Contact me
My Profile
More ...
      یادداشت های آزاده شاهچراغی (درباره معماری ، منظر ، ... و باغ ایرانی)
فضای آشنا - کالبد جدید-به قلم یک دوست و هم دانشکده ای قدیمی......... by: آزاده شاهچراغی

یکی از بهترین مقالات   مهندس   تورج میربها که در ادامه آمده است را اولین بار یکی-دو سال پیش در روزنامه همشهری خواندم...امروز در وبلاگ  مجله معماری Design و البته به نقل از وب سایت    آرونا    آنرا مجددا خواندم و بازهم  میربها را به خاطر قلم روانش ومقاله پرمحتوی اش  تحسین کردم.....پیشنهاد می کنم شما هم آنرا بخوانید........

http://www.art-architect.persianblog.ir/

http://aruna.ir/

 

  فضای آشنا - کالبد جدید

 

«امروزه هیچ چیز به هنگامتر از آن حقیقت ازلی ، ‌از آن پیامی نیست که از سنت می آید . مقتضای حال است ، زیرا همواره مقتضی بوده . چنین پیامی تعلق به اکنون دارد که همیشه بوده ، هست ، و خواهد بود . سخن از سنت ، سخن از اصول تبدیل ناپذیری است با منشائ آسمانی و سخن از کاربردشان در مقاطع مختلف از زمان و مکان . سنت نه خلق و خوی وعادت است ، نه شیوه گذاریهای یک عصر مستعجل ...»
حس وحدت – نادر اردلان- لاله بختیار 

 

مسئله هویت طلبی یکی از مباحث جاری در جامعه میباشد؛ از یکسو توجه به گذشته غنی فرهنگی و از سوی دیگر سلطه جهانی شدن در لایه های فرهنگی ، سبب شده در کشورهایی که به نوعی دارای گذشته غنی تاریخی و فرهنگی میباشند ، تلاشی دوچندان جهت استفاده از گذشته تاریخی جهت مصون ماندن از پدیده‌ِی یکی‌سازی جهانی صورت بگیرد .
ب


