد. در نبود فضای شهری پویا ، خیابانهای شهر خودرو مدار تهران(با حداکثر سطح سواره رو و حداقل پیاده رو) به ناچار به عرصه بی رقیب نمود فضای شهری تبدیل میشوند و نتیجه همان هیاهو و ترافیک سنگین است. شاید پارکها را بعنوان عرصه دیگرشاید نمود فضای شهری بحساب آوریم اما همه میدانیم که یک برنامه ریزی شهری و مکانیابی آشفته میتواند موقیعت ما را نسبت به مکان استقرار فعالیت در وضعیتی قرار دهد که خیابان را به آن ترجیح دهیم. تصور میکنم اگر نقشه شناختی "کوین لینچ" در شهری مانند تهران مورد آزمایش قرار گیرد احتمالا فقط دو عامل "راه" و "لبه" شناسایی شوند.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٦

برای دانشجویان محترم کارشناسی ارشد معماری- آتلیه طرح یک معماری

منابع مقالات مورد بحث در جلسه پیشین: 

"معماری و فناوری عصر ارتباطات"  فصلنامه رایانه،معماری و ساختمان،شماره ۶

 

MEDIATHEQUE AS AN ARCHITECTURAL IDEA FOR CRAETING URBAN SPACES IN INFORMATION AGE

 2A (Architecture & Art), autumn 2006  ,DUBAI

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٦

سلسله نشست های تخصصی ... (8)...بیان معماری

 

 

 

بیان معماری

......................................

آقای دکتر مهدی حجت

 (استادیاردانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا)

 

منبع این مطلب:

 ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی

دانشکده هنر و معماری

واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی

شماره مسلسل:12

سال دوم شماره ششم

بهمن ۱۳۸۶ 

 

سخنرانی جناب آقای دکتر مهدی حجت استادیار دانشکده معماری پردیس هنرهای زیبا  در روز شنبه مورخ 17/9/86  در تالار علامه حلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران برگزار گردید. مباحث ایشان بطور خلاصه بر پایه 3 محور زیر استوار بود:1- توجه به مسئولیت معمار در  فراهم آوردن ظرفی برای زندگی انسان 2- شناخت مطلوب ترین شرایط زندگی انسان توسط معمار ضروری است.3- توجه به انسان و شرایط زندگی مطلوب­تر وی تا مطلوب ترین شکل زندگی انسان فراهم شود. در رابطه با سؤالات فوق­الذکر ایشان به طرح سؤالاتی پرداختند: سئوال اولی که توسط ایشان مطرح گردید: یک معمار چه کاری انجام می دهد ؟ وقتی ساختمانی مانند این سالن توسط یک معمار طراحی می شود، نقش معمار در مرتبه جوهری چیست؟ پاسخ ایشان یه این سوال این بود که زمانیکه معمار خطی را می کشد، به تمام آدمها دستور می دهد که با این خط به گونهای که او امر کرده است ،  رفتار کنند . مواردی نظیر اینکه ارتفاع بالای سر چه اندازه باشد ، از کدام سمت نور خورشید را دریافت کند و امثال اینها ، دستورات معمار به مخاطب خود است که به هنگام طراحی اعمال می­نماید . تمامی اقدامات مهندس  معمار، منتج به این مطلب می شود که رفتار و احساس انسانها در آن فضا چگونه باشد. چه کار کنند ؟  چگونه نگاه کنند؟ چه حالاتی را دریافت کنند؟ وقتی معماری، فضایی را می آفریند و مخاطب  را در ارتباط نزدیک با طبیعت قرار می دهد، این امکان را فراهم کرده تا مخاطب این پدیده را دریافت و با طبیعت درگیر شود. انجام هر علمی موضوعی دارد. اگر به فهم موضوع علم معماری، نزدیک شویم، باید این سئوال را مطرح کنیم که موضوع علم معماری چیست؟ در پاسخ ساختمان عنوان می­شود کسی که بنا را می سازد، به مخاطب می گوید چگونه رفتار و چگونه در بنا زندگی کند و  لذا دغدغه خاطر طراح آن است که کیفیت داخل بنا را بدقت ارزیابی کند. دغدغه معمار، شکلی از  زندگی است که برای مخاطب او اتفاق می افتد. معمار بوسیله ساختمان، شکل زندگی انسان را بوجود می آورد و به آن اتفاق زندگی ، در آن ساختمان می اندیشد . پس موضوع علم معماری، ساختن یک ساختمان صرف نیست .حتی هدف او ،  ساختمان بعلاوه زیبایی هم نیست. بلکه هدف معماری، چگونگی کیفیت زندگی انسان است. زمانیکه ساختمان وسیله ای برای بوجود آمدن شکل زندگی می گردد ، ساختمان هدف نیست. زندگی غارنشینی هم وسیله­ای برای حصول به این هدف بوده است. بسیاری از غارها در ایران که توسط تحقیقات باستان شناسی، کشف شدند، با توجه به کیفیت مناسب زندگی و زاویه تابش ماه مورد استفاده قرار گرفته بودند. میزان بلندی، کیفیت منظر، آسایش و غیره از عوامل مؤثر در انتخاب این غارها بوده است. پس دلیل عمده مراجعه انسانها به معمار، برای آن است که بتوانند زندگی آرام و همراه آسایش در فضا داشته باشد. زمانیکه نوازنده­ای خوب می نوازد ، نمی گوئیم چقدر خوب زخمه می زند.  بلکه موسیقی خوب با زدن زخمه پدیدار شده و محصول آن صوتی دلنشین است. در معماری هم بوسیله ساختمان، مقام و شأن انسان را تعریف می کنیم. مسئولیت معمار تنظیم شکل زندگی انسان است و این شکل تحت عوامل دیگری غیر از ظرف زندگی او است. ما در ظرفی مکانی زندگی می کنیم و این ظرف بر ما تأثیر می گذارد. استفاده از نوع رنگها، شکلها و اندازه ها، بر نحوه تأثیر ظرف زندگی و حالات و روحیات ما مؤثر است. در پس هر شکلی در معماری یک معنا، اعتقاد و باور وجود دارد. مثلاً : در کلاس جراحی استاد در ارتفاع پائین تر و دانشجویان در ارتفاع بالاتر قرار دارند تا بتوانند بر نحوه کار استاد مسلط باشند. معمار با ساختمان با هدف ایجاد کیفیت زندگی، ظرف زندگی مطلوب را فراهم می کند و اگر رابطه انسان با خودش، طبیعت، دیگران و خدا برقرار گردد ، بهترین شکل زندگی تحقق یافته است. حال دو اصطلاح انشاء و قرائت کردن مطرح می شود در هر دو مورد شکل زندگی است که در معماری، انشاء و قرائت می شود. معماری تندیسگری نیست، معماری با شکل خودش حرف نمی زند . بلکه با درونش قادر به حرف زدن خواهد بود . فرم معماری در مخاطب ، امکان انتقال یک حس را فراهم نمی آورد. بلکه  امکان زندگی کردن یک حس را پدید می آورد. زمانیکه انسان در مقابل هنرهای شاعرانه یافیگوراتیو قرار می گیرد، حواس و قوه ادراک مستقیماً دنبال پیدا کردن آن مفهوم خواهد بود. در مقابل معماری، امری دریافتنی و حس کردنی را زندگی می کند. معمار با خلق معماری فرمی برای زندگی و بوسیله ساختمان شکل زندگی را تعریف می کند و بوسیله شکل زندگی،   زمینه های اعتلای انسان را فراهم می آورد. معمار برای زندگی افراد ظرف نمی سازد، بلکه برای مطلوبتر کردن زندگی افراد ، ظرف می سازد . هدف معمار تبدیل زمین به آسمان و زمین به بهشت است. که در تفاسیر بهشت به عنوان یک مکان معماری به انسان در دنیای باقی وعده داده شده است. دومین سئوال مطرح شده آن بود که : برای ساخت مکانی برای موجودی ناشناخته چگونه عمل می کنیم؟ قطعاً اولین قدم، شناخت آن موجود و شرایط مربوط به اوست . زمانیکه در مورد موجودی ناشناخته، نیازمند کسب اطلاعات هستیم، پس چگونه برای طراحی ظرف زندگی انسان، دچار فقدان این شناخت هستیم.عدم مشخص بودن موضوع علم معماری برای ذهن ما، یکی از دلایل عدم موفقیت در طراحی است. خلاقیت یکی از عامل­های مهم است که بدون داشتن اطلاعات در مورد موضوع علم معماری پدیدار نخواهد شد. توجه به بعد انسانی معماری یکی از جنبه های مهمی است که امروزه بسیار مورد اهمیت قرار گرفته است. در حالیکه معماری جمع و محصول همه هنرهاست ولی امروزه با وجودیکه آدمی از هنرهای دیگر توانسته به تنهایی بهره مند شود و آن را درک کند ، متأسفانه هنوز در معماری به این هدف، نائل نشده است. معماری زمانی پدیدار می شود که حکمت، بینایی، صناعت و دانایی با یکدیگر پدیدار گردد. کیفیت انتقال ذهن به عین، حکمت به صناعت، نیازمند خلاقیت است. خلاقیت در اینجا همان تبدیل در مرحله ذهن به عین و حکمت به صناعت پدیدار می شود و بدون آن مقدور نخواهد بود. در یک گنبد خانه ، 4 عنصر (آب، باد، خاک و آتش) از عناصر مادی در 4 ضلع به  یک وحدت در نوک گنبد تبدیل می شود. در معماری وقتی در یک فضای معماری مانند گنبدخانه قرار می گیریم، این حس تبدیل کثرت به وحدت را زندگی می کنیم و در ساخت این اتفاق، آنرا تجربه می کنیم. در یک جمع بندی کلی بطور خلاصه می توان گفت :1- با توجه به اینکه مسئولیت معمار، فراهم آوردن ظرف زندگی انسان است 2- با توجه به اینکه شناختن مطلوب ترین شرایط زندگی انسان، برای معمار ضروری است.3- برای اینکه مطلوب ترین شکل زندگی انسان فراهم شود، لازم است که خود انسان و شرایط زندگی مطلوب برای او فهمیده شود. آنگاه مجموعه این 3 مورد این امکان را فراهم خواهد آورد تا از یک سمت، یاد بگیریم که چگونه در معماری مانند هر هنر دیگری تکنیکها را بدانیم و از صناعت به حکمت برسیم . هنرمند دستی بر زمین و دستی بر آسمان دارد. معمار باید شکلی از زندگی مطلوب را انتخاب کند و در ظرفی از زندگی بیان نماید. بدین ترتیب معمار، کار پیامبران را انجام می دهد . زیرا بکمک ظرف زندگی می تواند زندگی انسان و خود انسان را اعتلا بخشد. که این متأسفانه خلائی است که در معماری تمام جهان دیده می شود و  امروزه در جهان مورد توجه قرار گرفته است . در پایان ، جناب آقای دکتر با پاسخگویی به سوالات دانشجویان ، سخنرانی را به پایان رساندند.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٥

ضیافت سوم

                                          

آموزش معماری،...

حل مساله یا طرح مساله ؟ ...مساله  اینست !

 

بگذارید بی مقدمه شروع کنیم...اگر آموزش معماری بر پایه  حل مساله استوار باشد...پس درسیستم آموزشی مباحث در جهت پرورش یک تکنسین و یا یک به قول ما مهندس معمار که قرار است در حرفه معماری ! مشغول به ارائه خدمات باشد (که البته خوب هم هست)  شکل می گیرد ...همه جور درسی از سازه ، گارگاه ،تاریخ معماری ، طراحی اقلیمی ، جزییات اجرایی ساختمان و ... که به معرفی راه های حل مساله می پردازند!...آموزش داده می شوند...و برای پرورش یک مهندس معمار شاید روش بدی نباشد...!

 

اما درکمال تعجب انتظارداریم درآخردوره تحصیل دردانشگاه .. معمارطراح  ( آرشیتکت)!...پرورش داده باشیم!..حال آنکه پرورش توان طراحی می بایست از آموزش طرح مساله آغاز شود....(اگر درست در خاطرم مانده باشد!)  کریم رشید...که یک طراح مشهور است می گفت زمانیکه می خواهم مثلا یک "شیر آب" ..طراحی کنم...زیاد به دنبال این نیستم که طرح "شیرهای آب" دیگر را ببینم یا مرور کنم..بلکه از ابتدا به مساله اصلی طرح می پردازم : مساله اصلی "شیر آب" ...خروج آب به عنوان عنصر مایع است....! ...بعد از اینکه مساله طرح مشخص شد...به طراحی می پردازم...در واقع طرح و حل مساله توامان در پروسه طراحی اتفاق می افتد.  

 

به نظر من یکی از وجوه اصلی آموزش معماری..آموزش طرح مساله است... زمانیکه به بدیع ترین آثار معماری جهان ( گذشته و معاصر) دقت می کنیم می بینیم که مساله اصلی طرح در این آثار نمایان است...در واقع این طرح مساله در معماری  است که موجب گسترش مرز دانش معماری می شود...

 

با این توضیح ( که البته می دانم نسبت به عمق بحث خیلی مختصر بود!)...به صراحت می توان گفت که شاید توقع زیادی از سیستم آموزشی متداول در آموزش معماری داریم...انگارکه سوار قطاری به سمت شمال هستیم اما می خواهیم سر از سمت غرب درآوریم... تا فراموش نکردم این را هم بگویم: به خاطر دارم در کنگره دانشجویان معماری در سال 1378 در شیراز ( که یادش بخیر!) یکی از معماران خوب ونسبتا جوان آنروز که امروز خیلی هم موفق است...در یکی از پنل های گفتگو به صراحت گفت که در دانشگاه چیززیادی یاد نگرفتم...بیشترخودم تلاش کردم! ..آنروز همه از جمله مسولان دانشگاه مذکوربه این بحث اعتراض کردند...اما به نظرم واقعیتی بود که حقیقت داشت ... حتما اساتید ایشان در دانشگاه اطلاعات خوبی برای حل مساله به ایشان داده بودند اما مطمئنا فقط این اطاعات از وی طراح ( آرشیتکت) نساخته بود...این موضوع فقط هم شامل سیستم آموزش معماری کشور ما نمی شود...حتما خودتان از بیوگرافی تادو آندو مطلعید...آندوهرگز آموزش آکادمیک ندید...در محیط حرفه ای آتلیه معماری ...معمار و انصافا طراح شد...

