جهان بدون مرز ، فضاي بدون مرز
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٢  

این مقاله در فصلنامه تحصصی "معماری و شهرسازی" شماره 70-71 ، در تابستان 1382 از صفحه 59 تا62 به چاپ رسیده است. که به دلیل درخواست دانشجویان کارشناسی ارشد معماری ، آتلیه طرح یک ، متن آن ارائه می شود.

 

جهان بدون مرز ، فضاي بدون مرز

آزاده شاهچراغي

 

جهاني كه در آن به سر ميبريم، نقطه تقارب وتداخل پديده ها و از بين رفتن مرزميان آنهاست. معادلات دوقطبي پيشين كه مرزهاي فرهنگي را مشخص واز هم جدامي كرد(مانند :‌ ما وديگران ، خودي وغير خودي ، شرق وغرب ، شمال وجنوب ، ) عميقا رنگ باخته است و تمام اين معاني در تركيبات گوناگون ، در نسبت هاي متغير و درمنظومه‌هايي كه هردم فرو مي‌پاشند ودوباره شكل ميگيرند ، از ميان رفته‌اند. (شايگان، 1380 )

امروزه ازيك سو زير ساخت هاي ارتباطات و تعاملات جهاني ، از خطوط هوايي گرفته تااينترنت ، ايجاد شبكه هاي فراملي وجهاني را تسهيل كرده و موجب پيوند مردم ، سازماها وگروهها در نقاط مختلف جهان به يكديگر شده‌اند و از سوي ديگر افزايش اينگونه تعاملات سبب شده است تا حوزه هاي محلي وجهاني ( در حيطه هاي فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي، ) در هم ادغام شوند ، تا جايي كه شاهد شكل گيري ”جهان بدون مرز ” باشيم . جهاني كه مهمترين ويژگي مردمان آن ، زيستن در ”فضاي‌بدون مرز” است . (تصوير 1)

دراين ميان ، معماري نيز ، كه هم شكل يافته از زمان حال وهم انعكاس دهنده آن در نحوه سازماندهي فضاست ، دچار تغيير ، تحول ودگرگوني شده است. چراكه مفهوم ”مرز” يكي از مهمترين مفاهيمي است كه فضاي معماري بر مبناي معماري برمبناي آن شكل ميگيرد و مسلما پديدار گشتن ”بي مرزي” موجب ايجاد كيفيتهاي خاص ، هم درشكل كالبدي معماري وهم درشيوه استفاده از فضاي آن ، ميشود .

دربيان كالبدي ، هر محدوده توسط يك ” مرز ” تعيين ميشود ، اما يك مرزآن نيست كه چيزي درآن متوقف شود . بلكه چنانكه يونانيان دريافتند ، ” مرز ”آن است كه چيزي از آن ، هستي خود را آغاز ميكند . (هايدگر)

اززمانيكه انسان ، اولين سرپناه را براي خود ايجاد كرد ، با جدا سازي فضاي داخل وخارج توسط وي ، تعريفي از مفهوم ”مرز” در سازماندهي فضا ( به طور مصنوع ) به وجود آمد. در مراحل بعدي پيشرفت دانش انسان درحيطه ساخت وساز ، مرزهاي يك فضاي ساخته شده را عناصري همچون كف ، ديوار وسقف تعريف ميكردند. به اين ترتيب ، ماهيت فضا نيز در چگونگي تعريف مرزهاي آن شكل ميگرفت .

در تحولات بعدي ، اهميت مفهوم ”مرز”درمعماري تا آنجايي پيشرفت كه رابرت‌ونتوري، معماري را به منزله ”ديواري ميان داخل وخارج ” تعربف كرد. (Venturi, 1967 )

اما عليرغم آنكه، تعريف ”مرز” ومحدوده ،‌موجب ايجاد ساختارهاي گوناگون فضايي معماري درطول تاريخ شد، به همان اندازه نيز ،‌كيفيات جديدي در فضا ، برمبناي محو كردن وازبين بردن مفهوم ”مرز” درآن ، به وجود آمد.