ه نوعی میتوان گفت کشورهایی که درعصاره‌ی فرهنگ خود ، تکیه گاههایی دارند و احساس میکنند میتوانند با اتکا به آنها از موج گریز ناپذیر جهانی شدن در امان بمانند ، سعی در بهره جویی از گذشته های خود میکنند .
حقیقت این است چنگ زدن به گذشته تاریخی ، برای احراز هویت ، بدترین شیوه استفاده از تاریخ است ؛ و بالیدن به گذشته برای هویت جویی امروز تنها (( خیال‌)) است .
در عرصه معماری نیز آنچه بیشتر از همه در دید صاحبنظران معاصر رخ مینماید ، گذشته درخشان معماری ایران است . معماری درخشانی که در اواخر دوران قاجار تحت تاثیر موج دوم مدرنیسم جهانی قرار گرفت و پس از آن نتوانست همچون گذشته پدیده ای مولف باشد .
این موضوع که معماری سنتی ایران دارای ارزشهای هنری-فرهنگی-اجتماعی فراوان است ، بر همگان واضح است ؛ ولی سوال اینجاست ، چگونه میتوان این فرهنگ غنی به ارث رسیده را دوباره بازیابی کرد ، بکار برد ، و آنرا همچنان در برابر هجوم جهانی شدن حفظ نمود ؟ کدام قسمت این هنر دارای پتانسیلهای بازیابی و تجدید استفاده هستند ؟چگونه میتوان روحی نو در این گذشته دمید ، تا معماری ای متعالی پدید آید ؟
کما اینکه گفته شد، معماران معاصر سالهاست تلاش میکنند که به نوعی میراث گذشته معماری ایرانی را مورد استفاده قرار دهند . گاهی با استفاده مجدد از فرمها و صور سنتی سعی در باز زنده سازی تصویر گذشته مینمایند ؛ گاه با نگاه خلاقانه خود فرمهای معماری سنتی را باز زنده سازی میکنند و در قالبی مدرن آنها را مطرح میسازند ؛ گاه از مصالح سنتی استفاده مینمایند ، تا نگاه ناظر را با یاد گذشته ، به سوی خویش جلب نمایند . این سبک برخورد با معماری ، نوعی بر خورد نوستالژیک و به یاد آورنده ، با معماری سنتی است . حقیقت این است که با این شیوه ها میتوان بیننده را با یادی از گذشته درگیر نمود و با عنصری پیوند دهنده - که همان بنای امروز است - ناظر را با گذشته - که همان معماری سنتی ماست - مواجه نمود ؛ و از این حس نوستالژیک و تاریخ گرا جهت جذب نظر بیننده استفاده نمود .
سوال اینست: آیا پدیده ای که سعی در مؤلف بودن دارد میتواند خود مرجعی به پدیده ای دیگر باشد ؟ آیا معماری امروز میتواند با رجعت دادن حس ناظر به گذشته، خود را پدیده ای مولف کند ؟
نوع دیگر برخورد با معماری گذشته و در واقع فرهنگ گذشته ، بهره گیری از مفاهیم این معماری است . مفاهیم معماری امری فراتر و جاویدان تر از مقوله معماری به مثابه یک ساختمان ، و برگرفته از جهان بینی و روح و نفس انسان وآداب و خلقیات اوست .
معماری سنتی ایران پاسخی به حقیقت وجود انسان ، چه در بعد فیزیکی چه در بعد معنوی و روانی ، و نیازهای او بود . آنچیز که در معماری گذشته ما ارزشمندترین مینماید ، نه نوع استفاده از مصالح ، نه فرمهای بینظیر و هماهنگ ، نه الگوها میباشد ؛ بلکه آنچیز که جاویدان مانده ، مقوله فضای معماری و نوع نگرش به این بحث در ادوار است .
فضای معماری سنتی ایران ، بیش از هر خصوصیت دیگر خود ، "انسان مدار انه" است ، و انسان را به عنوان اصلیت خود همیشه مد نظر قرار میدهد ؛ برای او میسازد؛ برای او توسعه میابد ؛ برای او شکل میگیرد .گاه این معماری در برابر بُعد فیزیکی انسان خاضعانه فرو می افتد و معماری مساکن را پدید می آورد و الگوها و فرمهای سازگار خود را میابد .گاه برای پاسخ به بُعد معنوی و روحانی انسان ، به جلال میرسد و از تمامی امکانات خود بهره میگیرد تا تجلی گر حضور خداوند گردد، و معماری مساجد را پدید می‌آورد.
معماری سنتی ایران خود را در بند روابط آشنای زیبایی‌شناسانه نمیسازد ، بلکه زیبایی جدیدی مطرح میکند که حاصل توجه معماری به روح آدمی است .
برای مثال ، علت آنکه معماری مسجد جامع اصفهان مسحور کننده است به طور مسلم تعلق آن به گذشته ما نیست ، بلکه فضایی است که طول زمان، درک آنرا ، برای نسلها تغیر نداده است ؛ فضایی که انسان معاصر را نیز وادار به تحسین میسازد.