 

....در حال حاضر در دنیا در دانشکده های معدودی سیستم آموزش بر پایه طرح مساله پیش می رود!

 

این بحث بسیار مفصل است فقط امیدوارم این یاداشت کوتاه (در این روزهای برفی دیماه 86..!)توانسته باشد مساله اصلی را طرح کند!

 

آدرس وبلاگ میزبانان ضیافت:

http://eventspace.persianblog.ir

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٠

گزارش سایت خبری خانه‌ی هنرمندان ایران از جلسه نقد آثار معماری مهرداد حقیقی

مهرداد حدیقی فارغ‌التحصیل دانشگاه«cornel» با درجه فوق تخصص است و در معماری و هنر مدرک تخصصی دارد. دفتر معماری حدیقی از طرف «Arohitectural record» به عنوان یکی از 10 دفتر معماری که سعی در دوباره شکل دادن جهان دارند و یکی از 25 معمار شگفتی‌آفرین، ابداع کننده و بی‌باک سراسر دنیا از سوی مجله «wallpaper» انتخاب شده است

.               

 

مهرداد حدیقی با اشاره به اینکه در طول فعالیت حرفه‌ای‌اش توامان به مباحث تئوریک و عملی پرداخته است گفت:«در طول بیست سالی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌ام فعالیت‌هایم هم جنبه تئوریک داشته چرا که در دانشگاه مشغول به تدریس هستم و هم اینکه به صورت عملی به فعالیت‌های معماری پرداخته‌ام.»

البته طی ده سال اول بیشتر در مسابقات طراحی شرکت داشتم و رتبه‌هایی نیز کسب کردم و این طراحی‌ها بیشتر حالت ورزش فکری داشت و از اواسط دهه نود بود که به ساختن بیشتر رو آوردم. به این علت که فکر می‌کنم کار معمار در درجه اول ساختن است. برای اینکه بتوانم بیشتر به ساختن بپردازم به پروژه‌های کوچک پرداختم و به نظرم برای دانشجویان فارغ‌التحصیل نیز مناسب است با پرداختن به کارهای جمع و جور تجربه کسب کنند.

حدیقی با اشاره‌ای به تاریخچه معماری گفت: «حدود دو هزار سال پیش ویتروویوس رساله‌ای درباره معماری نوشت و در این رساله از معمار به عنوان هنرمند نام برد که باید به سه اصل استحکام، کاربری و زیبایی بپردازد که البته معماری می‌بایست این سه جنبه را با بیان شخصی خود همراه کند. دراین رساله اشاره شده کار معمار هم طراحی و هم ساختن است.»

 چند قرن بعد آلبرتی کتاب دیگری می‌نویسد و در این کتاب معمار را تنها به عنوان طراح معرفی می‌کند. 

اما از این زمان به بعد شکافی در معماری ایجاد می‌شود که عده‌ای معماران تنها طراحی می‌کنند و عده‌ای دیگر از مهندسان می‌سازند، در تعریف آلبرتی کار معمار دیگر ساختمان نیست بلکه نقشه ساختمان است. در تمام این مدت که به حرفه معماری اشتغال دارم علاقه‌ام این بوده که این دوگانگی بین وجه هنرمندانه و صنعتگرانه معماری را پیوند دهم و دراین راه بیشتر از ایده‌ها و تفکرات مارسل دوشان بهره بردم.

مهرداد حدیقی در پایان با نمایش برخی از پروژه هایش از آنها سخن گفت.

 

آثار مهرداد حدیقی را در این وب سایت ببینید:

http://studioforarchitecture.net/ 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٦

سلسله نشست های تخصصی ... (۷)...شهر و کودک

 

 

شهر و کودک

......................................

آقای دکتر اسماعیل شیعه

 (دانشیـــار گروه شهرســازی دانشگــاه علم و صنعت ایران )

 

 

 

منبع این مطلب:

 ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی

دانشکده هنر و معماری

واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی

شماره مسلسل:۱۰

سال دوم شماره ششم

آذر ماه ۱۳۸۶ 

 

 

 

دکتر اسماعیل شیعه دانشیار گروه شهرسازی دانشگــاه علم و صنعت ایران است. وی دارای چهار کتاب تألیفی و 15 پژوهش بوده و تاکنون حدود 50 مقاله نگـــاشته است که در نشریــــات علمی چاپ و یا در همایش­های ملی و بین­المللی عرضه شده­اند. 

 ایشان در ابتدای سخنــرانی عنوان کردند که ما در شهرسازی خود به کودکان توجه نکرده­ایم و شهر بزرگسالان را ساخته­ایم. در حالیکه کودکــــان عــامل پیوند نسلهای گذشته و آینده محسوب می­شوند. 

 شهری که به کودکـــان توجه نکند، به نسل گذشتـــه و موجود و آینــده خود توجه نکرده است. در شهرهای بویژه بزرگ امروزی ما ارتباط کودکان با طبیعت، فرهنگ و هم­محله­ای­ها و به خصوص در عرصه­های اجتماعی دگرگونه است. علی رغم وجود قوانین مصوب و گسترده در کشور و اعلامیه جهانی حقوق کودک، رعایت حقوق کودکان با ضعف روبرو می­باشد. ایشان در خلاصه­ای مکتوب به معرفی کتاب خود تحت عنوان "شهر و کودک" نیز پرداختند که به شرح زیر می­باشد.

در میان کتابها و پژوهشهــــای شهرسازی، کمتر کتـــابی را می­توان یافت که مسائل کودک و آنگونه انتظــــاری را که او از زندگی در شهر دارد، مورد بررسی قرار داده باشد. کتـــاب "آماده­سازی شهر برای کودکان" با نگاهی از دیدگــــاه جامعه­شناسی و روانشناسی کودک به برنامه­ریــــزی شهری، به ترسیم نقش و وظیفه شهر در پاسخگویی به نیاز کودکان پرداخته و در نوع خود یکی از نادرترین تألیفات در ارتباط با کودک و شهر است.

این کتاب علاوه بر تحلیل مسایل کالبدی، طراحی و برنامه­ریزی شهری برای کودکان، جنبه­های اجتماعی، رفاهی و نیازمندیهای آنها در شهرها را که می­توانند به تربیت و رشد سالم کودکان بیانجامد، مورد نقد و بررسی قرار داده است. محتوای کتاب، شرایط حقوقی کودک در سطح ایران و جهان را بررسی کرده و به مقایسه سطوح رفاهی کودک در کشورهای مختلف پرداخته و شهر تهران را به عنوان نمونه مطالعه با معیارهای جهانی شهرسازی برای کودکان در محک سنجش قرار داده است. پیشنهاد برنامه­ای به منظور ارائه خدمات رفاهی و مهیا ساختن فضا برای زندگی سالم و ایمن برای کودکان بدان دلیل در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است که خلاء ناشی از عدم برنامه­ریزی جامع برای کودکان در فاصله بین خانه و مدرسه را پر کند. ترویج زندگی اجتماعی، توجه به نهادهای اجتماعی و فرهنگی محله­ای، بسط سلسله مراتب ایجاد فضاهای جمعی از طریق مراکز فرهنگسرایی از جمله نکات مورد بحث در کتاب است. در کتاب " آماده سازی شهر برای کودکان"  اشاره شده است که اگر شهر برای زندگی سالم و ایمن کودکان آمادگی پیدا کند، برای رشد، تعالی و ایمنی سایر اقشار و در قالب گروههای مختلف آمادگی لازم به دست آمده است.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٤

سلسله نشست های تخصصی ... (۶)...قصه شهر

"قصه شهر"

 

آقـای دکتـر سیـد محسن حبیبـی  

(رئیــس پـردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران)

منبع این مطلب:

 ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی

دانشکده هنر و معماری

واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی

شماره مسلسل:۹

سال دوم شماره پنجم

آبان ماه ۱۳۸۶ 

 

 

 

 

آقای دکتر حبیـبی در آغاز سخن به چگـونگی شکـل­گیری داستـان شهر اشـاره نمودند: اصل هر داستــان و قصه با حادثـه­ای و یا واقعه­ای آغــاز می­شود. این حادثـه خوب یا بد خاطـره­ای را بـوجود می­آورد و هـر قـدر ایـن خاطـره ذهـن را بیشتر درگیــر کند زمان معنـادارتر و طولانی­تر جلـوه می­کند. ایشـان به اشـاره بـه شــعر فیــلر: خیابــان­ها آواز می­خواننـد، سنــگها سخــن می­گویند، تـاریخ از خانــه­ها می­تــراود و سـرودی عاشقــانه سر داده می­شود اشـــاره نمـوه و افــزودند: شهر یــک راوی است که بـه مـا می­گویـد از کجـا آغاز شـده و به کجــا محدود و داستـان چـه­ها و کـه­ها را بازگـو می­کند، داستــان شهر، بخـشی از شهـر است در خیــال و ذهـن ما. در شهــرها مکـانها تبــدیل به واژه­ می­شونــد تا هویـــت مکــانــی و زمانی شهر را تعریف کنند. شهرهای تاریخی مثل بم و تخت جمشید هر کدام قصه خود را تعریف می­کنندو روحی را که در آنـها جریـان دارد بازگو می­کنند.

 

ایشان در ادامه به طرح موضوعاتی در شهر پرداختند از جمله:اسطوره ، انسان ، دال و مدلول ، عبور از دیوار ، دگردیسی ، ظرف و مظروف ، لحظه های زیست شده ، باز تولید خاطره ، فرهنگ ،پرسه زدن در شهر ،تبدیل مجاز و واقعیت و...  .

وی در ادامه گفت: قصه شهر از گذشته آغاز و به حال می­رسد، با رجوع به خاطرات، گذشته به حال می­آید و گذشته به روز می­شود، زمان معنادار می­گردد و بدین شکل شهر خود را برای ما تعریف می­کند و در هر زمانی حوادثی جدید به آن اضافه می­شود. به عبارتی بازتولید خاطره کار مهم شهر است به شهر زندگی می­دهد و طی این فرایند شهر با شهروند و یا شهروند با شهر ارتباط غیر ارادی برقرار می­کند.

ایشان همچنین با اشاره به بحث دگردیسی شهر افزودند: دگردیسی از حالی به حالی دیگر رفتن است و از شکلی به شکل دیگر شدن. شهر خود را با جاودانگی پیوند زده و مرتب مدرنیزه و به روز می­شود و بر جذابیتهای کهن خود می­افزاید.

آقای دکتر حبیبی با اشاره به این مطلب که شهرهای جدید ما قصه­ای برای گفتن ندارند زیرا هیچ حادثه­ای در آنها به وقوع نپیوسته است، به این نکته اشاره نمود که با سرمایه­گذاری اجتماعی و فرهنگی نسلها در شهر، قصه شهر شروع می­شود و تا زمانی که انسان وجود دارد ادامه می­یاید.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٦

معماری کامپیوتر...!

تا به حال در موردکاربرد واژه معماری در معماری کامپیوتر فکر کرده اید؟

این خبر را بخوانید:

بیل گیتس: 5سال دیگر به تلویزیون‌های فعلی می‌خندید زمان مخابره خبر :20/12/1385    یک ماه پیش بود که در اجلاس جهانی اقتصاد در داووس بیل گیتس از امکانات جالب و متفاوت تلویزیون اینترنتی (IPTV) صحبت کرد.


منبع: دنیای اقتصاد   و 

   http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=32958

حال به نظر شما:

 در دنیای امروز  واژه معماری ( با عمق معنای آن) ... در فضای سیال دنیای الکترونیک و کامپیوتر به مفهوم واقعی خود نزدیکترست یا در فضای کالبدی ابنیه

 

 

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۳

سال ۲۰۰۹ و مسوولیت معماران

یکی - دو هفته دیگر سال ۲۰۰۷ میلادی به پایان می رسد...در واقع سال بزرگداشت مقام حضرت مولانا..!

همه ما دیدیم  که در این سال هر کشوری که از راه می رسید...ادعا می کرد مولانا آنجایی است !!! ...

محمدرضا شیرازی جندی پیش (یکشنبه، 6 آبان، 1386 ) یادداشت جالبی نوشته بود:

 

(این روزها هشتصدمین سالگرد تولد مولاناست. و بحث این که مولانا کجایی بوده به شدت مطرح. افاغنه او را افغان می دانند، چون محل تولدش آنجاست. ترکان او را ترک می دانند چون در آن جا بزرگ شده و مولوی شده. و ایرانیان وی را ایرانی می خوانند چرا که هنر نزد ایرانیان است و بس. پس هر که هنری دارد، لاجرم ایرانی است!

اما به نظر من مولانا در اصل چینی بوده است! باور نمی کنید؟ پس بخوانید:

<نام‌گذاری سال 2007 از سوی سازمان یونسکو به‌عنوان سال "مولانا جلال‌الدین"، برای چینی‌ها سود اقتصادی داشته است.

چینی‌ها توانسته‌اند به لطف توجه جهانی به مولانا - شاعر بزرگ ایرانی - در سال جاری، یادگاری‌ها و سوغاتی‌های متعددی را که تصویر مولانا بر روی آن‌ها حک شده است، تولید کنند و از آن به سود اقتصادی سرشاری برسند.

به گزارش روزنامه‌ی‌ تودیز زمان، چینی‌ها با ساخت تسبیح، بشقاب، مجسمه و حتا پیراهن‌هایی منقش به عکس مولانا، این اشیا را به پرفروش‌ترین سوغاتی‌های قونیه تبدیل ساخته‌اند.) 

چند روز پیش که از رادیو شنیدم سال ۲۰۰۹ میلادی به مناسبت چهارصدمین سالگرد تولد شیخ بهایی به بزرگداشت ایشان اختصاص پیدا کرده  است....نه تنها خوشحال نشدم بلکه وحشت زده هم شدم...!