به عنوان مثال ونتوري ،‌جسورانه ترين پيام معماري مدرن را فضاي روان آن ميداند كه براي دستيابي به پيوستگي فضاي داخل وخارج تلاش ميكند(Venturi, 1967)

شايد بتوان گفت كه بارزترين نمود اين مسأله با مطرح شدن بحث شفافيت    ( transparency ) درفضا شكل گرفت . ساخته شدن ”خانه هاي شيشه اي ”ميس و ندروهه حاكي از خلق شدن فضايي جديد بود كه ديگر ، متحمل حضور ديوارهاي صلب وسنگين ، براي جداسازي فضاي داخل وخارج نبود. دراين خانه ها ، فضاي درون خانه با فضاي بيرون از آن ، تداخل مي يافت وبا ايجاد رابطه بصري شديد ميان داخل وخارج ، گويي ”مرز” ميان آندو محو ميشد وفرد در فضاي جديدي كه ”نه داخل بود و نه خارج” واز سويي ”هم داخل بود وهم خارج” قرار ميگرفت .

اين مسأله در ”خانه شيشه اي” (Glass house ) فيليپ‌جانسون (1949) ، نيز بار ديگر در مسأله ”شفافيت” (Transparency) به وجود آمد (تصوير 2و3)

درمسأله ”شفافيت” رابطه بصري شديد ميان فضاي داخل وخارج ، اصلي ترين امر در محو كردن ”مرز” ميان دوفضا بود اما در تجربه هاي نوين،‌تعاريف هندسي جديد امكان ايجاد سطوحي باخصوصيات ويژه را فراهم ميكند كه درآنها به واسطه رابطه هاي هندسي ”مرز”ميان درون وبرون از بين ميرود . ”نوار‌موبيوس” با خصوصيت ويژه خود، رابطه بين درون وبيرون را وارونه ميكند. يعني هر نقطه از يك سطح موبيوسي در عين حال كه درون است بيرون نيز ميباشد . بنا براين دريك تغيير پيوسته نوعي دگرگوني درماهيت فضا صورت ميگيرد كه ، آن را داراي خاصيتي دوگانه اما پيوسته ميكند و درواقع نوعي ”بي مرزي” در فضا بوجود مي‌آورد . (تصوير 4)

فرشيد موسوي ، در طراحي ”خانه مجازي” (Virtula house) ، با استفاده از خصوصيات نوار موبيوس ، مرزهاي ميان داخل وخارج ، پايين وبالا ، جلو وعقب درفضارا از بين مي‌برد.در اين خانه محدوده وساختار در فضا ، با دستاويزهاي توپولوژيكي درسطح ، به وجود مي‌آيد. (تصوير5)

اماهمين‌معمار،درطراحي پروژه‌پايانه دريايي يوكوهاما (Yokohama Port Terminal )، با ايجاد ساختار فضايي ويژه اي ، منظر(Landscape) شهر ومعماري را به گونه‌اي با هم تلفيق ميكند كه خط‌ميان ساختمان وسايت اطراف پروژه ،‌محو ميگردد. (Pllock,2002)

از نگاهي ديگر ميتوان گفت كه اين نوع ”بي مرزي ”درفضا به نوعي حاوي مفهوم ”پيوستگي فضايي” نيز ميباشد. به طوريكه شيوه سازماندهي مسيرها (Circulation) درون اين ساختمان ، سبب ايجاد پيوستگي مسير از درون ساختمان به بيرون آن وبلعكس ميشود واين مسأله بر شكل گيري كالبد وفرم (Form) نهايي پروژه نيز مؤثر است . (تصوير 6و7)

”پيوستگي فضايي” يكي از جنبه هاي بنيادين معماري وشهر سازي گذشته ايران ، نيز هست . دراين نوع شهرسازي، گذر از فضايي به فضاي ديگر پي در پي وهمواره تكرار شده است ، بي آنكه هرگز اين پيوستگي قطع شود . در واقع اين فضا‌ها ،‌فرد نيازي به خروج از محيطي موجود ومعين ندارد. بلكه يك سلسله گذرگاه ماهرانه تدارك ديده ميشود و مورد استفاده قرار ميگيرد (استيرلن، 1377)  يعني فضاهاي شهري بي‌آنكه ”پيوستگي” خود را در سطح از دست بدهند ، توسط گذرها ازهم تفكيك ميشوند و گسترش شهر حول نقاط و گروههاي اساسي ( نظير مساجد، ميدانها،‌) به طور همگني، شكل ميگيرد .