بحث فضای معماری امری گسترده تر از فرم و کالبد معماری است . و موتیفهای بیشتری را در بر میگیرد ، لذا تغییرات زمان کندتر بروی آن تاثیر میگذارد . فضا –از آنجا که با ذات انسان درگیر است - بر خلاف فرم دارای پایداری ادراکی طویلتری است و میتواند هویت خود را در طول اعصار حفظ نماید و در صورتی که بتواند با فرمی همگون با روح زمانه ارائه گردد ، تبدیل به بنایی جاویدان خواهد شد .
آنچیزی که شکل دهنده‌ی فضای معماری در ذهن خالق معماری است ، مفاهیم معماری است . مفاهیمی که نه الزاما متافیزیکی بلکه برگرفته از نیازهای جغرافیایی ، اجتماعی و فرهنگی هستند . معماری سنتی ما توانسته بود
به نحو شایسته ای به این مفاهیم پاسخ گوید ؛ و با توجه به توانایی های خود در امر ساخت ،مصالح،و ... به کالبد و جسم برسد .در واقع فرمهای سنتی معماری و الگوهای معماری سنتی ،حاصل این کالبد یافتن است .
برای مثال الگوی چهارایوانه ، تجسم هندسی نگرش انسان به جهان هستی در عصر خود بود ؛ و یا فرم گنبد ، پاسخی سازه ای است ،جهت ایجاد پوشش در سطحی وسیع که قرار است -به عنوان تجلی گاه خداوند- فراخ احساس شود . پاسخهایی که در عصر خود به بهترین نحو ارائه می گشت ...
ولی آیا پاسخ امروز ما به مفاهیم معماری همچون گذشته خواهد بود ؟
آن چیز که ما را در معماری ایرانی مجذوب خود می کند ، نه فقط پلسخهای گذشتگان و عناصر معماری سنتی بلکه فضای خاصی است که این معماری ارائه می دهد ؛ فضایی خاص و معنوی ، درآمیخته با رنگ و شعر و نور و معنی . چیزی که معماری ایرانی سعی در رسیدن به آن می کند این نوع فضای خاص است . چگونه می توان به این فضا رسید بی آنکه عناصر شکل دهنده ی آن را شناخت و چگونه بار دیگر این فضای آشنا را زنده ساخت؟
آیا فرم به تنهایی قادر به ساخت فضاست ؟ آیا فرم ها و عناصر معماری سنتی در جهان قرن 21 همچنان طبع زیبایی شناسانه بینندگان را تحریک می کنند؟ آیا می توان از این عناصر در تاریخی دروغین بار دیگر بهره برد تا به مفاهیم معماری ایرانی دست یافت؟ کالبد به مانند تمام عناصر دیگر هنر دارای تاریخ مصرف خاصی در دوره های تاریخی است . کما اینکه نوع استفاده از فرمها و عناصر در طول تاریخ نیز متفاوت بوده است . و معماران با پیشرفت علم و امکانات خود سعی در بهره برداری از علم روز و مصالح جدید در راستای خلق کالبدی جدید ، برای ارائه‌ی نوعی خاص از فضا ، می کردند . آن چیز که در تمام دوران در این معماری ثابت مانده است مفهوم هاست .در این جا تنها به بررسی برخی از این مفهوم های استخراج شده می پردازیم . مسلماً موارد ذکر شده تنها مفاهیم این معمار غنی نمی باشند ، و دست یابی به این گنجینه نیاز به تحقیق غنی تری ، در عرصه معماری سنتی ایران دارد . در اینجا تنها چند موضوع که از دید نگارنده مطرح می نمود ذکر خواهند شد .
هندسه معماری ایرانی برخلاف معماری همزمان خود در اروپا و مغرب زمین و نمونه های متاخر خود ، بر مبنای هندسه شکل گرفته ، نه ریاضیات . هندسه علم دوران ابتدای بشر ، در یونان توسط افلاطون پدید آمد و آثار این علم در معماری های باستانی یونان و ایران به خوبی قابل تمایز می باشد . اعداد نه براساس نظم ریاضی که بر اساس روابط هندسی تعریف می گردند.این علم سبب شکل گیری خاص فرمهای معماری گردید ، که حتی تا بعد از اسلام نیز ادامه یافت .
دایره و مربع ، بنیان های شکل دهی بنا می گشتند و تناسبات براساس روابط هندسی این دو شکل می گرفت . این موضوع سبب ایجاد تناسبات ( به تعبیر دکتر محمد کریم پیرنیا توازن ) در معماری می گشت . معماری ایرانی متناسب است . یعنی براساس دید زیبایی شناسانه ابعاد چشم نوازی دارد . چه در مقیاسهای بزرگ خود ، مانند ایوان ورودی مسجد جامع یزد ، چه در ابعا د کوچکتر مانند پنج دری های خانه‌ی بروجردی های کاشان .سطح های پر و خالی متناسب با یکدیگر تقسیم می شوند . و خود دوباره به عناصر کوچکتر خُرد می گردند . حضور هندسه در تمامی روابط سطح و حجم این معماری قابل مشاهده است .