از شواهد چنین بر می آید که اینبار قرار است دوستان ما در اقصا نقاط جهان  دست به دست هم دهند و ملیت ایشان(شیخ بهایی) را به صورت افتخاری تغییر دهند!!!!! یا شاید هم رونقی به بازار اقتصادی خود!!!!

به هر حال از آنجاکه همه ما از خدمات این دانشمند ایرانی به معماری این مرز و بوم آگاهیم...حداقل انتظارمان از خودمان- در مقام عضوی از جامعه معاصر معماری ایران که نام این هنر را به عنوان حرفه به دوش می کشیم !!! ( به بیان ضرب  المثل قدیمی  یک سوزن به خود و یک جوالدوز به دیگری!) - این باشد که از همین  اکنون با هر ابزاری که می توانیم و از هر تریبونی که در اختیارمان است تلاش کنیم تا تجربه نه چندان شیرین سال تولد حضرت مولانا ( که سهم ایران در آن بیش از  چند همایش و چند نمایش و چند کتاب و چند قطعه موسیقی...نبود)...تکرار نشود.

تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
"شیخ بهایی" 

راستی!...اگر پیشنهادی در خصوص انجام این وظیفه از جانب معماران دارید...لطفا در بخش نظرات درج کنید...از توجه شما سپاسگزارم.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٥

سلسله نشست های تخصصی ... (۴)... معماری معاصر جهان

معماری معاصر در جهان

 آقای دکتر داراب دیبا

 استـاد پردیـس هنرهای زیبا- دانشگـاه تهران 

 

منبع این مطلب:

 ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی

دانشکده هنر و معماری

واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی

شماره مسلسل:۶

سال دوم شماره اول

اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ 

 

دکتر دیبا در ابتـدای سخنانشان بر اهمیت ارتباط متقابل اندیشه و عمل تأکید نمودند و  

اینکه طرح و مطالعه دو مقـوله مکمل هستند و چنانچه معماری فقط بنویسد و خط نکشد کـار وی نتیجه مطلوب را در بر نخواهد داشت و معمـاری که بدون مطالعه خط بکشد نیز نتیجه کـارش به همان ترتیب حاصلی مفید نخواهد داشت. سپس ایشان به معرفی مجله معماری و شهرسازی پرداختند

 و اینکه حدود 200 نفر از جوانان متخصص با این مجله همکـاری دارنـد و هدف از انتشار این مجـله ارتقـاء و معرفـی شأن دانشجویان، متخصص و متفکرین ایرانی همـراه با بسترسـازی بـرای جامـعه مدنی است. و به آخریـن شماره این مجله اشاره داشتند که در این شماره حدود 50 نفر از معمـاران ایرانی در رابـطه با اینکه معماری ایران را چگونه میبینند و معماری معاصر ایران را چگونه ارزیابی میکنند اظهار نظر نمودهاند.

ایشان در ادامه به معرفی برخی از طرحها و فعالیتهای حرفهای خودشان به شرح زیر پرداختند:

·                    ساختمان V.I.P. فرودگاه امام خمینی برای مهمانان ویژه؛ که طرح ایشان در مسابقه مربوطه رتبه دوم را احراز نمود. و به ویژگیهای خاص طراحی بنا اشاراتی نمودند، (نظیر استقلال سازه از پوسته، و نظام هندسی ممتاز معماری ایران که تلاش شده بود در طراحی مدنظر قرار گیرد). 

·                    طرح فرهنگستان جمهوری اسلامی ایران در مسابقه فرهنگستان جمهوری اسلامی ایران که طرح ایشان رتبه دوم را احراز نمود. ایشان مطرح نمودند که ایده طرح به نظر لوئی کان برمیگردد آنجا که وی خاطر نشان میسازد که معماری سازمان ازلی انسانی است و ایشان تأکید داشتند که در این طرح سعی نمودند کانون حیات و معرفت انسانی طراحی نمایند. 

·                    ساختمان بانک مسکن کرمان که به واسطه گرمای محل و اقلیم خاص منطقه واجد نمایی دو پوستهای میباشد و بدنه تونشسته کاملاً از جنس شیشه است که حریم حرارتی بوجود آورده است. 

·                    ساختمان نوبخت که یک مجموعه آپارتمانی است. 

·                    سفارت جمهوری اسلامی ایران در برلن که در مسابقه‌‌ای که وزارت امور خارجه برگزار کرد این طرح برنده شد. در این طرح ایده کلی طرح بر مبنای گفتگوی بین گوته با حافظ و گفتگوی مولانا با امانوئل کانت بود که تلاش شد در قالب معماری ترجمه شود. ساختمان به طور کامل سفید طراحی شد و تنها تزئین آن استفاده از فرش ایرانی است. 

·                    مجموعه تجاری- فرهنگی رسولیان در یزد که در طراحی آن تلفیق با بافت مدنظر بوده و در طراحی آن از گودال باغچه و حیاط مرکزی استفاده شده است و توجه به مسئله مایکروکلایمت خرد اقلیم در طراحی مجموعه از اهمیت ویژه برخوردار بوده است. 

·                    مسابقه فرودگاه بین المللی اصفهان که طرح ایشان رتبه اول را احراز نمود. در این طرح ضمن رعایت ویژگیهای یک فرودگاه بین المللی تلاش گردید استعارهای از معماری ایرانی هم مطرح باشد. در این رابطه از بنای چهل ستون اصفهان الهام گرفته شد. از قوس بعنوان نمادی از آسمان پر ستاره استفاده شد تا حالت پرواز را نیز نشان داده و تداعیگر آسمان باشد. 

·                    مجموعه مسکونی کیش که واجد طراحی اسپیرال میباشد. 

·                    و نهایتاً پروژه مرکز تجاری در مشهد که در همکاری با دکتر صارمی بودهاند را توضیح دادند. .  

            سپـس دکتر دیبا به تشریح مشکلات خاص معمـاری در ایـران از قبیـل؛ در اختیـار نبودن تکنولـوژی روز، عدم وجود کارگر ماهر و

متخصص به میزان کافی، کمبود امکانات اجرایی پیشرفته و کمبود کادر تخصصی پژوهشگر اشاره نموده و بر حقالزحمه بسیار پائین معماران

ایرانی که 80% پائین تر از استاندارد بینالمللی است تأکید نمودند و بر این مطلب تأکید داشتند که معماری معاصر ایران به واسطه اینکه امکانات ساخت و ساز کشورهایی نظیر سوئیس، فرانسه یا آلمان را دارا نمیباشد لذا معماری متفاوتی را داریم.

سپس به عنوان محور اصلی ادامه بحث سؤالی را عنوان نمودند که:

 

"آیا معماری میتواند جهان را عوض کند؟" 

            ایشان به وابستگی بیش از حد معماران به کارفرمایان به عنوان یکی از محدودیتهای اصلی و بحران در معماری پرداختند. سپس به شرح تصاویر ذهنی متفاوت افراد متفاوت در نقاط مختلف دنیا پرداختند. در واقع ایشان تأکیدی بر تفاوتهای محلی، فرهنگی، بومی، اقلیمی داشتند و به مسائل کلیدی که بر مقوله معماری تأثیر گذار است در قالب ارائه نمونههای متفاوت و بسیار جالب از نقاط مختلف دنیا به بحث پرداختند. سپس افراد تأثیر گذار بر معماری معاصر جهان را معرفی و به تشریح ویژگیهای برخی از آثار ایشان به شرح زیر پرداختند:

-                     کلیسای رنشان، لوکربوزیه و کلیشه شکنی وی.

-                     موزه گوگن هایم، فرنک لید رایت در امریکا که به صورت یک ایکن تمام شاخص های شهری را دگرگون کرد.

-                     میس وندهرو را معرفی نموده و از فاستر، رنز و پیانو، و هرزوک به عنوان شاگردان وی نام بردند. و این بحث که تفکیک ستون، دیوار و کف در بهترین وجه در نظریه میس مطرح شد و بحث سادهسازی که ایشان عنوان نمود تحولی را به همراه داشت.

-                     دانیل لیبسکیند و موزه برلن وی را تشریح نموده و با ارائه اسلایدهایی به بررسی ویژگیهای خاص این بنا پرداختند و اینکه این بنا به لحاظ گونهشناسی حائز اهمیت میباشد.

            در ادامه به مباحث مطروحه توسط ژاک دریدا، دلوز، ریکور و سسور اشاره نمودند و با تشریح مقوله دیکانستراکشن و اینکه اندیشمندان این عرصه دنبال یافتن لایههای نامرئی پدیدهها و مفاهیم میباشند به شرح کار برخی معمارانی که با تکیه بر این تفکر به فعالیت حرفهای پرداختند نظیر پیتر ایزنمن و بحث inbetween space فضای بینابین وی و مقوله مفصل بندی فضایی Articulation را که وی مطرح نمود و بر اساس آن نگرش خانههایی طراحی نمود که با عنوان خانههای تجربی مطرح میباشند و به تشریح ایدهها و طرحهای این دسته از اندیشمندان پرداختند. سپس به تشریح دیدگاههای رم کولهاس که ضد کلیشه میباشد پرداختند. 

-    موزه گوگن هایم بیل بائو کار فرنگ گری تشریح شد و به ایشان به واسطه دگرگون سازی قالبهای معماری گذشته ارج نهادند.

-   و برخی کارهای اریک موس و هرزوک معرفی و تحلیل شد.

            سپس به تشریح رویکردهای معماران اوانگارد در تغییر قالبهای شناخته شده در پروژههای متفاوت معماری پرداختند و در برابر این شلوغی و آشفتگی معماری معاصر جهان به نمونههای معماری می نی مالیستی پرداختند.

 

در ادامه صحبتهای دکتر دیبا، آقای مهندس یاری و سرکار خانم مهندس اردوبادی در رابطه با می نی مالیسم بحث نمودند و نمونههایی از کارهای هرزوک و تادائو اندو را ارائه نموده و در این رابطه این دیدگاه را با دیدگاههای مدرنیستی مقایسه نموده و در مورد ویژگیهای این تفکر بحث کردند.

 

            در ادامه با ارائه نمونه‌‌هایی از فعالیتهای حرفهای معماری در نقاط متفاوت دنیا با فرهنگهای متفاوت بر توجه به تفاوتهای فرهنگی در طرحهای معماری تأکید نمودند و معماری مردمی، بومی و محلی را با معماری رسمی در قالب مصادیق بسیار مقایسه نمودند.

 

در خاتمه جلسه با پرسش و پاسخ دانشجویان و بحث در رابطه با مباحث سخنرانی خاتمه یافت.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٤

سلسله نشست های تخصصی ... (۳)... معماری امروز ایران

 

معمـاری امروز ایران

دکتـر علی اکبر صارمی

 

دانشیار دانشکده هنرو معماری

واحد تهـران مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی

 

 

 

 

منبع این مطلب: ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی

دانشکده هنر و معماری

واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی

شماره مسلسل:۵

سال دوم شماره اول

فروردین ماه ۱۳۸۶ 

ایشان  در رابطـه با بحـث «معمـاری امروز ایران»، ارتباط کارفرما با اثـر معمـاری در گذشته و امروز؛ سخنرانـی ایراد فرمـودند. محورهای اصـلی بحـث ایشان عبارت بود از:

 

 

معماری گذشته پیش از دوران مدرن در ایران و جهان:

 

در این دوره به واسطه آشنایی و زبان مشترکی که در گذشته وجود داشت، معمار میدانست چه میکند و کارفرما میدانسـت چه میـخواهد؛ به عنوان مثـال در جهــان پیش از دوران مدرن الگوی کلیـسـاها

 

معمـولاً از جانـب یک منبع طراحی و ارائه میشد:

 

-     کلیساهای گوتیک و کلیساهای رنسانس از واتیکان و مسابقه معماری در واتیکان ارائه میشد.

 

-         کلیساهای بیزانس از منابع شرقی ارائه میشد.

 

اما در قرن 19 در اروپا با رواج شکلگیری مدارس معمـاری مخصوصاً‌‌ مدرسه بزار مقولهای تحت عنـوان تمریـن معماری آغاز میشود؛ معماری روی کاغذ، که قواعدی نیـز برای آن وضع میشود . در ایران نیزالگوی طراحی مساجـد در دورههای ثبات از یکجا میآمد؛ یا از پایتخت اصفهان یا از قزوین. که در اینرابـطه مهمترین دوره، دورة ناصری بوده است. از این زمان رفته رفته حضور نقشه را در فرایند معماری ملاحظه میکنیم.

 

در این رابطه میتوان به زمان ناصرالدین شاه و تهیه نقشه مسجد سپهسالار توسط شقاقی از فرنگ آمده و تأثیراتی که از فرنگ گرفتیم اشـاره نمود، در این دوره دربـار مرکز تولیـد مد و فرم در تمام شئـونات زندگی جامعه به شمار میآمد.

 

 

دوران مدرن در مغرب زمین:

 

-         نبرد بین مدرسه بزار و نوگرایان

 

-         مباحث مطروحه بین گروه مکتب وین و کهنه گرایان، و ادولف لوس

 

-         در ایـن زمان ایـدههای لوکور بوزیـه خیلی مطـرح بود که در  مخـالفت با مدرسـه بزار بود. وی هیچگـاه تدریـس نکرد. امـا نقشهها، طرحها و پرسیکتیوهایی که ترسیم نمود، همگی آثار کاغذی ارزشمند بجای مانده از وی هستند.

 

-         طرحهای آنتونیو سنت الیا که از نمونههای طراحی و ترسیمات اولیه و روی کاغذ اما، بسیار تأثیرگذار هستند.

 

 

در معماری مدرن چه اتفاقی رخ داد؟

 

تفکر معماری مدرن تمایل داشت همانند سایر رشتهها به صورت آزاد از کارفرما باشد تا معمار بتواند فارغ از تحمیلات نظرات کارفرمـا ایدههای خود را ارائه کند در این رابطه میتوان عنوان نمود که سنت الیا به عنوان معماری پیشگام چنین کرد.