در مجموع، فضاهاي معماري وشهرسازي ايراني ،‌فضاهاي متنوعي  هستند كه دريك سازماندهي فشرده و يكپارچه ، بدون ايجاد مرزهاي قطعي ، به يكديگر تبديل ميشوند .وحدت فرم هاي ايراني از تقابل بصري فضا،‌شكل وسطح ويژگي هاي هريك از آنها شكل ميگيرد .

درواقع دراينگونه بافتهاي شهري ، ساختمان به طور مجزا ومنفرد جلوه گر نميشود بلكه در بافتي فشرده ، گنجانده ميشود كه درآن هيچگونه گسست وانقطاع بين عناصر گوناگون وجود ندارد .

شكل گيري فضاهاي ناهمگون در كالبدي پيوسته ، به خوبي درساختار فضايي بازارهاي ايران مشهود است . فضايي كه هريك به طور جداگانه ساختاركاملي دارند ودرنتيجه اتصال با هسته بازار، در هم تنيده ميشود ، مرزهاي قطعي ميان آنها از بين ميرود وحالتي «بدون مرز» پيدا ميكنند. (تصوير 8 - بازار كاشان )

دربازار ، همبندي يك فضا به فضايي ديگر ناگريز از الگوي بنيادين اتصال ، انتقال ووصول پيروي ميكند. ( اردلان ، بختيار ، 1380)

در واقع بازار ، به عنوان فضاي گذر، حوزه‌اي ايجاد ميكند كه باعث انتقال يافتن فضاها دريكديگر ميشود و به عبارتي ديگر داراي فرمي خطي است كه سبب ميشود هسته هاي ديگر در هم تداخل يابند وبه يكديگر تبديل شوند. همانند قطره هاي آبي كه بر روي يك حوزه مغناطيسي قرار ميگيرند و بلافاصله پس از چند لحظه ، بنا بر خاصيت ملكولي خود ، به هم مي پيوندند به طوريكه ديگر نميتوان براي هر قطره ، مرزي قطعي تعيين كرد . (تصوير 9 بازار كاشان)

مسأله مهم ديگري كه درساختار فضايي بازار وجود دارد ونبايد از آن غافل شد آنست كه بازار در شهرهاي ايران ،شهر را به فضاي خرد تر ، پيوند ميدهد . و با ايجاد ”نوعي پيوستگي فضايي” مرز قطعي ميان معماري وشهر را از بين ميبرد وهمين مسأله هست كه سبب ميشود تا بازار همواره به عنوان فضايي پويا وفعال با توان فرهنگي بسيار زياد ، به مكاني براي تعاملات اجتماعي مبدل گردد.

بازار بيانگر موجوديت مكاني همگاني است كه درآن ، هم به رفت وآمدهاي بي تكلّف وآزاد وهم به كارهاي مربوط به دادوستد در زمينه هاي مختلف پرداخته ميشود.(فلامكي،1371)

گويي‌”فضاي بدون مرز” بازار برحضور ”بدون مرز”اقشار گوناگون اجتماعي درآن تأكيد بيشتري ميكند و آنرا به فضايي براي تبادلات فرهنگي وارتباطات اجتماعي تبديل ميسازد كه اين مسأله بعد ديگري از”فضاي بدون مرز”است  .(تصوير10)

 درواقع ”حضور بدون مرز ” افراد درفضا موجب ايجاد شيوه اي خاص دراستفاده از فضا ميشود و ارزشهاي خاص خود را نيز به دنبال دارد . از جمله آنكه سبب فراهم آمدن محيط هاي براي تعاملات اجتماعي ميشود، امري كه در ” جهان بدون مرز” امروز بسيار قوت گرفته است .

اگرچه درنمونه هايي ديگر درطول تاريخ ، فضاها شهري همانند آگورا ، فوروم ، ميدان ( پلازا ) ، وديگر فضاهاي باز ( روباز ) نيز ، مكان اصلي اين تعاملات درسطح شهر‌ها بودند، اما درتجربه هاي نوين شاهد طراحي وساخت بناهايي هستيم كه در آنها فضاهايي به منظور تبادل فرهنگ ، گفتگو وتعاملات اجتماعي ميان شهروندان ، اختصاص مي‌يابد . ( تصوير 11 ميدان سن پيتر رم )

به عنوان نمونه درسال 1999 ، رم كولهاس در ارائه طرحهاي اوليه كتابخانه مركزي جديد براي شهر سياتل ، علاوه بر درنظر گرفتن فضاهاي رايج دركتابخانه ، سالني را درطبقه همكف ساختمان درنظر ميگيرد وتأكيد مي‌كند كه : ” اين اتاق نشيمن ، از آن كل شهر است ” . از اين رو طراحي لابي اصلي اين كتابخانه با ايده  ” يك نشيمن براي شهر ” انجام ميشود .