بیرون و درون
نگرش های خاص دینی ، و عرفانی بعد از اسلام ، همچنین دلایل مفعولی مانند امنیت ، محدود بودن مصالح و اقلیم سبب ایجاد خصوصیت بارزی برای معماری ایرانی گشته و آن تمایز بیرون و درون است . بیرون معماری ایرانی در تماس با جامعه بی آلایش تر و عام گراتر است ، گاه رشته از درون به بیرون کشیده می شود که گویی دعوتی به درون است . ایوان ها مساجد تنها حضور رنگ دورن بازارها هستند . معماری بیرون ارگانیک و فاقد برنامه ریزی مشخص برای توسعه می باشد و همین امراست که سبب ایجاد زبان خاص معماری در بیرون می شود . معماری بیرون در خدمت فضاهای درونی است،کوچه ها باریک می شوند و نور را به سایه تبدیل می کنند تا عابر پیاده در کویر ، آسوده باشد ، ساباطها برفراز ورودی خانه ها ، خود به خود فضایی برای توقف ایجاد می کنند و مرکز محله ها ناگهان ، نورانی ، از بین کوچه ها سر بر می آورد تا تلقی گر امنیت و دعوت کننده به اجتماع افراد باشد .
و در برابر آن ، معماری درون، براساس هندسه بنا می گردد . خانه های هندسی کنار مسیر پر پیچ و خم کوچه ها قرار می گیرند ، درون خانه کاملاً دارای هندسه و نظم می باشد ، گویی از ابتدا تمام روابط حاکم بر آن مشخص گردیده اند . مسجدها از درون راسته بازار ، مسلمانان را به درون می خوانند و آنها را در نور صحن های فراخ خود آرامش می بخشند . نوع خاص رابطه میان این دو هندسه متفاوت را می توان به رابطه جسم و روح فرد و جامعه ، تشبیه نمود . منظر بیرونی معماری ایرانی به آنچه در درون اتفاق می افتد متفاوت است .
اسرار آمیز بودن > اثری که به سادگی نمی توان آن را کشف کرد<
معمار ایرانی کمتر به بیننده خود اجازه می دهد که بنا را در یک لحظه شناسایی کامل کند . برخلاف معماریهای همزمان غرب در قرن 15 میلادی ، معماری ایرانی همزمان با استفاده از پرسپکتیو ، درک خود را . ابتدا بیننده را به یک درک کلی از بنا می رساند و سپس او را درون فضاها معلق می کند ؛ تا ناظر در حرکت و در بُعد زمان به ادراک جامع از بنا نایل گردد. این همان چیزی است که معماری ایرانی را از سایر معماری ها متمایز می کند . این معماری فضاها را درون خود پنهان می کند و بیننده را مشتاق به کشف آنها می سازد . و تمامی سعی خود را می کند تا این کشف با شکوه تر و جذاب تر باشد . باز هم از شما می خواهم ، بار دیگر دورن دالان ورودی مسجد لطف اللّه قدم بگذارید ، تا به گنبدخانه برسید ...
بی پیرایه بودن
شاید در نظر اول این ادعا که معماری ایرانی بی پیرایه است ، تملّق آمیز به نظر برسد . ولی سخن دکتر کریم پیرنیا خالی از واقعیت نیست . بله معماری ایرانی بی پیرایه است . این معماری هیچ عنصر اضافه ای را در خود نمی پذیرد . هرآنچه هست در جهت ارائه فضا است . این نوع فضای خاص است که میزان پُرکاری معماری را توصیف می کند . آنگاه که فضای شخصی خانه مد نظر است ، معماری ساده می گردد ، به سطوح صاف محدود می گردد که فاقد هرگونه آرایشی می باشند و گاه فضایی مانند ایوان مسجد ، آستانه ورود به نور ، مطرح می شود . آنجاست که تک تک کاشیهای کوچک به یاری فرمها می شتابند تا فضای الهام را پدید آورند . تصور گنبد مسجد امام اصفهان بدون کاشیکاری های زیبای آن ، گواه واضحی بر این مدعی است که آن چیز که پُر کاری معماری در برخی از فضاهاست الزاماً نمی توان به عنوان پیرایش بنا نام برد ، بلکه نیاز فرم ها، جهت ایجاد فضا است .
تماس با طبیعت