 

عرصهای که معمار میتوانست در آنجا آزاد باشد؛ عرصه معماری روی کاغذ بود که در باوهاوس آغاز شد.

 

 

در همین دوره در ایران چه اتفاقاتی رخ داد؟

 

-         در رابطه با این دوره میتوان اشاره نمود که دوران رضاشاه آخرین دورانی بود که حاکم نظریات خود را تحمیل مینمود و در واقع نظریات خود رضاشاه ملاک عمل بود.

 

-         در این دوره برای اولیـن بار مشاهده میکنیم در ایران قوانیـن و ضوابطی از طـرف شهـرداری تـهران مخصوصـاً در دوران بوذرجمهری ارائـه و تصویـب شد و ملاک عمل قرار گـرفت، از این قوانین و مقررات میتوان به ضوابط سطح اشغال 50 یا 60 درصد اشاره نمود.

 

 

معماری دوران پهلوی:

 

-         تأسیس دانشکده هنرهای زیبا نقطه عطف معماری این دوره است.

 

-         از این زمان به بعد شاهد گونهای آزادی در ارائه طرحها و پروژههای معماری هستیم که این آزادی تا کنون نیز ادامه دارد.در این دوره ارتباط کـارفرما با پروژه چگـونه بوده است؟

 

 -    بعد از شهریـور 1320، دوران بعد از مصدق و دوران دلارهای نفتی.

 

-    دهه چهل قرن 14 هجری شاهد شکلگیری دفاتر مهندسی معماری هستیم و در این دوران ویلا سازی به سبک پلان آزاد رواج بسیار پیدا کرد.

 

-    در این دوره تا حدودی شاهد گونهای آزادی در طرحهای معماری هستیم چه در خانهسازیها و چه در بناهای دولتی.

 

 -   در این دوره ملاحظه میگردد که از جانب دربار و حـاکمان چندان اعمـال نظری نمیشد، مگر در رابـطه با فرح پهلـوی که تا حدودی مشـوق طرحها و ایدههای معماری بود؛ همچنین بعد از ارائه نظریات دکتر سید حسین نصر در رابطه با معماری اسلامی- ایـرانی ملاحظه میکنیم گونـهای معماری ترکیبی ایرانی- اسلامی و غربی شکل میگیرد، از درون این تحولات در عرصه نظر و عمل ایدههای نادر اردلان ارائـه میگردد. در این دوره شاهد طراحی و اجرای تئاتر شهر هستیم که در دفتر سردار افخمی شکل میگیرد، از دانشگاه صنعتی اصفهان و نقطهنظرات شاه سابق روند طراحی دفتر سردار هدایت میشد. اینجانـب به همـراهی تقی رادمرد، نسریـن فقیه، شهاب کاتوزیـان و عباس قریـب در این دفتر همکـاری داشتیم. طـرح  مجلس نیز همینجا شکل گرفت در حالیکه شخص محمدرضا پهلوی هیچگونه اظهار نظری نمینمود.

 

-    در این دوره دفاتر فنی به منظور تائیـد طرحها شکل گرفتند که تاکنون نیز این روند ادامه دارد.

 دوران بعد از انقلاب:

 

-         در این دوره شاهد بازگشتی خودبخودی به معمـاری گذشته ایران هستیم.

 

-         این دوره تا حـدودی دوران آزادیها نیز بـود.

 

-         در این دوره شاهد طرحهای مورد پسند قشر نوکیـسه هستیـم که بدنبـال مدهای غربـی بودنـد، خصـوصاً  در بنـاهای مسکونی که محمـل و جایگاهی برای بساز و بفروشها شد.

 

-          از طرف دیگر  هنوز تصمیمگیرندهها همان دفاتر فنی بودند.

 

-         در دوران کرباسچی که تصویب کننده مجموعه نواب بوده است در واقع خود دفتر فنی شهرداری معمـولاً تصویب کننده طرحـها بوده است. این رونـد تا کنون نیز ادامه دارد. اما با حضور شوراهای شهـری مشاهده میشود که شوراها بعضاً در تصمیمگیریها دخالت میکنند.

 

-         در حال حاضر معماری کاغذی رشد عجیبی پیدا کرده و برای خود مکتـبی شده است خصوصـاً به واسطه رواج جـهان دیجیتال و تصاویـر و فضـاهای مجازی که در تمام نقاط دنیا شاهد این امر میباشیم و دانشجویـان نتیجتاً امروزه با استـفاده از کامپیـوتر و ارتباطات اینترنتی در همه جای دنیا شبیه یکدیگر شده اند. 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢۳

سلسله نشست های تخصصی ... (۲)... معماری و هویت شهر

 معماری و هویت شهر

دکتـر ایـرج اعتصـام

( استـاد معمـاری و شهرسـازی دانشگـاه تهران) 

منبع این مطلب: ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی

دانشکده هنر و معماری

واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی

شماره مسلسل:۴

سال اول شماره اول

اسفندماه ۱۳۸۵ 

نقل هر گونه مطلب از این متن  تنهابا ذکر منبع اصلی (خبرنامه دانشکده هنر و معماری )بلامانع است.

محورهای اصلی بحث ایشان عبارت بود از:

1.    مفهوم هویت و بحران هویت در معماری
2.    ظهور و رشد معماری و شهرسازی مدرن
3.    جنبش های اخیر معماری و شهرسازی
4.    تأثیر دو مبحث فوق در معماری و شهرسازی ایران
5.    طراحی محیط و هویت شهری

6.    نتیجه گیری

 

  مفهوم هویت و ” بحران هویت در معماری “

بحران هویت در معماری و شهرسازی

بسیـار سـاده گرایانه است که تصـور کنیـم بحـران هویـت در معمـاری،  به واسطـه  ظهـور معمـاری مـدرن در قـرن بیستـم و ابـداع فرمهـای نو است، اشکـال کـار در آنهائـی نیسـت که ابـداع کــردند و فـرم های نو آفریـدند، اشکـال کار درآنهائی است که دیگر به دنبـال بدیعـه پردازی نرفتنـد و به کار تقلیدهای بسیارسطحی از معماری مدرن پرداختند و این تقلید و تکرار انبوه به جائی رسید که مدرنیسم بین المللی را به شکل یکنواخت ، خسته کننـده و کلیشه ای عرضه نمود و از دهة 50 میلادی « بحران هویت در معمـاری» مطرح گردید.  ایشـان در ادامه به سرفصلهای زیر به صـورت مشروح پرداختند:

1. ظهور و رشـد معماری و شهرسازی مدرن- انقلابات صنعتی قرن نوزدهم اروپا و عناصر متشکله و مهم آن در شکل گیری معماری و شهرسـازی مدرن

2. آغاز قرن بیستم تا پایان جنگ جهانی اول ( مدرنیسم اولیه) 

3.گسترش معماری مدرن و اعتلای مدرنیسم در معماری تا پایان دهة 1960 میلادی

4. جنبش های اخیر معماری و شهرسازی-  بحران مدرنیسم در سالهای پایانی دهة شصت  

5. پسا مدرنیسم

6. گرایش های جدید در معماری و شهرسازی

سپس در رابطه با طراحی محیط و هویت شهری به موارد زیر پرداختند:

طراحی محیط و هویت شهری 

سالهاست که دانشمنـدان، محققان، فلاسفه، نویسندگان، طراحان شهری و محیطی و معمـاران در تعریف و بیـان ماهیـت و خصوصیـات «هویت» رسـاله ها و مطالب زیـادی نوشته اند، بخصوص از دهه 1960 به بعد در مقایسـه با نیـم قرن قبـل از آن حجـم این مطالعـات گسترش یافته و از مضمون های فلسفی و ادبی به نمونه ها و مدل های تجربی راه یافته است.
ایموس راپوپورت در تحلیل و شناخت «هویت» در ”طراحی محیط“ چنین اظهار نظر می کند :
« ...به طور کلی محیـط را می توان به صورت یک سـری روابـط بین اشیاء و اشیاء ، بین اشیاء و انسان و بین انسان و انسان تعریف نمود.
این روابط دارای یک نظام و استخوان بنـدی خـاص خود است، و به هیـچ وجه ترکیـب دو چیز بطـور اتفاقی نیست .  اشیـاء و انسان در درجـات مختلفی از جدا بودن در فضا قرار داشته و از طریق فضا نیز بهم مربوط می شوند. »

  در طراحی محیط چهار عامل به شرح زیر باید سازماندهی شوند :

1 .  فضا (SPACE ) یا سازماندهی فضایی
2 .  زمان (TIME) یا سازماندهی زمانی  

3 .  ارتباطات  (COMMUNICATION) ، یا سازماندهی ارتباطی
4 .  معنی  (MEANING) ،  یا سازماندهی معنائی

1.   سازماندهی فضا در طراحی محیط 

شامل برنامه ریزی  و طراحی در تمام مقیاس ها از منطقه ای گرفته تا  فضای داخلی یک اطاق برای منظورها و اهداف مختلف است. بعبارت دیگر توسعه سه بعدی دنیای پیرامون ماست که فاصله های بین اشیاء و انسان و اشیاء و اشیاء را سازماندهی می کند. در برخـی کتابها و تحقیقـات این سازماندهی را تحت عنـوان « عناصر ترکیبـی ثابـت» یا “ FIXED  FEATUR ELEMENTS ”  به کـار بـرده اند  و منظـور عنـاصری است که  اصولاً ثابت هستند یا آنها که ندرتاًٌ تغییر می کنند.  مثل : دیوارها ، سقف ها و کف ها دریک بنا و یا خیابان ها و ساختمانهای اطراف آن که ثابـت هستند و یا ندرتاٌ تغییر می کنند.

ترتیبی که این عناصر سازماندهی می شوند ابعاد و اندازه آنها ، موقعیت ، توالی و تسلسل آنها و غیره ،  نوعی پیام و معنا را به انسان القاء می کند و به اصطلاح دیگر یک « ارتباط معنائی » ایجـاد می کند بخصوص در محیطهای سنتی ، البته معنای این اصول سازماندهی و نظـام طرحهـا در فرهنگهـای مختلف متفـاوت است . بقول پروفسور ایموس راپوپورت شهرهای امریکائی برای فرانسوی ها دارای هیچ نظـم و نظـام شکلـی نیستند همانطور که امریکائیها در مورد فرم شهرهای اسلامی این نظریه را دارند.
مثال دیگر شهرهای سنتی آفریقائی است که  اکثراٌ توسط اروپائی ها بدون سازمان دهی و نظم تعریف  شده اند ، زیرا نظم آنها در روابط اجتماعی ، مذهبی و قومی آنها منعکس شده است ، نه در یک اصول هندسی . ولی چون این  نظم  تابع اصول شناختـه شده هنـدسی نیسـت ، بی نظـمی بحساب آمده است . بهرحال سازماندهی فضائی در طراحی محیط نقش بسیار مهم و اصولی را دارد.

2.   سازماندهی زمانی در طراحی محیط

انسان همانطور که در فضا زندگی می کنـد، در زمان نیز زندگـی می کنـد و به این ترتیب محیط به طور زمانـی (Temporal) نیز مطـرح اسـت و محیط در « رفتار ما در زمان » نافذ می باشد. فی المثل در مقیـاس کـلان، زمان به مثابه روندی جاری (Flow) در فرهنـگ های غربی در مقابـل روندی مداری یا متناوب (Cyclic) در فرهنگهای سنتی قرار می گیرد.
بعبارت دیگر جهت گیری آینده در مقابل جهت گیری گذشته است و یا آینده بمثابه اصلاح کننده گذشتـه در مقابل آینـده ای که احتمـالاٌ بدتـر خواهد بود و این برخورد با زمان در رفتار و تصمیمات ما اثـر گذاشتــه و از ایـن طریـق در طراحـی محیـط مؤثر است . نه تنها مفهـوم زمـان در فرهنگهای مختلف متفاوت است بلکه برخورد افراد و گروه هائی که در داخل یک فرهنگ می باشند نیز متفـاوت است . همچنیـن در سازماندهـی زمانی مسئله ارزش گذاری برای زمان و مسئله مفهوم واحد زمان بسیار مهم است. توجه کنیم به تفاوت فاحشی که فی المثـل بین مفهـوم زمـان بین کارخانجات سوئیسی که تبلیغ می کنند که ساعتهایشان با اختلاف یک ثانیه در سال دقت دارنـد با مفهـوم زمـان در فرهنـگ سنتـی پوئبـلو ( مکزیک ) که یک هفته کوچکترین واحد زمان بوده است. 
 