درسالهاي اخير،‌نورمن فاستر نيز ،‌در طراحي ساختمان ” تالارشهري لندن” ‌L ondon City Hall) ) چنين فضايي را براي ساختمان درنظرميگيرد . او در بالاترين قسمت ساختمان، فضايي مناسب با ديد مطلوب به مناظر شهرلندن را به عنوان ” اتاق نشيمن لندن ” ( London’s Living Room) درنظرميگيرد. فضاها دراين ساختمان به گونه اي سازماندهي ميشود كه ميتوان آنرا به عنوان يك فضاي شهري سرپوشيده قلمداد كرد (تصوير 12و13 )

به اين ترتيب باطراحي و احداث چنين بناهايي ” مرز ” ميان شهر ومعماري محو ميشود و فعاليت هاي شهري به درون ساختمانهاي مرتفع راه مي‌يابد . امادر اينجا بايد توجه داشت كه اين بار برخلاف نمونه هاي پيشين كه به آنها اشاره شد، ” فضايي بدون مرز” دربيان كالبدي بنا وپيوستگي آن با پيرامونش ،‌ظهور نمي‌يابد ،‌بلكه در سالن‌هاي شهري (تالارهاي شهري ) ، ” بي مرزي” ميان فضاها ، درفعاليت هاي جاري درآنها رخ مي‌دهد.

در واقع برخلاف تعريف ” مرز ” مابين شهر وساختمان ، ميان فعاليتهاي اين دوحيطه ”‌بي‌ مرزي” اتفاق مي افتد ونبايد فراموش كرد كه اين مسأله خود ناشي از نحوه مديريت اين فضاهاست .

درشهرهاي معاصر، شيوه مديريت فضاهاي شهري ، اصلي ترين عامل درآزادي استفاده از فضاهاست . همانطوركه يك سوء مديريت مي‌تواند بهترين فضاهاي شهري از لحاظ كالبدي را باركود مواجه كند ، به همان صورت هم ميتواند سبب از بين رفتن مرزها و محدوديت ها براي استفاده شهروندان از فضا شود وموجب ايجاد مكاني براي ارتباطات اجتماعي وتعاملات فرهنگي ميان آنان گردد. تابدين گونه ” فضاي بدون مرز ” به سبب ”حضور بدون مرز” افراد درفضاها و در” جهان بدون مرز ” معاصر ، شكل گيرد .

منابع :

- شايگان ، داريوش ( 1380 ) : ”‌ افسون زدگي جديد ، هويت چهل تكه وتفكر سيار ”  ،‌ ترجمه : وليايي ، فاطمه ، نشر فرزان ، تهران         ( صفحه 8)

-فلامكي ، محمد منصور (1371 ) : ” شكل گيري معماري درتجارب ايران وغرب ” ،‌ نشر فضا ، تهران (صفحه 70)

-اردلان ، نادر و بختيار ، لاله (1380 ) : ” حس وحدت ” ، ترجمه : شاهرخ ،‌حميد ، نشر خاك ، تهران (صفحه 17)

-استيرلن ،‌هانري (1377 ) : ” اصفهان تصوير بهشت ”  ، ترجمه : ارجمند ، جمشيد ، نشر فرزان ، تهران (صفحه 55 )

 

-Venturi , Robert(1967) : “ Complexity and Contradiction in Architecture” New York , (p.100)

-Pollock , Naomi(2002) : “FOA blurs the line between landscape and building …” ,   Architectural Record  , no.11 , 2002 (p.143)

-Architectural Record , “ London City Hall “ , no.2 , 2003 (p.114 )

-A.D. (SCI-FI Architecture) ,” Virtual house “ , Vol 69  , no.3,4,March – Apirl 1999 (p.79)