معماری ایرانی با توجه به ذات سنت گرای خود و دید خاص فلسفی- اجتماعی ، حاصل از دین ، توجّه ویژه ای به طبیعت ( در معنی عام ) و عناصر خلقت ( در معنی خاص ) دارد . آب ، هوا ، طبیعت درون این معماری همیشه در جریان است . با توجه به اینکه اقلیم فلات ایران، به نوعی مردمانش را از دسترسی طبیعی به این عناصـــر باز می دارد، ذهن خلّاق معمار ایرانی این عناصـــر را به به گونه خــاص در مــکان جــا ر ی می نماید .حضور آب در معماری ایرانی به عنوان تـــطهیر کننده زندگی کاملاً مشخص است . چه در مساجد ، چه در منـــازل ، در باغ ها به شکــــــــل خیره کننده ای آب را در غالب حوض خانه ها و آب نماهـا می بینیم .اقلیم ایران سبب می شود ، هوای غالب سال گرم و خشک باشد ، این محدودیت نیز سبب می گردد که معماران به خلق عناصری مانند بادگیر بپردازند . تا طبیعت را هرچند مصنوع، درون فضاهای سکونت خود جاری نمایند .
سلسله مراتب در ترکیب عناصر
معماری ایرانی ، به نوعی معماری حاصل جمع ( معماری انتگرال ) محسوب می گردد . به این مفهوم که این نوع معماری از حاصل جمع و تفریق حجمهای هندسی با یکدیگر حاصل می شود . هیچ گاه حجمی اصلی شکل دهنده کل بنا نیست ؛ بلکه احجام ترکیب می شوند و بنا را شکل می دهند . چیزی که این معماری را از دیگر معماری های انتگرال متمایز می نماید نوع ترکیب احجام با یکدیگر می باشد . در معماری ایرانی احجام صرفاً با یکدیگر متصل نمی شوند بلکه عناصر میانی، آنها را با یکدیگر متصل می نماید . این عناصر سبب می شوند سلسه مراتب فضا دارای معنی خاصی گردد .در واقع همین عناصر هستند که فضای بینابیـــنی ، یا فـــضای میانی را تولید می کنند .
فضای بینابینی ، به نوعی جدا کننده احــساس فضای قبلی و طلیعــه ای بر فضایی که خواهد آمد ، می باشد. توجه معماران ایرانی به خلق این فضاهای شگفت انگیز بوده است . فضاهایی از قبیل ایوانها ، رواق ها و هشتی ها ... نمونه ای از این فضاهای بینابینی هستند . تعلیق بیننده در این فضاها، اساس شکل گیری روابط، میان عناصر متفاوت معماری ایرانی است . سلسله مراتبی که ناظر طی می کند تا به مکان خاصی برسد ، با این فضاهای بینابینی تعریف می گردد ، و بیننده را به نوعی اسیر آن چیز که باید بینید و آن گونه که باید ببیند می کند ؛ تا جایی که رفتار او را تحت تأثیر قرار می دهد و معماری را به زیباترین حالت خود به تصویر میکشد .
کیفیت حضور نور در فضاها
نکته قابل توجه دیگر درون بناهای ایرانی ، کیفیت حضور نور درون فضاهاست .توجه به نوع استفاده نور در فضاهای متفاوت نتیجه شگفت آوری در خلق فضا در معماری ایرانی نموده است .بی شک با توجه به آسمان صاف ناشی از اقلیم ایران ، حضور خورشید در ساختمان ها بسیار متفاوت تراز نمونه های غربی خود مورد توجه قرار گرفته ، و چگونگی ورود آن به درون فضاها مورد تأکید معماران بوده است .نور به عنوان مبدأ حیات ، و استعاره ای از حضور روحانی اللّه در فضاها ، بسیار هوشمندانه مورد استفاده ی معماران قرار می گرفت ؛ گاه به تنهایی به خلق حس عمیقی در بیننده می گردد و خود به عنوان یک عنصر معماری مطرح می شود . نور درون مسجد ها ، متفاوت با آن چه درون منزل هاست وارد می شود؛ و درون اتاق ها متفاوت تر از آن چه درون شبستان هاست . گاه به الوان مختلف ، شاه نشین های منازل را رویایی می کند ، گاه روی حوض خانه‌ی حیاطی به رقص می آید ؛ گاهی مانند ستونهایی که از سقف های رفیع بازار فرو افتاده اند چشم بیننده را نوازش می دهد ؛ و گاه تنها محراب مسجدی را روشن می نماید . توجه به کیفیت حضور نور دورن بناهای ایرانی ، حاصلی بسیار متفاوت در نوع خلق فضاهای مختلف دارد .
موخره :
آنچیزی که معماران امروز به عنوان میراث گذشته میتوانند از آن بهره بجویند ،توجه به نوع نگرش پیشینیان به پدیده معماری ، انسان ، و مفاهیم معماری است ، که به طور مسلم در این صورت حاصل کار معماری فضایی آشنا خواهد بود . فضایی که عمیقاً درون ذات ماست ، درون آن رشد میابیم ، با فرهنگ ما ، دین ما و وجود ما آمیخته است ، و تنها احتیاج به جسم یافتن دارد . جسم یافتنی که میتواند در کالبدهایی نه الزاماً سنتی ، بلکه مدرن ، صورت بگیرد .
در صورتی که امروز فضاهای آشنای گذشته را شناسایی کنیم و عوامل بوجود آورنده آن را بشناسیم ، میتوانیم آنها را در قالب کالبدی جدید ارائه نماییم . 