3.   سازماندهی ارتباطی در طراحی محیط 

همانطور که دیدیم انسان در فضا و در زمان زندگی می کند، «کجا زندگی می کند» فضا است و « چه وقت  زندگی می کنـد » زمـان است، ولـی   « ارتباطات » رابطه انسان با انسان  است اعم از اینکه این ارتباطات گفتاری (کلامی) باشد یا غیر کلامـی، و اینـکه این روابـط تحـت چه شرایـط، چطور، چه وقت، در کجا و در چه مورد و در چه صورت و موقعیتی ایجـاد مـی شود «ارتباطـات» و « محیـط مصنـوع » را بهـم مربـوط میسـازد.
ارتباطات را به عناصر ترکیبی «غیر ثابت» یا
“ Non fixed elements ’’  نیز تعبیر کرده اند که استقـرار انسان در محیط،  روابـط آنـها با یکدیگر ، نحوه برخورد و نگهداری و حفظ محیط توسط انسان ها و نحوة قضاوت آنها نسبت به محیط را به بحث می گذارد.
4.   سازماندهی معنائی در طراحی محیط

معنی یا سازماندهی معنائی اغلب از طریق علائم ، مصالـح ، رنگهـا ، فرمهـا، ابعـاد، تزئینـات و فضـای باز و غیره بیـان می شود. در برخـی کتابهـا «سازماندهی معنائی » را عناصر ترکیبی «نیمـه ثابت» یا “ Semi fixed elements ’’ خوانده انـد که طیف بسیارگستـرده ای دارد از مبـل و پرده گرفته تا مبلمـان خیـابانی، علائم تبلیغـاتی ویتـرین مغازه هـا، گیاهـان و تزئینـات گیـاهی و سـایر عناصـر شهری. این عنـاصر بر خلاف« عناصر ترکیبی ثابت » میتوانند بسرعت تغییر کنند و در عین حال عناصر بسیار مهمی محسوب میشوند .
نحوه قرار دادن این عناصر پیامهای مشخص و معانی خاصی را به انسان القاء می کنـد، فی المثل در سه اطاق با ابعـاد و فضای مسـاوی میتوان در یک اطاق با چیدن اشیائی مانند: تختخواب و جالباسی و میزهای کوچک کنار تختخواب «معنی» اطـاق خواب به آن داد و اگـر بجای تختخـواب، میز نهارخوری و صندلیهای دور آنرا قرار دهیم پیام و معنی آن عوض شده و به اطاق نهارخوری تبدیل میشود و بالاخره اگر همان اطاق را با فرش و عناصر خاص مذهبی تزئین کنیم به نمازخانه تبدیل می شود و حالت روحانی یا حتی تقدس پیدا می کند، درحالیکه خود فضـا ثابت مانـده این عناصر معنی خاصی را به انسان ارتباط میدهنـد که این نیـز نزد فرهنگهای مختلـف و در محیطهـای مختلـف فرق میکند و غالباً حذف کامل این عناصر پیام آور و سمبولیک در معماری و محیطهای شهری می تواند به بی هویتی آنها تبدیل شود.
 « معنی » رابطه محیط با انسان است در حالیکه «ارتباطـات» رابطه بیـن انسانهـاست، وقتی از بی هویتـی در معمـاری یا فضای شهـری صحبت میکنیم منظور اینست که آن معماری ویا آن فضای شهری «معنی» خود را از دست داده است و به عبارت دیگر با ما رابطه برقرار نمی کند.

5.  نتیجه گیری 

- بحران هویت یک واقعیت جهانی در معماری و فضاهای شهری است که بخصوص آثار تخریبی و منفـی بسیار زیادی در شهرهای ایران داشته و دارد.
-  شهرهای ایران مانند بسیاری از شهرهای دنیا ممکن است از تأسیسـات و تجهیـزات شهـری نسبتـاً مناسـب برخوردار باشند . ولی فقـدان یک معماری و فضای شهری « معنی دار » و « با هویت » می تواند به بی تفاوتی شهروندان و عـدم تعلـق خاطر آنها به محیـط شهری منجر شود و از کارآئی شهر بکاهد و مدیریت شهری را با معضلات بیشتر مواجه کند.
 
-  برای فائق آمدن بر بی هویتی معماری و محیطی شهرهـای ایران و هویت بخشـی به آن اقـدامات زیر بعنوان بخشی از ضروریـات برنامـه
ریزی شهری ‌‌توصیهمیشود:
1.  تجزیه و تحلیل عمیق مفاهیم « هویت » و « معنی » در معمـاری و فضاهـای شهری بصـورت برنامـه ریزی شده و پیگیر توسط نهادهای دانشگاهی ، دولتی و خصوصی .
2. تبلیـغ و شناسـاندن مفهـوم و اهمیـت « هویـت » در معمـاری و فضـاهای شهــری بصـورت برنامـهریـزی شـده و پیگیـر توسط نهادهـای دانشگاهی، دولتی و خصوصی.

3.  بررسی و تحقیقات سازمان یافته در معماری بومی ایران و فضـاهای شهری قدیم ایران توسط دانشگاهها و مؤسسـات پژوهشی دولتی و بخش خصوصی

4.  همکاری بخش دولتی و مهندسان مشاور در مطالعه ، تهیه طرح و اجرای «محیطهـای نمونه» ، « شوشتر نو »  نمونـه ای  قدیمی از  این  نوع تلاش ارزنده است ، ولی با بکارگیری تجارب جدید می توان به نمونه ها و مدل ها و نتایج بهتری نیز دست یافت.
5.  بررسی تجارب و نمونه های موفق معماری و شهرسازی در کشورهای جهان سوم و دعوت ازاین معماران برای همکـاری و انجام دادن تحقیقات دانشگاهی و کاربردی

در عصر حاضر طراحی شهری از اهمیت ویژه ای در جهان برخـوردار اسـت و معمـاری شهرهای ما در زمینه مسـکن و سایر بنـاها ، از طریـق یک طراحی شهری « با هویت » و « معنی دار » می تواند جایگاه مناسب و جاذب خود را در شهرهای ایران بیابد و اگر چنین اقدامی با بصیـرت کافی و وجدانی آگاه نسبت به محیطهای سنتی و شناخت معماری بومی ایران صورت گیرد و به موازات آن شناخت کافی از جنبش های اخیـر معماری و تجارب اخیر طراحی شهری داشته باشیم بدون تردید شهرهای ما دارای هویتی مطلوب خواهند شد و مکان بهتری برای زیستن .

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢۱

سلسله نشست های تخصصی ... (۱)... شهر اسلامی، دیدگـاههای شرق و غرب

 

باتوجه به درخواست دوستانی که امکان شرکت در سلسله نشست های تخصصی ماهانه دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات را نداشته اند و با همکاری مسوولان خبر نامه داخلی این دانشکده که به طورمنظم خلاصه ای از محتوی این جلسات را منتشر می کننداز این پس در پست های جداگانه ای این متون در اختیار مخاطبان بخصوص دانشجویان وهمکاران گرامی در دانشگاه قرار می گیرد.( و به زودی این متون در وب سایت دانشگاه نیز در دسترس خواهد بود)

با تشکر ازمدیریت محترم گروه معماری و اعضاهیات تحریریه و تایپ خبرنامه

 

 

بدیهی است نقل هر گونه مطلب از این متون ننها با ذکر منبع اصلی

 (خبرنامه دانشکده هنر و معماری )بلامانع است.

 

 

 

 

 

 

شهر اسلامی، دیدگـاههای شرق و غرب

دکتر محمد حسن ابراهیمی 

 

 

منبع این مطلب: ماهنامه خبری هنر معماری و شهرسازی

دانشکده هنر و معماری

واحد علوم و تحقیقات - دانشگاه آزاد اسلامی

شماره مسلسل: ۳

سال اول شماره اول

اسفندماه ۱۳۸۵ 

 

اولیـن جلسه از سلسلـه سخنرانیهای ماهـانه در نیمسـال اول سال تحصیلـی 86-85 با موضوع

 

« شهر اسلامی، دیدگـاههای شرق و غرب» با حضور دکتر محمد حسن ابراهیمی، ریاسـت

 

دانشکـده هنـر و معمـاری، اعضاء هیئـت علـمی دانشکـده و جمعـی از اساتیـد، متخصصیـن و

 

دانشجویان و دانش پژوهان از طرف دانشکده هنر و معماری در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم

 

و تحقیقـات برگـزار شد.

 

دکتـر حسن ابراهیمـی فارغالتحصیـل مهندسی معمـاری از دانشکـده هنـرهای زیبا دانشگـاه تهران و دکتـرای شهرسازی از دانشگـاه لندن میباشنـد و موضوع رساله دکتری ایشان" شهرهای اسلامـی" بوده است.

 وی در این نشست گفت: منظور از شهـر اسلامی،پیونـد یک تمدن، یعنی اسلام به شهر است و این نعمتی است که ما را به خاستگاه یک تمدن و حوزه فرهنگـی هدایـت می‌‌کند. وی به سه دیدگاه ذهنـی، عینـی و هنـری که جمع دو دیدگاه ذهنی و عینی است اشاره کرد و گفت: منظور از دید ذهنی به شهر اسلامی، همان دید آرمانی، ارزشی و روحانی است.

 

وی در رابطه با نظریه حسین نصر، ادامه داد: شهر اسلامی متکی بر اخلاقیات و تعالیم است، شهر در واقع یک روی ظاهر و یک روی باطن دارد و علت زشتیها و ناهماهنگیهای موجود در شهرها تضاد میان ظاهر و باطن است. وی تصریح کرد: اینکه امروزه مسائل حقوقی و قانونی جایگزین جنبه الهی و روحانی موجود در یک محیط شهری سنتی شده است، بدان معناست که زیباییها و خلاقیتهایی را که سابقاً به شکل آزادانه توسط هنرمند و معمار میتوانست منعکس شود، امروزه با وجود ضوابط حقوقی و قانونی که نمود آن در شهرداری متجلی است، محدود میشود. به گفته وی، حسین نصر برمسئله وحدت تأکید میکند و اینکه در معماری اسلامی اجزا به دنبال غرق شدن در کثرت هستند.

 

ابراهیمی، در ادامه به نظریه گلزار حیدر، از استادان معماری و شهرسازی کانادا، اشاره میکند و میگوید: گلزار حیدر در نوشتههای خود عمدتاً به اشکالات عمومی درباره شهرهای اسلامی امروزی اشاره دارد و عامل عمده را این میداند که ابتدا ذهن مسلمانان و سپس شهرشان، مغشوش شده است و سلطه روابط ظاهری و خرافات و حکومتهای خودکامه مردم را از ابراز عقیده آزاد بازداشته و باعث شده که شهرهای سنتی ما از تکامل باز بمانند و این بدین معنی است که سنت اجتهاد جای خودش را به تقلید داده و بدین طریق غرب توانست بر روی بسیاری از ارزشهای اسلامی سرپوش بگذارد و از معماری اسلامی تصویری رمانتیک ارائه دهد که بعدها حتی روشنفکران اسلامی هم براساس همان تصویری که مستشرقین ارائه کرده بودند، آثار خود را تولید میکردند.

 

ابراهیمی، گنبد را استعارهای از آسمان دانست و افزود: گنبد در معماری ایرانی در حقیقت چادری کیوانی و ایجاد کننده احساس همبستگی برای رسیدن به یک نقطه است، بنابراین فرم متأثر از ذهن است که طی آن فضا، شکل، سطح شکسته میشود و توسط نظمی کنار هم گذاشته میشوند که این همان نظم موردنظر در معماری و شهرسازی اسلامی است.

 

وی با اشاره به دید عینی ادامه  داد: دید عینی شامل مسائلی است که قابل دیدن هستند که در این دیدگاه از نظریه ارزشی خارج شده و به material که همان عرض جاده، ارتفاع ساختمان و تکنیکهای معماری هستند، روی میآوریم و این دید به شهرها و معماری اسلامی، مسائل تاریخی، سیاسی و اجتماع شناسانه را شامل میشود.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٩

ضیافت دوم ...

 معماری ، خلاقیت و آموزش

آیا خلاقیت آموزش پذیر است ؟

 

شما چه فکر می کنید...آیا خلاقیت آموزش پذیر است ... آن هم در معماری..؟

اگر یکی از جنبه های معماری را در خلق و ارتقای کیفیت فضای زیست انسان، حل مساله problem solving بدانیم که در فرآیند طراحی معماری دائما در حال تصمیم سازی و تصمیم گیری برای سوالی هستیم....پس می توانیم جایگاه "خلاقیت" را در شیوه پاسخ و نوع پاسخ به سوال بیابیم...به طوریکه چه بسا گاه پاسخی نوین و بدیع به سوالات همیشگی را حاوی خلاقیت می دانیم....به عنوان مثال همین "خانه"- که موضوع ضیافت نخست  هم بود – یک سوال همیشگی در طول تاریخ استقرار بشر بصورت یکجانشینی بوده اما در هر زمان و هر مکان پاسخی معمارانه به آن داده شده و در شیوه پاسخ به این سوال همیشگی،  پاسخ های خلاقانه نیز مشهود بوده است....

 

 در واقع معماری همواره مورد سوال بوده است یا بهتر بگویم که به نظر من" معماری ذاتا سوال است." سوالی که در هر زمان پاسخی بدیع و منطبق با روح زمان را می طلبد....اما حال بر می گردم به سوالی که در ابتدا مطرح کردم... .آیا خلاقیت در معماری آموزش پذیر است ؟...آیا اساسا خلاقیت آموزش پذیر است ؟...بدون شک آموزش پذیر است....اما میزان انتقال آن متناسب با شیوه های گوناگون آموزش متفاوت است...

 

برای توضیح مطلب مثالی می زنم: نحوه پذیرش دانشجو در مدارس معماری ایران را مرور کنید...چند دهه ایست که دانشجویانی با سابقه تحصیل در حیطه ریاضیات پا به عرصه معماری ( و البته طراحی!) می گذارند...ذهنی با ساختار علوم ریاضی با آنکه بسیار پویاست اما برای هر سوال همواره به دنبال فقط یک پاسخ است که این در علم ریاضی مسلما بدیهی هم هست...!(و البته در شیوه و روش رسیدن به آن یک پاسخ "خلاقیت" هم معنی دارد)... اما تا آنجا که من اطلاع دارم  دربیشتر مدارس معماری دنیا  و البته در مدارس معماری ایران از آتلیه های اولیه با تمرین های گوناگون تلاش می شود ذهنیت دانشجو به سوی انتخاب بهترین پاسخ از میان صدها پاسخ برای یک سوال سوق دهند که این خود پیش از همه مستلزم پرورش قدرت تخیل و تصور بخشی از همان صدها پاسخ است... پس واضح است که تلاش می شود " خلاقیت" به شیوه بسیار ظریفی آموزش داده شود..."چراکه اساسا خلاقیت در ذات سوال گونه معماری مستتر است و معماری هم ذات سوال گونه بودنش را وامدار بعد هنری اش است"...

 

به یاد یکی از مباحث دکتر الهی قمشه ای افتادم... عنوان بحث بود " تمرین خلاقیت"...و پیشنهاد آقای دکتر به مخاطبان این بود که برای اینکه خلاق تر شوند و خلاقیت را تمرین کنندباید هر روز به یک موسیقی خوب (با ارزش) گوش کنند ، یک تصویر یا نقاشی خوب ببیند، یک شعر خوب بخوانند...و اینگونه خلاق تر شوند...

 

وقتی تامل می کنم می بینم که واقعا چه روشی از این بهتر ،ساده تر و فراگیر تر!؟...اگر هر اثر هنری(دارای ارزش) تلاش هنرمند برای ارائه بهترین و خلاقانه ترین پاسخ بوده باشد ، ذهن درتکرار رویارویی با این پاسخ ها  به تدریج  به سوی تصور و تخیل پاسخ های دیگر می رود و به این ترتیب "خلاقیت" را تمرین خواهد کرد...

آدرس وبلاگ میزبان ضیافت دوم - محمدرضا شیرازی  http://thirdlayout.persianblog.ir/

پایگاه انتشار آثارمیهمانان بدون وبلاگ ضیافت دوم   http://ziafate2.persianblog.ir/

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٤

خانه

 

 (در باره خانه... به دعوت از مهندس کورش رفیعی ...وبلاگ اثر)

خانه...منزل...سرا...اتاق ...مسکن...

هرفرد ،گروه و سازمانی با رویکردی خاص ممکن است  هریک از این  واژه ها را بکار برد...بستگی داره به اینکه هدفشان چی باشه..! به نظر من خانه می تونه مثل یک media (رسانه) یک شخص یا هویت اون رو نشون بده...البته منظورم فقط توانایی مالی و اقتصادی نیست (که متاسفانه امروزه بیشترمون فقط به همین بعد از همه چیز دقت می کنیم...!) بگذارید بیشتر توضیح بدم... هرکدام از ما فضای زندگی ، خانه ( یا حتی اتاق مان در محل کار) نمایش دل مشغولی هایمان است...

فضایی که اون رو متعلق به خودمون می دونیم و به اون تسلط داریم، با اختیار خودمون به اون سامان می دهیم نمایشگربخشی از درون ماست...( البته نه تمام آن!) ...پس خانه هم یک  MEDIA است مثل یک نقاشی ، یک مجسمه ، یک نوشته ، یک شعر ( که مهمترین رسانه ها MEDIA در گذشته بودن)....خانه های بومی و روستایی و قدیمی رسانه های نمایش دهنده مردم و فرهنگ عام در گذشته اند...تحقیقی یادم اومد که در اون از طریق مقایسه خانه های دو محله در یک شهر به تفاوت های ظریف روش زندگی و آداب و رسوم مردم آن دو محله رسیده است...!

سخن رو کوتاه می کنم...گفتم که خانه مثل یک شعر، یک رسانه است...قصه وضعیت  امروز ما از جایی شروع شد که قرار شد دیگران( ارگان ها ، سازمان ها ، شهرداری ، ...مسوولین باسواد و  بسیار بسیار محترم!..)  برای ما شعر بگویند یا حکم کنند که باید چگونه شعر دلمان را بگوییم...!...حتی در داخل خانه هایمان...!( مثل تلویزیون ملی کشورمان که یک رسانه جمعی است اما سلیقه ای اداره می شود...خانه هایمان هم رسانه ملی شده است.. !)

فکر می کنم تو دنیای پر آشوب امروز کارخوبی که یک معمار می تونه انجام بده اینه که مفهوم آرامش دهنده خانه رو دوباره به مردم برگردونه...یعنی کالبدی انعطاف پذیر طراحی کنه که در پیکره شهر هماهنگ و همگن باشه اما هر کس و هر خانواده ایی بتونه متناسب با دل مشغولی های خودش در درون کالبد فراهم شده ...خانه ای برای خودش بسازه ...و شعر زندگی خودش رو بگه... ( البته بگذریم از مردمانی مثل یکی از کارفرماهای تازه به دوران رسیده ما که حتی برای انتخاب مبلمان معمولی فضای نشیمن خانه اش هم نه نظری داره و نه اعتماد به نفسی!!!! چون می خواد که در این رسانه قوی (خانه ) مثل رسانه ملی کشور همه حقایق مجازی اش دیده بشه....!!!!)

 

نظرات دوستان:

به قلم آقای مهندس علیرضا بندرآباد:

سلام
با دیدن مطلب شما به وبلاگ آقای رفیعی مراجعه کردم و نظرات را مرور کردم. به هر حال از آنجاییکه نظر شما (بحث آرامش) خیلی نزدیک به نظر بنده بود تصمیم گرفتم کامنتم شامل چند جمله ای از مارتین هایدگر باشد که در مورد سکونت الهام بخش خودم شده و این جا تقدیم میکنم که البته نقدی هم بر تعبیر مدرنیستها از خانه میباشد:
((ما بدان علت که (ساخته ایم)، سکونت گزیده ایم....پس وجود مسکن از چه تشکیل میشود؟....واژه گوتیک wunian به معنای منزل کردن و اقامت کردن است...اگر به پیام زبان گوش دهیم،wunian به معنای خوشحال بودن، در آرامش بودن و در صلح و صفا زیستن است.واژه صلحfriede .... به معنای محفوظ از آسیب ها و تهدیدها ... میباشد.یعنی دوری جستن از بدیها....بحران واقعی مسکن در کمبود مسکن قرار ندارد....بلکه در این امر واقع است که انسانها باید در آن وجود سکونت را جستجو کنند و باید قبل از هر چیز سکونت گزینی را بیاموزند.))
ببخشید که طولانی شد. با تشکر از شما

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢٢

آموزش از جنس امید است...!

راستش را بخواهید...کاملا به این موضوع ایمان دارم که:

  آموزش از  جنس امید است...

گاهگاهی که ناملایمات روزگار امیدم را کمرنگ می کند...فقط به کلاس هایی که با دانشجویان دارم فکر می کنم...یعنی جایی که امید درآن جاریست...

در جلسه اول آتلیه ( درک و بیان محیط) اولین تمرین آتلیه ما توصیف محیط زندگی است...دانشجویان ترم اول ( یا به قولی ترم صفر) در نخستین تمرینشان در بدو ورود به رشته معماری چندخطی می نویسند..ترسیم  می کنند یا سخن می گویند...اینبار میان تمرین ها نوشته ایی بود که فکر کردم  چه خوب است که شما هم آنرا بخوانید ...نظر شما چیست.

 

 پگاه نوری خواه ( دانشجو معماری ورودی  مهر ۸۶) می نویسد:

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٤

مسابقات معماری (3)

           

نقل می شود که در دهه 90 میلادی پس از برگزاری مسابقه معماری طراحی

 طاق بزرگ لادفانس(  La Grand Arch de la Defense)  در پاریس و برنده شدن 

 اسپرکلسن ( Johann Otto von Spreckelsen )، مجریان طرح  در گزارشی به

 میتران (Francois Mitterrand) - رئیس جمهور وقت فرانسه اعلام کردند

که در حال حاضر توان و امکانات  وتکنولوژی ساخت چنین بنایی با چنین دهانه عظیمی وجود ندارد

و میتران نیز صریحا اعلام کرد :

 

اگر تکنولوژی وجود ندارد ، به آن دست یابید !

یکی  از مهمترین اهداف برگزاری یک مسابقه معماری در جهان از گذشته دور تا به امروز ،گسترش دادن مرزهای دانش معماری است.مباحث نظری ،تئوری و نقد معماری در محافل آکادمیک و محیط های آموزشی در تمامی نقاط دنیا مسیر خود را طی می کند و به طور معمول منجر به ارائه طرح هایی می شود که بر روی کاغذ ( یا به تعبیر امروزین در آرشیو های کامپیوتر )باقی می نماند . بنابراین مبانی فکری و نظری معماری در هر لحظه همگام با تغییرات دنیای امروز مرزهای پیشین خود را در می نوردد و گستره دانش معماری در حیطه نظریات را افزایش می دهد.

 

اما برای گسترش مرزهای دانش معماری به طور واقعی و ملموس به طوریکه کیفیت فضای زندگی و زیست انسان ارتقاء یابد ، تنها راه ، تصمیم گیری های مدبرانه بر اساس انتخاب بهترین ایده های خلق فضا ، تلاش برای کالبد بخشیدن به آن ها و اجرایی کردن این ایده هاست.

 

به عبارت دیگر " گسترش مرزهای دانش معماری " به عنوان یکی از اهداف اصلی برگزاری یک مسابقه معماری ،تنها زمانی معنی می یابد که بر گزار کننده یک مسابقه به هدف والای آن که همان " به پیش راندن مرزهای فعلی معماری "است آگاه باشد.

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٧

مسابقات معماری (۲)

در حال تکمیل مقاله ای با عنوان نگاهی به جایگاه مسابقات معماری در ایران  ...کارهای ۱۲ سال اخیر شرکت  BRT در آلمان را بررسی کردم...خوشبختانه این دفتر معماری پروژه های اخیر خودش را  ( با مشخصات دقیق) در انتهای کتاب معرفی آثارBRT به چاپ رسانده است.آمار جالبی به دست آوردم :

             

 

مجموعه پروژه های ارجاع شده به دفتر معماری   BRT 

( Bothe  Richter Tehrani) که در شهر هامبورگ آلمان مستقر است  ، در یک دوره دوازده ساله  از سال 1994 تا 2005 میلادی تعداد 146 پروه می باشد. از این تعداد 36 پروژه با درخواست مستقیم کارفرما به این دفتر ارجاع داده شده است.63 پروژه که مهمترین پروژه ها نیز هست از طریق شرکت در مسابقات معماری ، کسب رتبه اول و نیز انعقاد قرارداد انجام شده است. 29 پروژه مطالعاتی و ارائه ایده و نیز 19 پروژه ارائه گزارش نیز در این دوره دوازده ساله به انجام رسیده است.

 

با بررسی کلی آمار ارائه شده ، مشخص می شود که این دفتر معماری صاحب نام و پر سابقه با وجود داشتن سابقه حرفه ای طولانی مدت در یک کشور توسعه یافته همچون آلمان ،در حدود 43% از پروژه ها و فرصت های کاری خود را از طریق شرکت در مسابقات معماری به دست آورده است.

 

این دفتر معماری به دلیل ارائه طرح های بدیع و بخصوص متناسب با مساله توجه به مصرف انرژی در ساختمان بسیار شهرت دارد. طراح اصلی این دفتر آقای هادی تهرانی به عنوان یکی از سه شرکای اصلی  می باشند و همانگونه که ذکر شد برگزاری مسابقات به عنوان یکی از مهمترین ابزار توزیع کار ، توان بالقوه طراحان این دفتر را نیز به کار گرفته است.

 

 

نظر شما چیست....

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱٤

مسابقات معماری (۱)

محیط زندگی انسان در هر لحظه در حال تغییر است و این تغییر ، چگونگی تعریف فضای کالبدی برای زیست جمعی یا فردی را نیز دستخوش تغییرات قرار می دهد و در این میان مقاومت در برابر این تغییرات یا عدم مقاومت در برابر آن هر دو مستلزم دستیابی به بهترین رویکرد ها وایده ها برای سازماندهی فضای زندگی انسان در حیطه خصوصی یا عمومی است.

 

در حوزه معماری یکی از عادلانه ترین شیوه های دستیابی به بهترین ایده ها ی خلق فضا، برگزاری مسابقات معماری است.

 

قدیمی ترین اسناد برگزاری مسابقه معماری  مقالهایی در که در سال 1926در مجله   RIBA   به چاپ رسیده است مربوط به "سنگ نوشته های آکروپولیس آتن"است.در این سنگنوشته ها نوشته شده است که در سال 448 پیش از میلاد،طراحی یک بنای یاد بود جنگ به مسابقه گذاشته شد و طبق گزارشات اسمیت (نویسنده مقاله مذکور) طرح های ارائه شده در این مسابقه را به مدت 10 روز به تماشای عموم گذاشتند تا مردم درباره آنها داوری کنند که این موضوع نه تنها اهمیت برگزاری مسابقه معماری را نمایان می سازد بلکه نمایشگر مسابقه به مثابه فرصتی برای تجلی صراحت و دموکراسی جوامع متمدن بشری نیز می باشد.

 

این شیوه انتخاب ایده "مسابقه معماری"،در تمامی دوره های قرون وسطی ،رنسانس و پس از آن تداوم یافت که گاهی نیز موجب انتشار سبک ها،جریان ها و گرایشات نظری جدیدی در معماری شد به طوریکه بعد ها دستیابی به چنین دستاورد هایی خود از نتایج مسابقات معماری محسوب شد.

 

همچنین نتایج مسابقان معماری ،آثاری جهانی به جا گذاشت. به طور مثال ساختمان اپرای شهر سیدنی در استرالیا که طی برگزاری یک مسابقه معماری برگزیده شد و به اجرا رسید از چنان شهرت و مقبولیتی در جهان بر خوردار شد که طی برگزاری یک نظر سنجی برای انتخاب "عجایب هفتگانه دنیا در سال 2007 میلادی "در میان آثاری چون :اهرام ثلاثه مصر،تاج محل درهند و کلسئوم در ایتالیا، جزء21کاندید نهایی عجایب دنیا و توسط مردم از سراسر جهان انتخاب شد.

 

 در ایران نیز "مسابقه معماری " از دیر باز مورد توجه بوده است . شواهدی از دوران باستان نشانگر توجه به اهمیت انتخاب بهترین طرح ها در گذشته های بسیار دور بوده است.تا کنون یاد داشت هایی به چاپ رسیده است که در آن به انتخاب طرح " ایوان مدائن " از طریق بر گزاری مسابقه در آن زمان اشاره شده است هرچند که این شیوه انتخاب بهترین طرح یعنی "مسابقه معماری "به طور عام در یک قرن اخیر در ایران معمول شد و شواهد آن در مجلات تخصصی معماری و شهر سازی در دسترس است.

 

 اما نکته قابل تأمل اینجاست که به نظر می رسد در سال های اخیر ، نحوه برگزاری " مسابقات معماری " در کشور ما معنای اصلی این شیوه انتخاب بهترین طرح ها را مخدوش کرده است . به بیان دیگر همانطور که بسیاری از مفاهیم جهانشمول در تغییرات از مقیاس جهانی به بومی دچار دگرگونی می شوند و گاهی این دگرگونی تا جایی پیشرود که معانی و تعاریف جدید را به وجود می آورد، " مسابقه معماری " نیز که در بطن خود یک نوع شیوه انتخاب منتج از تجربیات جهانی است و اصول خود را دارد ،در سال های اخیر در کشور ما دچار معضلاتی جدی شده است تا جائیکه کیفیت برخی از مسابقات به سطحی بسیار پایین نزول کرده و عملا به نوعی تشریفات حرفه ای مبدل گشته است.