  Comments ()
My Tags نقد و نظر (۸٤) خبر (٧۳) معماری (٧٠) کارنامه نویسنده (٦٧) همایش ها و سخنرانی ها (۳٩) شهرسازی (۳٧) معماری و منظر (۳۳) باغ ایرانی (٢٦) آموزش معماری (٢۳) مقالات (۱۸) تکنولوژی (۱٦) هنر معاصر (۱٥) ذهن خلاق (۱٥) سفرنامه (۱٤) محیط زیست (۱۳) بازآفرینی باغ ها (۱٢) پارادایم های پردیس (۱٢) نکته ها (۱۱) معرفی کتاب (۱۱) ایران (٧) نمایشگاه ها (٧) پایان نامه های راهنمایی شده (٥) معماری و بانوان (٥) حمل و نقل شهری (٤) روش تحقیق (۳) تاریخ (۳) شهر زیست پذیر (۳) پلارای شهری (٢) روان شناسی محیط (٢) جامعه (۱) رسانه ها (۱)
My Friends 2A magaine +زروان Gardens of Iran Book Iran Book News Agency Persian Garden of Geneva SAVAP International Journal Tehran Times World ArchitectureCommunity آرش پوراسماعیل آرونا اطلاعات دانشجويان و اساتید نخبه واحد علوم و تحقیقات ایسنا ايمان رييسی بهرام هوشیار یوسفی پایگاه خبری فضای سبز و محیط زیست ایران توکا نیستانی خبرگزاری کتاب ایران روابط عمومی دانشگاه روابط عمومی واحد علوم و تحقیقات شهر عباس کاظمی علی اعطا علیرضا بندرآباد فصلنامه آبادی کتابخانه امید ایران کمال يوسف پور گالری احسان گردهمایی مکتب اصفهان لینکستان معماری مجله علمی پژوهشی هویت شهر مجله معمار مجله معماری و ساختمان مجله معماری و فرهنگ مجموعه مقالات معمارشیتکت معماری نیوز نظر آنلاین نگار نصيری نینا شاهرخی واحد علوم و تحقيقات