 

 برای توضیح و تفسیر این موضوع در پست های آتی اهداف اصلی و نتایج مورد انتظار از برگزاری یک مسابقه معماری را یادآور شده و وضعیت جاری در نیل به هریک از اهداف توصیف خواهد شد.

 

به امید آنکه راهگشا باشد...................

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٥

Architecture & Technology of Communication Age

 

مطلبی که ارائه میشود بخشی از مقاله اینجانب با عنوان: معماری و فناوری عصر ارتباطات است که در فصلنامه رایانه  معماری و ساختمان شماره ۶ تابستان۱۳۸۴  به چاپ رسیده است و متناسب با بحث آخرین جلسه کلاس   معماری و منظر  در روز گذشته و همچنین برای توضیح بیشتر مبحث به دانشجویان ارائه می شوداما به دلیل طولانی بودن متن به ناچار فقط قسمت مقدمه و نتیجه بحث آورده شده است.( مطالعه متن کامل و تصاویر مرتبط  در مجله ذکر شده امکان پذیر است.)

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٧/۱

فضای آشنا - کالبد جدید-به قلم یک دوست و هم دانشکده ای قدیمی.........

یکی از بهترین مقالات   مهندس   تورج میربها که در ادامه آمده است را اولین بار یکی-دو سال پیش در روزنامه همشهری خواندم...امروز در وبلاگ  مجله معماری Design و البته به نقل از وب سایت    آرونا    آنرا مجددا خواندم و بازهم  میربها را به خاطر قلم روانش ومقاله پرمحتوی اش  تحسین کردم.....پیشنهاد می کنم شما هم آنرا بخوانید........

http://www.art-architect.persianblog.ir/

http://aruna.ir/

 

  فضای آشنا - کالبد جدید

 

«امروزه هیچ چیز به هنگامتر از آن حقیقت ازلی ، ‌از آن پیامی نیست که از سنت می آید . مقتضای حال است ، زیرا همواره مقتضی بوده . چنین پیامی تعلق به اکنون دارد که همیشه بوده ، هست ، و خواهد بود . سخن از سنت ، سخن از اصول تبدیل ناپذیری است با منشائ آسمانی و سخن از کاربردشان در مقاطع مختلف از زمان و مکان . سنت نه خلق و خوی وعادت است ، نه شیوه گذاریهای یک عصر مستعجل ...»
حس وحدت – نادر اردلان- لاله بختیار 

 

مسئله هویت طلبی یکی از مباحث جاری در جامعه میباشد؛ از یکسو توجه به گذشته غنی فرهنگی و از سوی دیگر سلطه جهانی شدن در لایه های فرهنگی ، سبب شده در کشورهایی که به نوعی دارای گذشته غنی تاریخی و فرهنگی میباشند ، تلاشی دوچندان جهت استفاده از گذشته تاریخی جهت مصون ماندن از پدیده‌ِی یکی‌سازی جهانی صورت بگیرد .
ب

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٦/٦

کالبد شهری و معماری همساز با اقلیم ...

مقاله با عنوان... کالبد شهری و معماری همساز با اقلیم... را اسفندماه سال ۱۳۸۳ برای مهندس یوسفی ارسال کردم و در خرداد ۱۳۸۴ در مجله داریس  صنعت ساختمان به چاپ رسید...امروز در کمال تعجب مجددا آن را روی وب سایت آرونا دیدم!!... مطالعه مقاله در این آدرس امکان پذیر است...

 http://report.aruna.ir/archives/2007/Aug/17/1167.php

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۳

یک یادداشت بدون تعصب...به بهانه همایش زنان معمارایرانی و...روز زن...‏

 

دیماه سال گذشته در مراسم اعلام برندگان مسابقه طراحی نما تیپ بانک صادرات..جناب دکتر صارمی به عنوان یکی از داوران این مسابقه در میان صحبت هایشان به نکته ای قابل تامل اشاره کردند...از میان 64 گروه شرکت کننده در مسابقه بیش از 50% شرکت کنندگان چه به صورت حقیقی و یا حقوقی  بانوان معمار بودند...!

 

 ( همچنان که در دیگر مسابقات در سال های اخیر)

 

...شاید حاضرین در آن جلسه به خاطر بیاورند که جناب دکترحضور بانوان معمار را یک تحول درآینده معماری ایران دانستند... البته تحولی که هیچگونه پیش فرضی از آن نداریم و باید شاهد باشیم که چه کیفیتی خواهد داشت...!

این موضوع بدیهی است که  با افزایش تعداد فارغ التحصیلان و دانشجویان معماری و اینکه درحال حاضر حدود 60-70 درصد ورودی های دانشگاه ها  را دختران تشکیل می دهند، هم اکنون و هم در آینده نزدیک بانوان زیادی با تخصص معماری در جامعه حضور خواهند داشت..

اما...  از یک سوشرایط خاص فضای کارمعماری (به خصوص در اجرا )  و از سویی دیگر زمینه های فرهنگی جامعه ایرانی در حال گذار-که درونمایه های سنتی با ظاهری مدرن درآن در تلاطم است- موضوع را پیچیده و قابل توجه می کند...

مطلب بسیار گسترده و طولانی است.در اینجا فقط به گفته هایی از یک بانوی معمار ایرانی و یک بانوی معمار سوییسی اشاره می کنم...و نتیجه گیری را به شما واگذار می کنم.

اگر اشتباه نکنم..سال 78 بود یا 79 ..در نخستین همایش زنان معمار در ایران در سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران  یکی ازسخنرانان خانم  تهمینه میلانی بودند و موضوع بحث ایشان مقایسه شرایط کار در حرفه معماری و سینما بود...نکته ای از سخنان ایشان به خاطرم مانده است...خانم میلانی عقیده داشتند با توجه به فرهنگ جامعه مشکلات زیادی بر سر راه بانوان درحرفه معماری و سینما در ایران  وجود دارد به طوریکه این دو حرفه از مشاغل سخت برای زنان بشمار می رود...به بیان دیگر ایشان به عنوان یک بانوی معمار و کارگردان  موفق در این سرزمین ...عقیده داشتند در جامعه ما مسائل فرهنگی زیاد باعث می شود تا مثلا یک کارگردان یا معمار زن انرژی زیادی را فقط صرف این کند که توانایی هایش و تسلطش در حرفه اش را را به اثبات برساند ...مثال می زدند زمانی که مشغول نظارت یک ساختمان در تهران بودند چقدر وقت صرف شد تا  کارگران و تکنسین ها در کارگاه حساب کار دستشون بیاد و تحت مدیریت ایشون کار جلو بره...

حدود 3 سال پیش بازهم در همون سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران...یک معمارزن سوییسی (که متاسفانه نامشان را به خاطر ندارم) به همراه شریکش (یک  آقای معمارسوییسی) در مورد معماری معاصر سوییس سخنرانی کردند...در بخش پرسش و پاسخ...لیلا یکی از سال بالایی های من در دانشگاه ( که به توانایی هایش در معماری ایمان دارم) خیلی صادقانه ازخانم معمار سوییسی پرسید که:...ما به عنوان معمار زن در حرفه مان درایران مشکلات فرهنگی زیادی داریم که باعث می شه شرایط کار را برای ما سخت تر از همکاران مرد باشه( به خصوص جلب اعتماد کارفرما)...شما که در کشور توسعه یافته ای مثل سوییس کار می کنید و اینقدر هم موفقید چطور؟ آیا شما به عنوان یک زن در این حرفه مشکلی داری...

پاسخ جالب بود... خانم معمار سوییسی با زبان شیرین فرانسوی گفت: خیلی مشکل داریم...بعد خودش و همکارش را مثال زد که در دانشگاه با هم  همکلاس بودند و حالا شریک کاری...گفت: در سال های تحصیل من موفق تر بودم...بعد از فارغ التحصیلی در شرایط مساوی با هم شروع به کار کردیم... اما بعد از 5 سال ...کم کم تفاوت ها بیشتر شد...او عقیده داشت برای بسیاری از همکارانش به عنوان معمار زن چنین شرایطی در سوییس وجود دارد...

بدیهی است که

...مکانیزم و فرایند تفکرو نیز تصمیم گیری در مغز زن و مرد متفاوت است .

...شرایط کار (به خصوص ساخت و ساز) در تمام دنیا شرایط مردانه ای است.

... هنوز در نقاط گوناگون دنیا به دنبال اصلاح قوانین کار برای زنان هستند.

...  در این میان، معماری حرفه ویژه ای است که با روح و اندیشه معمار سروکار دارد.

 و خوب به تبع آن و با توجه به آنچه گفته شد شرایط  برای کار زنان معمار سخت تراز دیگر حرفه ها هم هست...

 حال در کشور ما با فرهنگ خاصش این مسائل چند برابر هم می شود.

(...می دونید چیزی میشه شبیه جنگیدن...جنگیدن نابرابر...برای اثبات توانایی هایت...در حالیکه همکارت نیازی ندارد که خودش را اثبات کند...)

....و عجیب است که در قرن 21 هنوز چنین مسائلی داریم...

 

امیدوارم کیفیت متفاوت (و نه برتر!) ذهن زن معمار بتواند در خلق فضای زیست انسان کیفیتی متفاوت و ارزشمند را به جود آورد...و آنگاه است که می توان از این افزایش حضور بانوان معمار در عرصه حرفه معماری خشنود بود و به رخ دادن تحولی عمیق در معماری آینده و ارتقائ کیفیت فضای زیست بشر امیدوار بود.

در پایان اینکه...بشرآگاه امروز دیگر به دنبال یافتن تفاوت ها و ارزشیابی نیست...بلکه به دنبال ادراک تفاوت ها و پی بردن به ارزش هاست.

 

...هدف من از یادداشتی که خواندید ...تنها ادراک تفاوت ها و شرایط کار بود و نه ارجح دانستن یکی بر دیگری یا ضعیف پنداشتن یکی نسبت به دیگری...

 

و در انتهای این بحث طولانی تمامی زنان موفق کشورم (بخصوص بانوان معمار) را به خاطر تمامی زحماتشان و تلاششان  می ستایم و امیدوارم جهان به سوی یک تعادل( و نه تساوی) حرکت کند .

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٤/۱٤

بام به مثابه فضای شهری

استفاده از بام ، سنتی دیر آشنا برای فرهنگ ایرانی است که تا همین چند دهه پیش هم رواج داشت . شاید به خاطر داشته باشید که تا کمتر از دو دهه قبل ، حتی در شهر بزرگی همانند تهران ، هنوز شهروندان تهرانی ، گاهی ساعاتی از روز (بخصوص شامگاه تابستانی ) را بر بام ها می گذراندند.

اما شهرامروز ، شهری است که در همه ابعاد فیزیکی و روانی خود ، به سرعت در حال تغییر است . بسیار بدیهی می نماید که در این تغییرات شتابان شهرامروز به سوی آینده  ،  برخی عادات زندگی شهروندان ، به نا چار در گذشته جا بماند.

درحقیقت این دگرگونی متداوم ( Transformation) یکی از ویژگی های دنیای امروز است که در آن فرهنگ ها نیز متناسب با تغییر شرایط کالبدی گاه در لایه های زیرین پنهان می شوند 

. "بام"ها به عنوان فضاهایی پدید آمده از کالبد ساختمان ها در سراسر شهر ها و فضا های زیست انسان از گذشته تا امروز موجود بوده اند.در گذر زمان ، گاه به استفاده از آنها به عنوان یک مکان توجه شده است و گاه تغییر شرایط کالبدی و فرهنگی جوامع سبب شده است تا استفاده از "بام"ها فراموش شود.

مروری اجمالی بر تجربیات معماری و شهر سازی گذشته و رویکرد های معاصر نشان داد استفاده از بام در سه حیطه خصوصی ،جمعی وشهری میسر است که در هر یک از این حیطه ها می بایست شرایط فرهنگی ،اجتماعی و موقعیت کالبدی مد نظر طراح قرار گیرد. 

 شهر های امروزین ما به مجموعه ای از شهر های عمودی  (برج ها و آسمان خراش ها )مبدل گشته اند ،اما نیاز انسان به تعامل اجتماعی  تغییری نکرده است .  تجربیات به ما نشان می دهد که کماکان به ایجاد  (و حضوردر)فضاهای عمومی نیازمندیم چراکه عامل مهمی در سلامت روانی اجتماعی  ما محسوب می شوند

در میان هیاهوی این دنیای پر سرعت که شهر جلوه بارز آن است ، گاه تأمل بر فرهنگ های فراموش شده ، راه حل های مطلوبی برای برخی معضلات در ساماندهی به فضای زندگی در شهر های امروز را عیان می کند.

 به بیان دیگر مروری بر برخی از آثار معماری سالهای اخیر و تجربیات طراحان معاصر، نشان می دهد ، بسیاری از آنان تلاش دارند تا نگاه نوینی به فضاهای فراموش شده داشته باشند. در این نوشتار تلاش می شود تا مقوله استفاده از "بام " از مقیاس معماری تا مقیاس شهر مورد باز نگری قرار گیرد و نگاه جدید معماران معاصر در به روز کردن " فضای بام " متناسب با شرایط فرهنگی و تکنولوژی موجود بررسی شود.  ...

مطالعه موردی:

-خانه بام  (Roof House).. دفتر معماری  MIAS

-مجموعه مسکونی مارسی .. لکوربوزیه

- فضای شهری در بافت قدیمی کپنهاک(High Square) ... دفتر معماری PLOT

-...

 

متن کامل این مقاله را می توانید در فصلنامه معماری و شهرسازی  شماره 85  زمستان 85  (صفحه ۲۸ تا ۳۲ ) ملاحظه فرمایید.

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٧

مسابقه برج های مسکونی نماد شهر اردبیل

طی فراخوانی که در آبان ماه داشتیم پاسخ بی نظیری با استقبال حدود 230 شرکت کننده دریافت داشتیم که ده طرح برگزیده حاصل دو مرحله داوری است . مراسم اعطای جوایز طراحان برتر این مسابقه در تاریخ 5 بهمن 1385 در سالن فدک استانداری اردبیل طی مراسمی با حضور استاندار، شهردار، اعضای شورای شهر و جمعی از مقامات استان و همچنین آقای محمدرضا کلاهی (سرمایه گذار پروژه)  انجام یافت.

در تاریخ 4/11/85 جلسه نهایی هیئت داوران متشکل از آقایان مهندس محمدرضا جودت، دکتر غلامحسین حمزه مصطفوی، دکتر علی اکبر صارمی، دکتر هاشم هاشم نژاد و دکتر بهرام گسیلی در محل ساختمان جامعه مهندسان مشاور ایران در تهران برگزار گردید.

لذا طرح شماره 1249 با بیشترین امتیاز رتبه اول و طرح شماره 1118 رتبه دوم و طرح شماره 1203 رتبه سوم و طرح های شماره 1143 و 1233 به طور مشترک چهارم شدند. در آخر با قضاوت مجدد داوران طرح شماره 1233  چهارم و طرح شماره 1143 پنجم اعلام گردید.

اسامی برندگان مسابقه :

  1. گروه معماری نوآر

  2. آقای حسین شریف مهر

  3. آقای بابک رستمیان

  4. مهندسین مشاور آژند بنا

  5. خانم آزاده شاهچراغی و آقای امیر محمد خلج

و 5 طرح برگزیده دوم به ترتیب کد شرکت در مسابقه:

- مهندسین مشاور کهن نقش معماری

- آقایان مهدی بخشی زاده و علی هادی مقدم

- آقای ارسیا رخشانفر

- مهندسین مشاور طرح، فضا، نما

- شرکت هزار چم کومه

سه طرح مورد تقدیر هیئت داوران از استان اردبیل:

-       آقای فرزان رسول زلده

-       آقای علیرضا زراعتکاری

-       شرکت ارس سامان

برای اطلاع از اطلاعات تکمیلی نگاه کنید به:

http://www.kolahigroup.com/Report.aspx

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٤

گردهمآیی مکتب اصفهان در شهر اصفهان

همایش معماری و شهرسازی مکتب اصفهان به عنوان یکی از ۸ شاخه این همایش در اصفهان برگزار شد.

برای من باعث افتخار و خوشوقتی بود که در کنار بزرگانی چون دکتر فلامکی  دکتر بلخاری دکتر اعتصام  مهندس بهشتی  دکتر جبل عاملی  دکتر فخار تهرانی  دکتر چگینی و دیگر پیشکسوتان عرصه پژوهش معماری    فرصت سخرانی و ارائه مقاله داشتم. ( هر چند که در این گردهمآیی بیشتر از آنجه تصور می شد   آموختم.)

از حضور در جمع صمیمی دانشجویان معماری دانشگاه هنر اصفهان نیز لذت بردم.

تنها افسوسم این بود که ای کاش پروفسور هانری استرلن هم طبق برنامه قبلی برای سخرانی می رسیدند! امیدوارم در زمان دیگری از حضور ایشان استفاده کنیم.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢٤

گزارش خبرگزاری ایسنا از همایش کانسپت در معماری!

...

سومین مقاله و سخنرانی ارایه شده در نخستین روز همایش "کانسپت در معماری" با عنوان «کانسپت در معماری: میراث دیروز، مسیر امروز» از سوی آزاده شاهچراغی، پژوهشگر دوره دکترای معماری، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی ارایه شد.

 

به گفته‌ی او‌ برخلاف تصور عمومی مبنی بر اینکه توجه به کانسپت در معماری، گرایشی مربوط به زمان معاصر و برخاسته از آموزش‌های آکادمیک در این حرفه‌ است، نگاهی همراه با تامل به معماری و شهرسازی گذشته ایران نشان می‌دهد، این موضوع (توجه به کانسپت در معماری) سابقه‌ای به اندازه تاریخ تمدن این سرزمین دارد.

 

وی در عین حال توجه به این نکته را حایز اهمیت دانست که در زبان فارسی، معادل واژه کانسپت را واژگان فکر، عقیده، تصور کلی،‌ مفهوم و ... قرار داده‌اند، همان‌گونه که این واژگان معادل متعدد هستند، جهت‌گیری در طراحی معماری و نگاه معماران به کانسپت در معماری، در دوران گوناگون تغییر یافته است.

 

او گفت با درنگ در معماری و شهرسازی گذشته ایران متوجه می‌شویم توجه به کانسپت در این معماری و شهرسازی سبب ایجاد وحدت در خلق فضاست، درحالی‌که توجه معماران و طراحان امروز به کانسپت در معماری سبب پدید آمدن نوعی حس کثرت در خلق فضای زیست امروز انسان شده است.

 

شاهچراغی با اشاره به اینکه در نگارگری و مینیاتور گذشته نیز نوعی کانسپت وجود دارد، اضافه کرد: انسان امروز در دنیایی مملو از کانسپت‌ها و مفاهیم قرار گرفته و وضعیت انسان در شرایط معاصر کاملا دگرگون شده است.

 

وی افزود: ایده گرفتن از یک منبع است اما چون رویکرد شخصی هر معمار متفاوت است، کانسپت نیز متفاوت می‌شود.

 

به‌گفته‌ی شاهچراغی، در تهران، کانسپت اقتصادی مطرح است و رویکرد اقتصادی حرف اول را در کانسپت معماری شهر تهران می‌زند و مساله کانسپت خیلی عمیق‌تر است از آنچه که توسط آرشیتکت بیان می‌شود.

...

نگاه کنید به:

http://www.isna.ir

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-830707

 

 

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٤

مقاله همزمانی در فضا !

این مقاله در فصلنامه تخصصی معماری و شهرسازی شماره 73-72 در پاییز 1382 از صفحه 79 تا 83 به چاپ رسیده است

 

 

همزمانی در فضا

    آزاده شاهچراغی

 

 

تغییرات جهان در صد سال گذشته، قابل قیاس با تمام دوران پیش از آن نیست. در عصر کنونی به دلایل متعدد شرایط زندگی بشر تغییر کرده است و یکی از این دلایل فراگیر شدن رسانه‌های جمعی است که هم بر نوع زیستن و هم بر نوع شناخت انسان از پیرامونش تأثیر شگرفی داشته است. انقلاب الکترونیک و انتقال آنی امواج از طریق این رسانه‌ها، سبب شده، از دانش عصر نوسنگی تا دانش عصر اطلاعات، همه‌چیز، “همزمان” در برابر چشمان بشر حاضر باشد. در جهان معاصر، از سویی شاهد تکامل آگاهی بشر هستیم و از سوی دیگر مشاهده می‌کنیم که مدرنیته لایه‌هایی را که در زمین‌شناسیِ تاریخیِ آگاهی بشر کم‌کم روی هم رسوب کرده و هر یک در بالای دیگری جای گرفته بود، بر هم زده و به صورت همزمان تبدیل کرده است. (شایگان، 1380) در حقیقت شرایط پدید آمده در جهان امروز، سبب شده است تا لایه‌های دانش، آگاهی و تجربه‌های بشری دیگر به صورت متوالی و با سلسله مراتب بر روی هم قرار نگیرند، بلکه سطوح هستی‌شناسی که در طول تاریخ و به تدریج به دست آمده است، یکجا و به طور “همزمان” پدیدار گشته‌اند. اکنون “همزمانی” جایگزین “توالی” شده است. “همزمانی” به عنوان یکی از جنبه‌های کیفی زندگی بشر، بر فضای زیست و نحوة حضور او تأثیر گذاشته و بی‌شک فضای معماری نیز از آن متأثر خواهد بود، چرا که، “معماری اندیشه زمان حال است که به صورت فضا مطرح می‌گردد و رابطه این فضا با زمان حال از همه چیز در آن مهمتر است” (دانشمیر، 1381). اندیشه و کیفیات زمان بی‌تردید بر معماری اثر می‌گذارد و به این تعبیر معماری بی‌زمان وجود ندارد. (مزینی، 1376) از این رو، این نوشتار در جستجوی شناخت تأثیر “همزمانی” در کیفیت فضای معماری است.

 

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٩

مقاله جهان بدون مرز ، فضای بدون مرز

 

 

 متن کامل این مقاله در فصلنامه تحصصی

"معماری و شهرسازی" شماره 70-71 ، در تابستان 1382

از صفحه 59 تا62 به چاپ رسیده است. .

 

جهان بدون مرز ، فضای بدون مرز

 

آزاده شاهچراغی

جهانی که در آن به سر میبریم، نقطه تقارب وتداخل پدیده ها و از بین رفتن مرزمیان آنهاست. معادلات دوقطبی پیشین که مرزهای فرهنگی را مشخص واز هم جدامی کرد(مانند :‌ ما ودیگران ، خودی وغیر خودی ، شرق وغرب ، شمال وجنوب ، ) عمیقا رنگ باخته است و تمام این معانی در ترکیبات گوناگون ، در نسبت های متغیر و درمنظومه‌هایی که هردم فرو می‌پاشند ودوباره شکل میگیرند ، از میان رفته‌اند.(شایگان، 1380 ) امروزه ازیک سو زیر ساخت های ارتباطات و تعاملات جهانی ، از خطوط هوایی گرفته تااینترنت ، ایجاد شبکه های فراملی وجهانی را تسهیل کرده و موجب پیوند مردم ، سازماها وگروهها در نقاط مختلف جهان به یکدیگر شده‌اند و از سوی دیگر افزایش اینگونه تعاملات سبب شده است تا حوزه های محلی وجهانی ( در حیطه های فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی، ) در هم ادغام شوند ، تا جایی که شاهد شکل گیری ”جهان بدون مرز ” باشیم . جهانی که مهمترین ویژگی مردمان آن ، زیستن در ”فضای‌بدون مرز” است . (تصویر 1)

دراین میان ، معماری نیز ، که هم شکل یافته از زمان حال وهم انعکاس دهنده آن در نحوه سازماندهی فضاست ، دچار تغییر ، تحول ودگرگونی شده است. چراکه مفهوم ”مرز” یکی از مهمترین مفاهیمی است که فضای معماری بر مبنای معماری برمبنای آن شکل میگیرد و مسلما پدیدار گشتن ”بی مرزی” موجب ایجاد کیفیتهای خاص ، هم درشکل کالبدی معماری وهم درشیوه استفاده از فضای آن ، میشود .

دربیان کالبدی ، هر محدوده توسط یک ” مرز ” تعیین میشود ، اما یک مرزآن نیست که چیزی درآن متوقف شود . بلکه چنانکه یونانیان دریافتند ، ” مرز ”آن است که چیزی از آن ، هستی خود را آغاز میکند . (هایدگر) اززمانیکه انسان ، اولین سرپناه را برای خود ایجاد کرد ، با جدا سازی فضای داخل وخارج توسط وی ، تعریفی از مفهوم ”مرز” در سازماندهی فضا ( به طور مصنوع ) به وجود آمد. در مراحل بعدی پیشرفت دانش انسان درحیطه ساخت وساز ، مرزهای یک فضای ساخته شده را عناصری همچون کف ، دیوار وسقف تعریف میکردند. به این ترتیب ، ماهیت فضا نیز در چگونگی تعریف مرزهای آن شکل میگرفت . در تحولات بعدی ، اهمیت مفهوم ”مرز”درمعماری تا آنجایی پیشرفت که رابرت‌ونتوری، معماری را به منزله ”دیواری میان داخل وخارج ” تعربف کرد. (Venturi, 1967 ) اما علیرغم آنکه، تعریف ”مرز” ومحدوده ،‌موجب ایجاد ساختارهای گوناگون فضایی معماری درطول تاریخ شد، به همان اندازه نیز ،‌کیفیات جدیدی در فضا ، برمبنای محو کردن وازبین بردن مفهوم ”مرز” درآن ، به وجود آمد. به عنوان مثال ونتوری ،‌جسورانه ترین پیام معماری مدرن را فضای روان آن میداند که برای دستیابی به پیوستگی فضای داخل وخارج تلاش میکند(Venturi, 1967)

 

 

ادامه مطلب   
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٢

راز فنا !

این مطلب در مورد   معماری و صنعت توریسم !   ودر مورد حفاظت از میراث معماری و میراث طبیعی  برایم جالب بود:

 

صد سال پیش یک باستان شناس انگلیسى بسیارى از آثار باستانى مصر را طى چندین سال بر کشتى هاى کوچک و بزرگ بار کرد، به انگلستان برد و موزه هاى انگلیس را پر کرد. این باستان شناس در کتاب خاطرات خود که آن هم صدسال پیش چاپ شده مى نویسد، «سال هاى سال توسط کارگران مصرى آثار باستانى مصر را از محل آثار به کنار رود نیل آورده و سوار کشتى مى کردیم. یکى از سرکارگرها که طى سال ها کار با ما مختصرى انگلیسى یاد گرفته بود روزى از من پرسید مگر در مملکت شما سنگ نیست که این همه سنگ از اینجا مى برید؟»
کارگر بدبخت مصرى صد سال پیش نمى دانست چه چیز با ارزشى را بار کشتى هاى انگلیسى مى کند. اکنون وضعیت فکرى ما با آن کارگر بدبخت مصرى صدسال پیش تفاوت چندانى ندارد. ما به صورت عام نمى دانیم چه چیزهاى با ارزشى را چقدر ارزان مى فروشیم. چقدر همه چیز را مفت از دست مى دهیم.

 

بخشی از مطلب؛   کلام آخر  راز فنا ؛      از  بیژن فرهنگ دره شورى

http://www.sharghnewspaper.com/840620/html/cheetah9.htm

  
نویسنده : آزاده شاهچراغی ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٤